کد مطلب: ۱۰۴۶۹۲۹
|
|
۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۷

جایگاه استاد؛ معیاری برای سنجش قدرت علمی و آینده‌مندی ایران

جایگاه استاد؛ معیاری برای سنجش قدرت علمی و آینده‌مندی ایران
در ارزیابی قدرت کشور‌ها معمولاً به شاخص‌هایی، چون رشد اقتصادی، توان فناوری یا ظرفیت‌های صنعتی اشاره می‌شود؛ اما در پسِ همه این شاخص‌ها، متغیری بنیادی‌تر قرار دارد: جایگاه علم و صاحبان علم در جامعه. تجربه تاریخی نشان می‌دهد هرگاه عالمان و معلمان در کانون احترام و اعتماد قرار گرفته‌اند، مسیر پیشرفت علمی و نهادی نیز هموار شده است.

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان-سید کامران یگانگی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان: در ارزیابی قدرت کشور‌ها معمولاً به شاخص‌هایی، چون رشد اقتصادی، توان فناوری یا ظرفیت‌های صنعتی اشاره می‌شود؛ اما در پسِ همه این شاخص‌ها، متغیری بنیادی‌تر قرار دارد: جایگاه علم و صاحبان علم در جامعه. تجربه تاریخی نشان می‌دهد هرگاه عالمان و معلمان در کانون احترام و اعتماد قرار گرفته‌اند، مسیر پیشرفت علمی و نهادی نیز هموار شده است. برعکس، هرگاه شأن و موقعیت آنان دچار تزلزل شده، توان فکری جامعه نیز به تدریج دچار فرسایش گردیده است. در این میان، استاد دانشگاه جایگاهی ممتاز دارد؛ زیرا او حلقه اتصال تولید دانش، تربیت نیروی انسانی و فهم مسائل ملی است. به همین دلیل، کیفیت و منزلت حرفه استادی را می‌توان یکی از دقیق‌ترین معیار‌ها برای سنجش آینده‌مندی یک کشور دانست.

استادی؛ نهادی برای تولید عقلانیت

دانشگاه صرفاً محل انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه نهادی است که در آن شیوه اندیشیدن شکل می‌گیرد. استاد دانشگاه در این فرآیند نقشی محوری دارد. او نه تنها دانش تخصصی را منتقل می‌کند، بلکه افق‌های فکری نسل‌های جدید را نیز صورت‌بندی می‌کند.

هر جامعه‌ای که بتواند چنین نهادی را تقویت کند، در واقع بنیان عقلانیت علمی خود را مستحکم ساخته است. به همین دلیل است که در بسیاری از کشور‌های پیشرو، حرفه استادی از جایگاهی برخوردار است که فراتر از یک شغل اداری تعریف می‌شود؛ این حرفه بخشی از زیرساخت راهبردی توسعه تلقی می‌شود.

در ایران نیز اگرچه دانشگاه‌ها گسترش قابل توجهی یافته‌اند، اما پرسش مهم‌تر آن است که آیا جایگاه استادان در نظام اجتماعی و سیاست‌گذاری علمی به اندازه نقش واقعی آنان مورد توجه قرار گرفته است یا نه.

فرسایش منزلت استاد و پیامد‌های آن

هر نظام علمی برای پویایی خود نیازمند سه عنصر اساسی است: منزلت اجتماعی، امنیت حرفه‌ای و امکان تمرکز بر فعالیت علمی. هنگامی که هر یک از این عناصر تضعیف شود، نخستین پیامد آن کاهش انگیزه و افت کیفیت فعالیت‌های علمی است. اگر حرفه استادی از جذابیت لازم برای نخبگان برخوردار نباشد یا استادان با دغدغه‌های معیشتی و ساختاری گسترده مواجه شوند، دانشگاه به تدریج از کارکرد اصلی خود فاصله می‌گیرد. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش توان پژوهش، محدود شدن نوآوری و در نهایت تضعیف ظرفیت حل مسئله در سطح ملی خواهد بود. به همین دلیل، مسئله وضعیت استادان دانشگاه را نمی‌توان صرفاً موضوعی صنفی دانست. این مسئله مستقیماً با قدرت علمی و توان رقابت کشور در عرصه دانش و فناوری ارتباط دارد.

آموزش عالی و مسئولیت آینده‌سازی

در قریب به پنج دهه اخیر، آموزش عالی در ایران با توسعه کمّی گسترده‌ای همراه بوده و دانشگاه آزاد اسلامی سهم قابل توجهی در این فرآیند داشته است. اکنون، اما مرحله‌ای فرارسیده که توجه به کیفیت علمی و ارتقای جایگاه استادان اهمیت بیشتری یافته است.

دانشگاه زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را در پیشرفت کشور ایفا کند که استادان آن از شأن علمی، امنیت حرفه‌ای و فرصت کافی برای پژوهش برخوردار باشند. در چنین شرایطی است که دانشگاه از یک نهاد صرفاً آموزشی به نهادی اثرگذار در تولید فکر و حل مسائل جامعه تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی

روز معلم و استاد فرصتی است برای تأمل در این واقعیت که آینده کشور‌ها نه فقط در کارخانه‌ها و مراکز صنعتی، بلکه در دانشگاه‌ها و محیط‌های علمی شکل می‌گیرد. اگر جایگاه استادان دانشگاه تقویت شود، سرمایه فکری جامعه نیز تقویت خواهد شد و مسیر پیشرفت علمی هموارتر می‌شود. از این منظر، جایگاه استاد دانشگاه را باید آیینه‌ای دانست که در آن می‌توان افق آینده یک کشور را مشاهده کرد؛ آیینه‌ای که هرچه روشن‌تر باشد، چشم‌انداز پیشرفت نیز روشن‌تر خواهد بود.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر