کد مطلب: ۱۰۴۳۶۵۶
|
|
۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۴

تقویت نیروی هوایی در دکترین دفاعی ایران

تقویت نیروی هوایی در دکترین دفاعی ایران
حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در بخشی از پیام روز ۲۹ فروردین به مناسبت سالروز ارتش جمهوری اسلامی ایران می‌فرمایند: «بی‌شک خطّ ترقی توانمندی‌های مختلف این نهاد مردمی اصیل که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور را پاسداری می‌کند، باید به‌طور مضاعف پیگیری شود و بِإِذْنِ‌الله در افقی نزدیک، تدابیر لازمه برای تحقق آن صادر خواهد شد.»

به گزارش مجله خبری نگار، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در بخشی از پیام روز ۲۹ فروردین به مناسبت سالروز ارتش جمهوری اسلامی ایران می‌فرمایند: «بی‌شک خطّ ترقی توانمندی‌های مختلف این نهاد مردمی اصیل که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور را پاسداری می‌کند، باید به‌طور مضاعف پیگیری شود و بِإِذْنِ‌الله در افقی نزدیک، تدابیر لازمه برای تحقق آن صادر خواهد شد.»

این نکته مطرح‌شده در پیام رهبر معظم انقلاب ازآن‌جهت حائز اهمیت است که ارتقا و بهسازی توان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می‌رسد. «دفاع مقدس سوم» نشان داد که نیاز فوری و مبرمی به افزایش توان رزمی نیروی هوایی وجود دارد.

طبق گزارش NBC News، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه خساراتی بیش از آنچه اعلام شده بود دریافت کرده‌اند. نکته جالب این گزارش آن است که این خبرگزاری ادعا می‌کند در روز ۹ اسفند، نیروی هوایی ایران با جنگنده‌های F۵ خود پایگاهی در کویت را بمباران کرده است. پس از انتشار این گزارش، رسانه‌های ایرانی در گزارشی تکمیلی از عملیات‌های نیروی هوایی ایران در اقلیم کردستان و همچنین عملیات عمیق جنگنده‌های سوخو۲۴ ارتش در قطر خبر دادند.

اهمیت این گزارش در آن است که عملیات با جنگنده‌های F۵ تایگر از پایگاه چهارم شکاری وحدتی دزفول انجام شده است. این جنگنده‌ها قدیمی‌ترین پرنده‌های عملیاتی نیروی هوایی ارتش به شمار می‌روند؛ جنگنده‌ای که نخستین‌بار در دهه چهل شمسی وارد ایران شد و شاید این عملیات آخرین حضور رزمی آن در تاریخ باشد. جنگنده‌ای که از دوران جنگ ویتنام در نبرد‌های هوایی شرکت داشته و دهه‌ها در ایران نیز ایفای نقش کرده است.

بلاشک انجام مأموریت با جنگنده‌ای قدیمی و در برابر حجم گسترده سامانه‌های پدافندی دشمن، اقدامی بسیار شجاعانه است. خلبانانی که با علم به خطر و احتمال بازنگشتن، در چنین مأموریت‌هایی شرکت می‌کنند، از رشادت و سلحشوری بی‌نظیری برخوردارند. اما علی‌رغم این فداکاری، نباید فراموش کرد که نیروی هوایی ایران سال‌هاست با مشکلات اساسی مواجه است.

اهمیت آسمان در نبرد‌های مدرن از ۱۰ مه ۱۹۴۰ و با حمله چتربازان آلمانی به هلند آغاز شد و طی دهه‌های بعد همواره ثابت شد که حفظ آسمان خودی و ناامن‌کردن آسمان دشمن، نقشی تعیین‌کننده دارد. جنگ شش‌روزه اعراب و رژیم صهیونیستی و همچنین عملیات آزادسازی کویت در سال ۱۹۹۱ نشان داد که تسلط بر آسمان می‌تواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد. سال‌هاست که برای استراتژیست‌های نظامی در سراسر جهان این حقیقت روشن شده که نیروی هوایی مقتدر، رکن اصلی توان آفندی و پدافندی یک کشور است.

تاریخ نیروی هوایی ایران در هشت سال دفاع مقدس نیز مملو از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد چگونه جسارت و ابتکار خلبانان ایرانی توانست معادلات میدان نبرد را تغییر دهد. از عملیات بزرگ H- ۳ در فروردین ۱۳۶۰ که در آن جنگنده‌های ایرانی با پروازی طولانی و پیچیده مجموعه پایگاه‌های هوایی عراق در غرب این کشور را هدف قرار دادند، تا حملات عمیق به مراکز حیاتی مانند پالایشگاه کرکوک و نیز عملیات‌های پشتیبانی نزدیک هوایی در جریان آزادسازی خرمشهر؛ همه‌وهمه بیانگر نقش تعیین‌کننده نیروی هوایی در سال‌های جنگ است. این عملیات‌ها نشان داد که حتی در شرایط محدودیت تجهیزات و فشار‌های گسترده، ابتکار عمل، مهارت خلبانان و برنامه‌ریزی دقیق می‌تواند نیروی هوایی را به یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در سرنوشت نبرد تبدیل کند. اما پرسش مهم اینجاست: در «دفاع مقدس سوم»، چرا نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، آن نقش پررنگ و سرنوشت‌ساز دوران «دفاع مقدس اول» را ندارد؟ چگونه شد که سال‌ها این واقعیت بدیهی را- که باید نیروی هوایی رسیدگی و به‌روزرسانی شود- نادیده گرفتیم؟ در پاسخ به این پرسش، تحلیل‌های گوناگونی ارائه شده است. در این نوشتار، قصد ما بررسی مهم‌ترین آنهاست.

۱- تحریم‌های تسلیحاتی؛ بهانه یا مانع اصلی؟

پاسخ نخست این است که «نیروی هوایی، نیرویی شدیداً تجهیزات‌محور است و ما همواره تحت تحریم‌های سنگین نظامی بوده‌ایم.» این گزاره، حاوی نکته‌ای درست و جدی است. تحریم‌های گسترده نظامی علیه کشوری مستقل، آن هم در شرایطی که جهان عملاً زیر سایه یک نظم تک‌قطبی اداره می‌شود، طبیعتاً امکان خرید گسترده و روزآمد جنگنده‌های مدرن را بسیار محدود می‌کند.

اما مدافعان این پاسخ، معمولاً به این نکته توجه نمی‌کنند که ما در سایر حوزه‌های نظامی نیز با تحریم‌های مشابهی روبه‌رو بوده‌ایم. سردار شهید امیرعلی حاجی‌زاده در مصاحبه‌ای اشاره کرده‌اند که روس‌ها حتی از دادن کاتالوگ سیستم‌های راداری به ما امتناع می‌کردند. یعنی این تحریم‌ها تقریباً همه حوزه‌های تسلیحاتی را در بر می‌گرفت.

طبیعتاً هیچ‌کس انتظار نداشته و ندارد که نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران همانند رژیم صهیونیستی یا برخی رقبای منطقه‌ای، دسترسی دائم و بدون محدودیت به خرید جنگنده‌های روز دنیا داشته باشد؛ اما به‌درستی انتظار می‌رفت که مسئولان نظامی، با تدوین یک نقشه راه اصولی و بلندمدت و با اتکا به ظرفیت‌های داخلی و همان معدود همکاری‌های نظامی با کشور‌های دوست، گام‌های جدی برای ارتقای نیروی هوایی بردارند.

اگر فرض کنیم امکان خرید گسترده جنگنده‌های نوین برای ما وجود نداشته است (که خود این فرض، نیازمند بحث مستقل است)، دست‌کم می‌توانستیم جنگنده‌های موجود را به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده ارتقا دهیم. پروژه‌های ارتقایی، چون «شهید عرفانیان» روی ناوگان F-۷ نهاجا و یا پروژه «شهید دوران» برای F-۴‌ها، هیچ‌گاه به شکل فراگیر و گسترده اجرا نشدند.

جنگنده‌های MiG-۲۹ نیروی هوایی که در دوره فرماندهی شهید بزرگوار سرلشکر ستاری خریداری شدند، همگی نسخه‌های اولیه و پایه بودند. در طول سال‌های گذشته، در خود روسیه و برخی کشور‌های دیگر، ارتقا‌های متعددی روی این پرنده انجام شده است؛ اما ما شاهد کوچک‌ترین ارتقای جدی و سراسری روی ناوگان «شاهین‌های ایرانی» نبوده‌ایم. این، بیش از آنکه ناشی از تحریم باشد، محصول غفلت و نبود اراده کافی برای نوسازی است.

۲- با وجود موشک و پهپاد، جنگنده لازم نیست

پاسخ دوم که سال‌هاست در فضای رسانه‌ای و بعضاً کارشناسی کشور تکرار می‌شود، این است که: «با وجود پهپاد و موشک، نیازی به جنگنده نداریم.» مسئله اصلی در این نوع نگاه، این است که عملاً «سناریوی ازدست‌رفتن آسمان» را در نظر نمی‌گیرد. گویی فرض بر این است که آسمان کشور همواره امن است و تنها مسئله، توان تهاجمی ما روی زمین و در برد‌های دوردست است.

حتی اگر بپذیریم که در بخش آفندی و ضربت زدن به اهداف دوردست، تا حدی می‌توان از جنگنده بی‌نیاز شد، برای دفاع از آسمان خودی به‌هیچ‌وجه نمی‌توان نقش جنگنده را انکار کرد. در «دفاع مقدس دوم» دیدیم که چگونه پهپاد‌ها و جنگنده‌های رژیم صهیونیستی، لانچر‌های موشک‌های بالستیک ما را هدف قرار می‌دادند. بخشی از اپراتور‌های این لانچر‌ها شهید یا مجروح شدند؛ درحالی‌که با آگاهی از خطر، شجاعانه به مأموریت می‌رفتند.

اگر ما در آن مقطع، جنگنده‌هایی در آسمان همان مناطق داشتیم که فضای پیرامون «شهر‌های موشکی» را امن کنند، نرخ شلیک و بقای موشک‌ها بالاتر می‌رفت و هم حمایت هوایی از بهترین و شجاع‌ترین فرزندان این سرزمین، رقم می‌خورد. این نیرو‌های انسانی، سرمایه‌ای هستند که حفظ آنها از خود پرتابگر موشکی مهم‌تر است؛ زیرا جایگزینی چنین انسان‌های آموزش‌دیده و باانگیزه‌ای، بسیار زمان‌بر و دشوار است.

بنابراین، در هر دو پاسخ یادشده به پرسش «چرا نیروی هوایی مقتدر نداریم؟» نوعی کم‌توجهی به واقعیت دیده می‌شود. به نظر نگارنده، آنچه بیش از همه باعث شد نیروی هوایی ایران نتواند جایگاه بایسته خود را در نبرد‌های اخیر ایفا کند، یک غفلت چندین‌وچندساله در سطح سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی دفاعی است.

۳- چشم‌اندازی که بار‌ها از دست رفت

در دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی، زمزمه‌هایی از خرید و حتی راه‌اندازی خط تولید جنگنده سوخو-۳۰ به گوش رسید. اما متأسفانه باز هم همان نگاه قدیمی غالب شد: اینکه «نیازی فوری به یک نیروی هوایی مقتدر نداریم.»

به‌این‌ترتیب، ما پیوسته و مداوم، زمان و فرصت‌های ارتقا و بازسازی نیروی هوایی را از دست دادیم و امروز نتیجه این تعلل را به‌وضوح می‌بینیم. در صورت برخورداری از یک نیروی هوایی قوی، هم «پدافند» ما لایه مؤثرتری پیدا می‌کرد و هم «آفند» ما در برابر هر متجاوز احتمالی، سنگین‌تر و بازدارنده‌تر می‌بود.

برای کشوری مانند ایران که در منطقه‌ای به‌شدت پر مخاطره و مملو از حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای زندگی می‌کند، ایجاد و نگهداری یک نیروی هوایی مقتدر و در شأن نظام جمهوری اسلامی ایران، امری ضروری و به تعبیر اغراق‌آمیز، «واجب‌تر از نان شب» است

منبع: فرهیختگان-مهدی عارفان، پژوهشگر دفاعی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر