کد مطلب: ۱۰۴۲۲۲۲
|
|
۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۹

تمام تخم‌مرغ‌های شیخ‌نشین‌های خلیج فارس هنوز هم در دست یانکی‌ها؟

تمام تخم‌مرغ‌های شیخ‌نشین‌های خلیج فارس هنوز هم در دست یانکی‌ها؟
در جنگ نرم میان ایران و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس کدام یک برنده‌اند؟

به گزارش مجله خبری نگار، پاسخ سخت و همه‌جانبه ایران به آمریکا و اسرائیل در جنگ رمضان با حمله به مواضع نظامی و اقتصادی ایالات متحده در کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس نه‌تنها موضع نظامی کشور در نبرد نامتقارن با شیاطین را تقویت کرد، بلکه توانست به‌واسطه این امکان از ظرفیت پنهانش در جنگ نرم استفاده کند و شکافی عمیق میان مخاطبان رسانه‌های معتبر دنیا و همچنین کاربران شبکه‌های اجتماعی به وجود بیاورد. به بیان دیگر این توان قابل‌توجه ایران در تقابل آتش و حضور مردم در خیابان بود که توانست تصویر تصنعی و دروغین غرب و طیفی از متحدان آنها نسبت به ما را تغییر دهد و طرحی نو دراندازد. اما آیا این وضعیت در ادامه نیز ادامه پیدا خواهد کرد؟ تجربه نشان داده که فقدان راهبرد و استراتژی مشخص دلیل عدم تثبیت جایگاه رسانه‌ای ایران است. اکنون باید با درنظرگرفتن سلایق گوناگون، فکری به حال تدوین برنامه‌های مدون و دقیق در میان‌مدت و بلندمدت کرد و اجازه نداد تا دولت‌های رقیب، معاند و متخاصم از افکار عمومی ما برای رسیدن به اهداف خود یارگیری کنند.

بر همین اساس چنانکه مشاهده شد، این رسانه‌های کوچک و مردمی بودند که در حد بودجه و توان مالی محدود خود توانستند نقش فعالی در جبهه ایران بازی کنند و از صداوسیما در مواردی سبقت بگیرند! در سوی دیگر ماجرا کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس قرار دارند که اکنون باید پس از ضربه‌های متعدد ایران به زیرساخت‌های نظامی-اقتصادی و مهم‌تر از آن زیر سؤال رفتن هیمنه نمادین خود در نظر شهروندانشان تصمیم بگیرند. آنها دو راه در پیش دارند: یا با هدف تضمین امنیت خویش در بلندمدت، سکوت پیشه و تا خروج کامل آمریکایی‌ها از منطقه در زمین ایران بازی کنند یا رویه سابقشان را ادامه دهند و برای خوشایند یانکی‌ها به تقابل با ایران بپردازند. از شواهد و قرائن این‌طور پیداست که سعودی و امارات هنوز به اتخاذ تصمیمی جدی در این رابطه نرسیده‌اند؛ اما از گوشه‌وکنار شنیده می‌شود که آنها ممکن است به‌طور موقت کمافی‌السابق روی اسب بازنده شرط ببندند و تخم‌مرغ‌های خود را در سبد آمریکا و اذنابش قرار دهند تا در جنگ نرم مهره‌های بیشتری برای بازی‌کردن داشته باشند.

حرف حساب امارات چیست؟!

«ریم الهاشمی» وزیر مشاور در امور همکاری‌های بین‌المللی امارات چندی پیش در یک مصاحبه تلویزیونی ضمن محکوم‌کردن ایران به‌خاطر حمله به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های آمریکایی در شیخ‌نشین‌های این کشور بیان داشت که آنها برخلاف ایران، بازیگری مسئول در سطح جهانی هستند و از نفت در جهت تحکیم قدرت اقتصادی و نرم خود استفاده می‌کنند! اگر از این نکته که امارات متحده عربی در پیگیری سیاست‌های توسعه‌طلبانه و میلیتاریستی به سودان و شرق یمن حتی از عربستان پیشی گرفته بگذریم، نمی‌توانیم دست محسوس و نامحسوس این کشور در جنگ نرم و تهاجم فرهنگی علیه ایران را انکار کنیم. امارات در سال‌های اخیر برای اثبات قدرت خود در همه ابعاد به بازیگری تهاجمی در عرصه‌های گوناگون تبدیل شده و در این مسیر هیچ سرعت‌گیری را برای خود لحاظ نکرده است.

این شیخ‌نشین مانند عربستان و قطر سالانه بخش قابل‌توجهی از بودجه‌اش را صرف امور نظامی می‌کند. در واقع مسئولان اماراتی معتقدند باید در بلوک آمریکا قرار بگیرند تا امنیتشان حفظ شود. در همین راستا آنها با فروختن رؤیا به ساکنان شمالی خلیج‌فارس ازطریق بازنمایی رؤیای زندگی در جنوب این آبراه نه‌تنها قصد تحکیم بنیان قدرت خویش را دارند، بلکه می‌خواهند در این راه ایران و جنبه فرهنگی غنی و تاریخی آن را تضعیف کنند. برای نمونه، گشایش موزه «لوور ابوظبی» در سال ۲۰۱۷ به دست رئیس‌جمهور فرانسه، «امانوئل مکرون» در همین راستا قرار گرفته و دسته‌بندی می‌شود. تأسیس موزه لوور در امارات، این کشور را برای گردشگران خارجی به یکی از مقاصد فرهنگی منطقه تبدیل کرد، درحالی‌که کشور ما با وجود پتانسیل بالا برای پذیرش میلیون‌ها گردشگر در سال صرفاً به دلیل بازنمایی منفی رسانه‌های غربی و حتی عربی از ایران تاکنون نتوانسته نقش و جایگاهی را برای صنعت توریسم در اقتصاد خود در نظر بگیرد.

 افتتاح موزه لوور اگرچه مورد انتقاد تعدادی از هنرمندان و چهره‌های فرهنگی غربی و اروپایی به دلیل نقض حقوق بشر قرار گرفت؛ اما امارات توانست به‌عنوان یک اهرم نفوذ در تعامل با فرانسه از این امکان بهره‌برداری کند و به شهرت خود بیفزاید. رویکردی که باطل بودن آن با تهاجم نظامی به سودان و شرق یمن و کشتار تعداد زیادی انسان بی‌گناه و همچنین نقش جدی مسئولان این کشور در عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونی و درنهایت همسویی مستقیم و غیرمستقیم در حمله وحشیانه آمریکا و اسرائیل به ایران مشخص شد. امارات، بیش از آنکه یک کشور باشد، هاب انرژی و زمینی حاضر و آماده برای اقدام نظامی احتمالی از سوی آمریکا به ساختار‌های سیاسی مستقل در جهان است ولی تجربه جنگ رمضان تاکنون نشان داده که با یک تلنگر فرومی‌پاشد؛ بااین‌حال حکام آن چشم خود را به روی واقعیت‌ها بسته و روی اسب بازنده نظم رو به افول آمریکایی شرط بسته‌اند و به همین خاطر پذیرای تمام نقشه‌های فرهنگی برای دامن‌زدن به شکاف میان دولت و ملت ایرانند.

سال‌ها پیش که جو تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای در میان بخشی از ایرانیان داغ بود، شبکه طپش به‌عنوان مهم‌ترین تلویزیون فارسی‌زبان بیرون از مرز‌های کشور وظیفه سرگرمی مخاطبان هدف خود در داخل را به عهده گرفته بود. «علیرضا امیرقاسمی» و «مسعود جمالی» به‌عنوان مدیران این شبکه ایام بسیار خوبی را سپری می‌کردند، چون درآمد بسیار بالایی از برگزاری کنسرت در آمریکا و کشور‌های منطقه نظیر ترکیه و به‌خصوص امارات به دست می‌آوردند. در واقع خروج ارز از ایران با ورود مسافران به دبی، شارجه و ابوظبی برای تماشای برنامه خواننده موردعلاقه‌شان همراه بود. از طرف دیگر پذیرش آگهی از سوی صاحبان مشاغل هم مزید بر علت بود تا همکاری دبی و طپش ادامه‌دار و طولانی باشد.

در این میان، اما مسئله مهم‌تری به وقوع پیوست. امیرقاسمی و جمالی به‌مرور با «فرانک محمودی» به‌عنوان مهم‌ترین چهره ایرانی کنسرت‌گذار در دبی آشنا می‌شوند و از طریق این آشنایی با برگزاری متعدد اجرا‌های پکیجی خواننده‌های ایرانی نزدیک به ۸۰۰ هزار دلار به جیب می‌زنند. این آشنایی در نتیجه، آدرس «شیخ ولید الابراهیم» مدیرگروه رسانه‌ای «ام. بی. سی» را در جیب جمالی و امیرقاسمی قرار می‌دهد. مواجهه مدیران طپش با شیخ ولید در دبی باعث می‌شود تا کلید بخش فارسی‌ام. بی. سی در اختیار این دو قرار بگیرد و آنها وظیفه تولید محتوا برای مردم داخل ایران را به عهده بگیرند. این اتفاق به دلیل شکست در به‌دست‌آوردن رایت پخش مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ برای منطقه غرب آسیا که باعث ازبین‌رفتن آگهی‌های تبلیغاتی برای این شبکه شد، ناکام ماند تا تلاش اماراتی‌ها و مسئولان عربستانی‌ام. بی. سی به جایی نرسد. منظور از بیان تجربه نسبتاً ناموفق امارات در به حاشیه بردن قدرت نرم ایران با وجود بهره‌برداری از سرمایه‌های هنگفت آن است که امارات علی‌رغم همه شکست‌هایش دوست ندارد از گذشته درس بگیرد و از هیچ تلاشی برای واگرایی میان ملت و دولت در ایران دست نمی‌کشد یا لااقل تاکنون دست نکشیده است!

طراحی سعودی در جنگ نرم تمیزتر؛ اما آن هم محکوم به شکست است

شبکه تروریستی «ایران اینترنشنال» با هدف کشاندن جنگ به خاک ایران در سال ۲۰۱۷ میلادی توسط عربستان سعودی افتتاح شد. این شبکه در ابتدا برای جلب نظر مخاطبان تلویزیون‌های ماهواره‌ای آن‌ور آبی در داخل کشور مشی‌ای آرام در پیش گرفت؛ اما با بالاگرفتن اختلافات میان ایران و سعودی وارد فاز تهاجمی شد و خیلی زود پرده از اقدامات خطرناکش برای فعال‌کردن گسل‌های قومیتی و مذهبی در داخل مرز‌های کشور برداشت. به روایتی عربستان در ابتدا با پرداخت مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار تا مدت‌ها این شبکه را از هر هزینه‌ای بی‌نیاز کرد تا مدیران فارسی‌زبان آن با استفاده از چهره‌های شناخته‌شده ماهواره‌ای و گرافیکی که در برنامه‌سازی طعنه به محتوا‌های غیراخلاقی بزرگسال می‌زد نگاه‌ها را به سمت خود معطوف کنند. وقایع دی‌ماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و تابستان و پاییز ۱۴۰۱ باعث شد تا نظر نظام اسلامی در مذاکرات آتی با عربستان به تعطیلی یا برداشتن حمایت‌های طرف سعودی از «ایران اینترنشنال» جلب شود. درنهایت عربستان با استفاده از عقل راهبردی، راهش را از شبکه تروریستی اینترنشنال سوا کرد؛ اما به‌هیچ‌وجه بی‌خیال مداخله و اثرگذاری نرم بر رقبای منطقه‌ای‌اش نشد. در همین راستا و پس از زبانه‌کشیدن شعله‌های جنگ میان ایران و محور آمریکایی-صهیونی، شبکه

‌ام. بی. سی خاورمیانه متعلق به عربستان سعودی تصمیم به پخش سریال ضدایرانی «سفارت ۸۷» گرفت. پخش این اثر که در سال ۲۰۲۲ فیلم‌برداری شده بود به دلیل عادی‌شدن روابط میان ایران و عربستان متوقف گردید و حکام سعودی که همیشه در بزنگاه‌ها هوشمندانه‌تر از رقبای اماراتی‌شان عمل کرده‌اند، سریال «سفارت ۸۷» را بایگانی کردند تا به وقتش از آن استفاده کنند. سریال با رجوع به واقعه کشتار حجاج در سال ۱۳۶۶ توسط نیرو‌های عربستانی داستانش را به تهران آن روز‌ها می‌بَرد تا ربایش یکی از دیپلمات‌های سعودی در ایران را توسط سپاه پاسداران روایت کند. ازسوی‌دیگر عربستان با سرمایه‌گذاری در صنعت فیلم تصمیم دارد تا سعودی را به قطب نخست سینما و حوزه سرگرمی معرفی کند.

 در تازه‌ترین نمونه، فیلم «جنگجوی صحرا» با بودجه قابل‌توجه ۱۵۰ میلیون‌دلاری قصد دارد «تمدن نداشته» عربستان در دوران پیش از اسلام را در چشم بیننده خودی و غیرخودی فروکند تا در این راستا بر سیاست داخلی و خارجی باقی کشور‌های منطقه اثر بگذارد؛ رویکردی که جنگ رمضان و همین‌طور عملیات طوفان‌الاقصی در سرزمین‌های اشغالی مانعی جدی بر سر راه آن و عادی‌سازی روابط با شر مطلق، یعنی اسرائیل است. عربستان با ترکیبی از تاریخ‌سازی و قلب واقعیت و امارات با پول‌پاشی، سال‌هاست که این راه را ادامه می‌دهند تا ایران را از مسیر استقلال‌طلبانه خود منحرف کنند ولی در بزنگاه‌های متعدد گلوله‌شان در لوله تفنگ گیر می‌کند و کاری از پیش نمی‌برند. وقفه در جنگ میان ایران و آمریکا مطمئناً سعودی و امارات را به طمع خواهد انداخت و آنها را به سرمایه‌گذاری علیه ایران در جنگ نرم ترغیب خواهد کرد، ولی این مسیری نیست که انتهای آن پیروزی برای شیخ‌نشین‌های منطقه باشد، چون تجربه و تأکید بر راهکار‌های غلط این را نشان می‌دهد.

منبع: فرهیختگان-ایمان عظیمی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر