کد مطلب: ۱۰۴۱۱۰۲
|
|
۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۰

ادعای اختلاف میان روایت آمریکا و ارزیابی‌های رسانه‌ای

ادعای اختلاف میان روایت آمریکا و ارزیابی‌های رسانه‌ای
آمریکا در جنگ با ایران نه‌تنها به اهداف اعلامی خود نرسیده، بلکه در میدان نظامی، عرصه سیاسی و روایت رسانه‌ای دچار شکست راهبردی شده است. نویسنده با استناد به برخی تحلیل‌ها و گزارش‌های رسانه‌های غربی، تأکید می‌کند که استراتژی‌های دفاعی و موقعیت ژئوپلیتیک ایران ـ به‌ویژه نقش تنگه هرمز ـ موازنه قدرت را تغییر داده و هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی بر واشنگتن تحمیل کرده است.

به گزارش مجله خبری نگار، کاخ سفید در حالی مدعی دستیابی به اهداف عملیات خود می‌شود که ماشین جنگی آمریکا در برابر استراتژی‌های دفاعی ایران زمین‌گیر شده و هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی جنگ، محاسبات اولیه این رژیم تروریست را به کلی ویران کرده است.

میان ادعا‌های توهم‌آمیز کاخ سفید و واقعیت‌های میدانی شکاف‌های بنیادین وجود دارد. ترامپ نتوانست تصویر درهم‌شکسته این رژیم تروریست را بازسازی کند. هرچه فشار و و تهدید به کار بست، وضعیت آمریکا را آشفته‌تر کرد. افکار عمومی در آمریکا روایت ترامپ را نپذیرفته. واقعیت‌های سختِ میدان جنگ نیز تضادی آشکار و غیرقابل با ادعای پیروزی کاخ سفید دارد.

هزینه‌های جنگ فراتر از محاسبات اولیه آمریکا بود. این وضع، راه را برای بروز تناقض‌های آشکار در اظهارات مقامات آمریکایی باز کرد. ترامپ که تصور می‌کرد با یک نمایش قدرت سریع می‌تواند ایران را تسلیم کند، اکنون با واقعیتی روبروست که نه تنها پیروزی را از او سلب کرده، بلکه او را در بن‌بست‌های سیاسی و اقتصادی قرار داده است.

مدیریت شکست توسط آمریکا دروغ‌بافی رسید. همزمان با تکرار ادعا‌های نادرست رئیس جمهور آمریکا درباره تضعیف توان نظامی ایران، کاخ سفید اعلام پیروزی کرد و مدعی دستیابی به تمام اهداف جنگ تحمیلی علیه ایران شد.

سخنگوی کاخ سفید بامداد چهارشنبه ادعا کرد: «وزارت جنگ به تمام اهداف تعیین شده برای عملیات خشم حماسی دست یافت. ایران شکست خورد!»

این در حالی بود که ترامپ چند ساعت مانده به پایان آتش‌بس دو هفته‌ای بین ایران و آمریکا و در وضعیتی که باز هم ایران را به حمله نظامی تهدید کرده بود، به طرز یکطرفه اعلام آتش‌بس کرد!

ترامپ در تلاش است با روایت‌های توهم‌آمیز از پیروزی، تصویر درهم‌شکسته آمریکا را بازسازی کند، اما رسانه‌های جهانی و تحلیلگران، صحنه دیگری از یک شکست راهبردی و تغییر موازنه قدرت را ترسیم می‌کنند که چند نمونه آن را مرور می‌کنیم.

نیویورک تایمز: ایران توانست ماشین جنگی آمریکا را از کار بیندازد

یک. ابزار‌های نظامی آمریکا مانند ناو‌های هواپیمابر و بمب‌افکن‌ها در برابر استراتژی‌های دفاعی غیرمتقارن ایران اسلامی شکست سختی خورد و تصور پیروزی را به یک افسانه تبدیل کرد. این واقعیت که قدرت نظامی کلاسیک دیگر تضمین‌کننده برتری نیست، در گزارش‌های معتبر رسانه‌های غربی نیز بازتاب یافته است.

نیویورک تایمز می‌نویسد: ایران توانست ماشین جنگی آمریکا را از کار بیندازد و نشان دهد که بمب‌افکن‌ها و ناو‌های هواپیمابر دیگر اثر سابق را ندارند.

چالش لجستیکی و بازتعریف قدرت در میدان نبرد

دو. برتری نظامی تنها در سطح رؤیت‌پذیر نیست، بلکه در عمق و پنهان‌کاری ریشه دارد. آنچه دشمن در تلاش برای نابودی است، پستی و بلندی‌های جغرافیایی است که به شکلی هوشمندانه به سپر دفاعی تبدیل شده است. این نوع آمادگی، یکی از مؤلفه‌هایی است که ایران را در موضع قدرت قرار داده است.

فرمانده سابق نیروی دریایی فرانسه در همین فضا گفته است: برخلاف تصورات اولیه، آمادگی لجستیکی ایران در حفر تونل‌های کوهستانی و استقرار موشک‌های بالستیک، وضعیتی حساس و خطرناک را رقم زده است. این توانمندی نه برای حمله مستقیم به خاک آمریکا، بلکه به عنوان ابزاری هوشمندانه برای تحت فشار قرار دادن متحدان منطقه‌ای واشنگتن و افزایش سقف مطالبات در دیپلماسی به کار گرفته می‌شود.

هزینه‌های سنگین و سقوط توهمات ترامپ

سه. بحث از یک عقب‌نشینی کوچک نیست، بلکه با یک تغییر ساختاری در موازنه قدرت جهانی رو‌به‌رو هستیم. اسکات ریتر، تحلیلگر و افسر سابق اطلاعاتی پنتاگون در ارزیابی روند جنگ می‌گوید: ایالات متحده دور اول جنگ با ایران را قاطعانه باخت. اگر ترامپ تصمیم به دور دوم بگیرد، نتایج برای آمریکا و متحدانش فاجعه‌بار خواهد بود.

وال استریت ژورنال: ترامپ با نگرانی‌های فزاینده‌ای در مورد مسیر جنگ رو‌به‌رو است

چهار. در پسِ لفاظی‌های پرزرق‌وبرق ترامپ و کاخ سفید نگرانی‌های عمیق اقتصادی و سیاسی در حال جوشیدن است. شکست در میدان جنگ، خود را در قیمت سوخت، بی‌اعتمادی متحدان و کاهش محبوبیت سیاسی نشان می‌دهد؛ جنگی که قرار بود «سریع و ارزان» باشد، اکنون به یک کلاف سردرگم و پرهزینه تبدیل شده است.

در این راستا، روزنامه وال استریت ژورنال با بیان اینکه ترامپ با نگرانی‌های فزاینده‌ای در مورد مسیر جنگ رو‌به‌رو است»، می‌افزاید: «ترامپ از عدم حمایت اروپا به شدت شاکی است و نگران افزایش قیمت بنزین به ۴.۰۹ دلار است. جنگ از بازه زمانی تعیین شده قبلی او، یعنی شش هفته، فراتر رفته است. دولت ترامپ در جلب حمایت بین‌المللی از جنگ؛ شکست خورده و جنگ، تأثیر منفی بر محبوبیت جمهوری‌خواهان داشته است. ترامپ از تبدیل شدن جنگ به یک فاجعه سیاسی و نظامی بسیار نگران است. او از سهولت بستن تنگه هرمز و تأثیر قابل توجه آن شگفت‌زده شده و دولت او در تقلای باز کردن کانال‌های مذاکره با ایران از طریق واسطه‌هاست. بالا رفتن قیمت سوخت نگرانی‌ها را افزایش داده است.»

تنگه هرمز و تغییر موازنه قدرت در جهان

پنج. وقتی یک نقطه استراتژیک مانند تنگه هرمز به یک ابزار فشار موثر تبدیل می‌شود، تمام محاسبات ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ بازنگری می‌شود. این موضوع یک تغییر پارادایم در کنترل مسیر‌های حیاتی جهان بود.

میدل ایست مانیتور در این چارچوب تصریح می‌کند: «در نهایت، آمریکا باید بپذیرد که ایران ذاتاً با تنگه هرمز پیوند خورده است. آمریکا نمی‌تواند به‌طور واقعی وضعیت را در تنگه هرمز کنترل کند، چون ایران به‌واسطه موقعیت جغرافیایی و قدرت نظامی خود در این گذرگاه راهبردی نقش تعیین‌کننده دارد و می‌تواند عبور و مرور تجاری را تهدید، مختل یا محدود کند.»

توماس فریدمن: کاخ سفید واقعیتِ قدرت جدید در تهران را نپذیرد شاهد فروپاشی نظم اقتصادی غرب‌محور خواهیم بود

شش. عدم پذیرش ابرقدرت جدید جهان، نظام سلطه را با فروپاشی مواجه می‌کند. روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی به قلم توماس فریدمن می‌نویسد: «اگر کاخ سفید واقعیتِ قدرت جدید در تهران را نپذیرد و به جای رویای «تغییر رژیم»، به دنبال «تغییر رفتار واقع‌بینانه» نباشد، شاهد فروپاشی نظم اقتصادی غرب‌محور خواهیم بود. زمان آن رسیده که بپذیریم خاورمیانه دیگر زمین بازی ما نیست و ایرانی‌ها درس‌های تاریخ را بهتر از ما آموخته‌اند. قمار هرمز، آخرین هشدار تاریخ به امپریالیستی است که گوش‌هایش را بر واقعیت‌های جدید بسته است. ما در اسلام‌آباد فقط مذاکره را نباختیم؛ سیادت جهانی خود را به حریف واگذار کردیم.»

استاد دانشگاه شیکاگو: چرا ایران قوی‌تر باید چیزی را بپذیرد که ۴۰ روز پیش که ضعیف‌تر بود، نپذیرفت؟

هفت. هزینه‌های جنگ و مؤلفه‌های قدرت در ایران اسلامی که ولایت فقیه، اتحاد و انسجام ملی، قدرت دفاعی بی رقیب و پیشروی در علم و فناوری را شامل می‌شود، منجر به شکست تاریخی آمریکا و اسرائیل و تغییر نظم جهانی شد. دنیا با واقعیت جدیدی با عنوان تغییر بنیادین موازنه قدرت مواجه شده است. در همین راستا، رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، این جنگ را یکی از بدترین شکست‌های راهبردی آمریکا از زمان جنگ ویتنام توصیف کرد. او به این نکته اشاره داشت که ایران نه‌تنها ضعیف نشده، بلکه با در اختیار داشتن اورانیوم غنی شده کافی برای ۱۰ تا ۱۶ سلاح هسته‌ای، عملاً در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت اتمی رسمی است و جهان هیچ کاری در مورد آن نمی‌تواند انجام دهد. وی در توئیتی کنایه گفت: «آمریکا هنوز همان درخواست‌های قبل از جنگ (تسلیم اورانیوم) را مطرح می‌کند؛ چرا ایران قوی‌تر باید چیزی را بپذیرد که ۴۰ روز پیش که ضعیف‌تر بود، نپذیرفت؟»

گاردین: فوریه ۲۰۲۶، فصل پایانی «قرن آمریکایی» را رقم زد

هشت. نظم جهانی تحت سلطه آمریکا در حال فروپاشیدن است. وقتی متحدان استراتژیک، جایگاه پیشین یک ابرقدرت را زیر سوال می‌برند، یعنی دوران آن به پایان رسیده است. این گذار تاریخی، به تعبیر روزنامه گاردین چنین است: «فوریه ۲۰۲۶، فصل پایانی «قرن آمریکایی» را رقم زد... حتی نزدیک‌ترین متحدانش نیز دیگر آمریکا را به عنوان ابرقدرت بی‌رقیب پیشین به رسمیت نمی‌شناسند».

آمریکا هم در بُعد نظامی شکست خورده و هم در بُعد روایت و اعتبار. آمریکا در مدیریت شکست خود نیز، شکست خورد. جهان دیگر ادعا‌های آمریکا را نمی‌پذیرد. آنچه کاخ سفید در تلاش برای بازنمایی آن است، با واقعیت‌های مستند رسانه‌های معتبر غربی و تحلیل‌های نظامی همخوانی ندارد. جنگی که با هدف نمایش قدرت و تحمیل اراده آغاز شد، اکنون به اثبات این حقیقت بدل گشته است که ایران نه تنها در برابر فشار نظامی ایستادگی کرده، بلکه با استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های فرهنگی، اجتماعی، جغرافیایی و تکنولوژیک خود توانسته است به شکلی بی‌سابقه آمریکا و اسرائیل را به شکست بکشاند و ظهور نظم نوین جهان را نوید دهد.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر