کد مطلب: ۱۰۴۰۴۹۵
|
|
۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۷

کلانتری: کاخ گلستان دیگر مثل روز اول نمی‌شود!

کلانتری: کاخ گلستان دیگر مثل روز اول نمی‌شود!
اگر ساکن تهرانید، لابد یک‌بار هم که شده در بافت سنتی جنوب شهر پرسه زده‌اید، همان‌جایی که اگر کوچه‌پس‌کوچه‌های محله مولوی را طی می‌کردید می‌رسیدید به یکی از قدیمی‌ترین بازار‌های جهان، بازارچه‌ای در جوار امامزاده سید اسماعیل که تهرانی‌های قدیم «سد اسمال»‌اش می‌خوانند.

به گزارش مجله خبری نگار، اگر ساکن تهرانید، لابد یک‌بار هم که شده در بافت سنتی جنوب شهر پرسه زده‌اید، همان‌جایی که اگر کوچه‌پس‌کوچه‌های محله مولوی را طی می‌کردید می‌رسیدید به یکی از قدیمی‌ترین بازار‌های جهان، بازارچه‌ای در جوار امامزاده سید اسماعیل که تهرانی‌های قدیم «سد اسمال»‌اش می‌خوانند. جایی که پیرمرد‌های باصفای بازار، غروب‌ها پیش از آنکه پاهایشان از درد بی‌حس شود، روی چهارپایه‌های چوبی‌شان می‌نشستند، چای قندپهلو جرعه می‌زدند و خاطرات روزگار دور را تعریف می‌کردند. حالا می‌گویند در روز‌های جنگ پرتابه‌ای درست به گوشه همین بازار اصابت کرده، اما خوشبختانه عمل نکرده و شدت سنگینی‌اش تنها بخشی از بافت تاریخی بازار را تخریب کرده است. گویی خدا ساکنان سپید موی بازار و خاطراتشان را خیلی دوست داشته. اما این روایت ناتمام ویرانی، تنها به جغرافیای تهران محدود نمی‌ماند. کمی آن‌سوتر در قلب تپنده اصفهان، جایی که صدای چکش مسگر‌ها در طنین گنبد‌های فیروزه‌ای میدان نقش‌جهان حل می‌شد، حالا لرزه‌ای متفاوت بر اندام تاریخ افتاده است.

مسجد جامع عباسی که قرن‌ها شکوه صفوی را به رخ جهانیان می‌کشید، زیرهجوم موج انفجار‌های مهیب، شاهد فروریختن بخشی از کاشی‌کاری‌های هفت‌رنگش بود؛ کاشی‌هایی که هر کدامش شناسنامه هنر ایرانی است و حالا تکه‌های خردشده‌اش روی سنگ‌فرش‌های داغ میدان، شبیه به اشک‌های یک تاریخ زخمی می‌درخشد. لرزه‌هایی که پایه‌های عالی‌قاپو را لرزانده، تنها یک تهدید مهندسی نیست؛ این لرزه‌ها بر پیکره حافظه بصری ملتی فرود می‌آید که جهان او را باظرافت این اسلیمی‌ها می‌شناسد. حالا از بازار سد اسمال بالاتر برویم، کاخ گلستان، جایی که پاتوق آخر هفته بازدید‌های جوان‌تر‌ها بود. جایی که چشمان مردان و زنان بازدیدکننده در آینه‌کاری‌های تالار آینه‌اش به هم برخورد می‌کرد. باز هم بیایید بالاتر، کاخ سعدآباد، جایی که باید پای پیاده‌روی‌های طولانی می‌داشتید تا می‌توانستید طی یک روز ساختمان‌ها و موزه‌های کوچک و بزرگش را از نظر بگذرانید. این داغ، اما در جنوب غرب ایران، رنگ‌وبوی باستان دارد. در شوش، جایی که آپادانا آینه تمام‌نمای تمدن هخامنشی و عیلامی است، ترکش‌های جنگ تن رنجور تپه‌های باستانی را دریده است. قلعه فرانسوی‌ها که با آجر‌های منقوش چغازنبیل بنا شده بود، حالا در میان غبار حملات هوایی، بخشی از قامت خود را ازدست‌داده است.

گویی متجاوزان تعمد داشتند ریشه‌های چندهزارساله این مرزوبوم را هدف قرار دهند؛ همان ریشه‌هایی که از زیر آوار‌های شوش و دزفول، هنوز هم بوی پایداری و اصالت می‌دهند. دزفول، شهر آجر‌های خفته، خود به‌تنهایی موزه‌ای بود که زیر بارش موشک‌ها، خانه‌های تاریخی‌اش با آن خوون‌چینی‌های بی‌نظیر، یکی پس از دیگری به تلی از خاک مبدل گشتند تا حسرت تماشای ساباط‌های خنکش بر دل نسل‌های بعدی بماند. حالا جای‌جای حافظه تاریخی تهران زخم‌خورده است؛ زخم‌خورده از جنگی ناجوانمردانه که آغازکنندگانش به قوانین و کنوانسیون‌هایی که خودشان وضع کرده‌اند نیز پایبند نیستند. فقط تهران نیست، شهر‌های دیگر هم سهم خود را از این جراحات گرفته‌اند. از میدان نقش‌جهان اصفهان تا تپه‌های باستانی لرستان، همه زیر سایه حملات زخمی بر جان دارند. در همدان، هگمتانه باستانی زیر سایه تهدید مدام، نفس‌هایش به شماره افتاده و در کرمانشاه، تاق‌بستان که هزاران سال است شکوه ساسانی را در آغوش سنگ حفظ کرده، اکنون با بیم لرزه‌های ناشی از انفجار‌های دور و نزدیک دست‌وپنجه نرم می‌کند. اینها ابنیه صامت نیستند؛ اینها راویان زنده تمدنی هستند که اکنون در دادگاهی به وسعت وجدان بشری، شاکیان پرونده‌ای به نام «پاک‌سازی فرهنگی»‌اند.

در لرستان، قلعه «فلک‌الافلاک» بر فراز صخره‌های خرم‌آباد، آن استوار سربلند که از گزند حوادث سده‌ها جان سالم به در برده بود، حالا با هر انفجار در حریم پیرامونش، ترک‌هایی عمیق را بر پیکره سنگی خود تجربه می‌کند. این حصار نفوذناپذیر ساسانی، اکنون در برابر پرتابه‌های مدرن، بی‌پناه مانده است. تخریب بندبند این بناها، نه‌فقط ویرانی سنگ و ساروج که فروریختن دیوار‌های اطمینانی است که هویت جمعی ما بر آنها استوار شده بود؛ داغی که بر پیشانی ابنیه تاریخی کرمانشاه و همدان نیز نشسته و سیمای کهن این دیار را مخدوش کرده است. تهاجم به این آثار، در واقع نوعی تروریسم مکانی است که هدفش تهی کردن شهروندان از تعلقات تاریخی و جغرافیایی‌شان است تا در میان آوارها، دیگر نشانی از خانه پدری نیابند.

در این میان سؤال‌های بی‌پاسخ زیادی وجود دارد؛ چرا نهاد‌های بین‌المللی که داعیه حفاظت از حافظه جهان را دارند، نمی‌توانند یا نمی‌خواهند پاسخ‌گو باشند؟ مگر نابودی هویت یک ملت مصداق دقیق جنایت علیه بشریت نیست؟ کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه باآن‌همه تبصره و ماده برای حفاظت از میراث‌فرهنگی در زمان جنگ، امروز کجا ایستاده است؟

وقتی سایه پهپاد‌ها و موشک‌ها بر سر گنبد‌های خشتی سنگینی می‌کند، حقوق بین‌الملل در کدام پناهگاه پنهان شده که صدای فروریختن تاریخ را نمی‌شنود؟ علاوه بر بحث‌های حقوقی و رسانه‌ای درباره پیگیری این خسارت‌ها، موضوع مهم دیگری در داخل نیز مطرح است؛ اینکه چگونه می‌توان از تخریب بیشتر این بنا‌ها جلوگیری کرد و چه میزان توان تخصصی و مالی برای مرمت آنها وجود دارد.

مرمتگرانی که امروز با دست‌های خالی و ابزار‌های ابتدایی در میان آوار‌های این بنا‌ها چرخ می‌زنند، در واقع جراحان قلب مجروح یک تمدنند. آنها می‌گویند مرمت اثری که بر اثر بمباران متلاشی شده، با بازسازی‌های معمول ناشی از فرسودگی متفاوت است؛ اینجا سخن از شوک سازه‌ای و ازدست‌رفتن اصالت موادی است که دیگر جایگزینی ندارند.

اینجا بحث بر سر خشت‌هایی است که بوی سده‌های پیشین را می‌دادند و حالا زیر حرارت انفجار، به پودری بی‌هویت تبدیل شده‌اند. بااین‌حال، اراده برای سرپا نگه‌داشتن این قامت‌های خمیده، خود شکلی از مقاومت است؛ مقاومتی که می‌خواهد به جهان ثابت کند «ایران» حتی از زیر تلی از خاکستر جنگ، دوباره قد برافراشته و شکوهش را باز خواهد یافت. مرمت در زمانه جنگ، نه یک پروژه ساختمانی که یک مانور استراتژیک برای حفظ روحیه ملی و پیوند دوباره میان گذشته و آینده‌ای است که دشمن کمر به گسستن آن بسته است.

این گزارش تنها به بازخوانی ویرانی‌ها نمی‌پردازد، بلکه هشداری است برای بیداری وجدان‌های خفته؛ هشداری که می‌گوید اگر امروز آجر‌ها سقوط کنند، فردا نوبت به سقوط معنا می‌رسد. ما در برابر آیندگان مسئولیم؛ در برابر کودکانی که حق دارند در تالار‌های آینه گلستان راه بروند و در سایه عالی‌قاپو قد بکشند، نه اینکه تاریخشان را تنها در کتاب‌های سیاه‌وسفید جست‌و‌جو کنند. برای واکاوی بیشتر ابعاد تخریب آثار باستانی طی جنگ تحمیلی سوم و بررسی راهکار‌های عملی برای حفاظت اضطراری از این گنجینه‌های بی‌بدیل در میانه آتش و دود، «فرهیختگان» با محمدمهدی کلانتری، پژوهشگر و کارشناس مرمت آثار باستانی گفت‌و‌گو کرده است.

تخریب ۱۴۵ اثر ملی و ۴ اثر جهانی

محمدمهدی کلانتری، پژوهشگر و کارشناس مرمت آثار باستانی، در ابتدای این گفت‌و‌گو با اشاره به آمار رسمی وزارت میراث‌فرهنگی مبنی بر آسیب‌دیدن "۱۴۹" اثر تاریخی در پی بمباران‌ها، گفت: «۴ اثر از این ۱۴۹ اثر ثبت جهانی یونسکو هستند، یعنی کاخ گلستان در تهران، میدان نقش جهان و باغ موزه چهل ستون در اصفهان و تپه‌های چند هزار ساله در خرم‌آباد لرستان که قلعه فلک‌الافلاک را نیز شامل می‌شود.»

کلانتری وضعیت تخریب‌ها را به دودسته تقسیم کرد و گفت: «برخی بنا‌ها نظیر مجلس سنا در تهران (محل مجلس خبرگان) یا کلانتری بازار که بنایی صد‌ساله بود مستقیماً مورد اصابت قرار گرفته و کاملاً تخریب شده‌اند. اما در مواردی دیگر، اصابت در حریم بنا‌ها رخ‌داده و موج انفجار باعث دو نوع آسیب شده است؛ در بعضی از بنا‌ها سازه و ساختار تخریب شده و بعضی‌ها صرفاً تزییناتشان مورد آسیب قرار گرفته‌اند.»

مجامع بین‌المللی در قبال تخریب آثار باستانی ایران رویکردی جانب‌دارانه دارند

این کارشناس با اشاره به قوانین بین‌المللی افزود: «درباره بنا‌هایی که صرفاً ثبت ملی شده‌اند عملاً کاری نمی‌توان کرد، اما درباره ۴ بنای ثبت جهانی امکان اقدام قانونی وجود دارد؛ چراکه طبق کنوانسیون"۱۹۵۴" لاهه مبنی بر حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه و نیز کنوانسیون ۱۹۷۲ سازمان میراث جهانی یونسکو، هرگونه اصابت به بنا‌های تاریخی و فرهنگی مصداق جنایت جنگی است و دادگاه لاهه باید دراین‌خصوص پرونده تشکیل داده و اعلام محکومیت و اعاده خسارت کند. عملاً ما فقط درباره بنا‌های ثبت جهانی می‌توانیم اقدام بین‌المللی کنیم، اما مشکل اصلی در ساختار خود این نهادهاست.»

کلانتری با انتقاد شدید از عملکرد سازمان ملل و یونسکو تصریح کرد: «سازمان ملل و زیرمجموعه آن یعنی یونسکو بعد از جنگ جهانی دوم توسط کشور‌های فاتح و پیروز در این جنگ تشکیل شده‌اند و زیر مجموعه‌های آن یعنی ایکوم (شورای بین‌المللی موزه‌ها) و ایکوموس (شورای بین‌المللی بنا‌ها و محوطه‌های تاریخی) ذیل چنین اتفاق تاریخی شکل می‌گیرند؛ بنابراین همان‌طور که پیش‌بینی می‌شود این سازمان‌ها عملاً جانب‌دارانه برخورد می‌کنند. در بیانیه‌های اخیر یونسکو و ایکوموس، طرف آمریکایی و صهیونیستی محکوم نشدند؛ بلکه صرفاً از هر دو طرف دعوت به خویشتن‌داری شد، درحالی‌که آنها آغازگر بمباران آثار تاریخی بودند و ما هرگز مرتکب چنین جنایت جنگی نشده‌ایم. این نشان‌دهنده نگاه سوگیرانه و بی‌عدالتی در این نهادهاست.»

وی در ادامه تأکید کرد به دلیل وابستگی مالی و مدیریتی این نهاد‌ها به ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، نمی‌توان امید چندانی به پیگیری‌های حقوقی یک‌سویه برای دریافت غرامت داشت.

این کارشناس در برابر اعلام آمادگی‌های برخی سازمان‌های جهانی نظیر ایکوم برای همکاری در حفاظت از اشیای تاریخی، این کار‌ها را نمایشی خواند و گفت ابتدا باید اعلام محکومیت علیه بانیان این جنایات جنگی صورت بگیرد و توسط مجامع بین‌المللی وادار به پرداخت غرامت شوند.

اسرائیل از یونسکو خارج شد تا جوابگو نباشد

وی درباره تشکیل تیم حقوقی برای احقاق حق ملت ایران درباره آثار تاریخی-تمدنی‌شان نیز گفت: «به نظر من این کار‌ها جواب نمی‌دهد؛ چراکه در قبال جنایات جنگی غزه هم که محکومیت اتفاق افتاد؛ به‌جای پرداخت غرامت یا جوابگو بودن در قبال نابودسازی آثار باستانی در غزه ما شاهد خروج اسرائیل از یونسکو بودیم.»

کلانتری خاطرنشان کرد: «ما از نظر رسانه‌ای باید کاری کنیم افکار عمومی جهان به این نتیجه برسد یونسکو و سازمان ملل هم در قبال این جنایات سوگیری دارند و حتی بیانیه‌هایی که منتشر می‌کنند به محکومیت نمی‌انجامد.»

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش اظهار داشت: «بعضی‌ها می‌گویند این بنا‌هایی که مورد اصابت قرار گرفته، مکان‌های نظامی بوده و لاجرم بخشی از آثار تاریخی هم تخریب شده. اما واقعیت این است که غیر از فلک‌الافلاک که یک پادگان نظامی در آنجا وجود داشت و هنوز تخلیه نشده بود، (قرار بود بعد از ثبت جهانی مراحل تخلیه آن نیز انجام شود) ما هیچ مکان نظامی در اطراف این بنا‌ها نداشتیم.»

حمله به اماکن تاریخی به بهانه اهداف نظامی توجیه‌پذیر نیست

این کارشناس آثار باستانی در ادامه به شرح سایر آثار آسیب‌دیده پرداخت و گفت: «در کاخ گلستان ما ساختمان دو قوه قضائیه، پلیس آگاهی و کلانتری بازار را داشتیم که مورد اصابت قرار گرفته. اینها نظامی حساب نمی‌شوند. پلیس، نیروی انتظامی و مسئول نظم داخلی است و در هیچ جای دنیا نیروی نظامی حساب نمی‌شود. اما دشمنان ایران، چون می‌خواستند مانند دی‌ماه در جامعه شورش داخلی راه بیندازند و بحران‌سازی کنند این مکان‌ها را مورد اصابت قرار دادند.»

وی ادامه داد: «استانداری اصفهان نیز یک بنای اداری بوده که اصابت آن باعث شده میدان نقش‌جهان و کاخ‌موزه چهل‌ستون که ثبت جهانی بوده‌اند آسیب ببینند. یک عده مدام در داخل تکرار می‌کنند تقصیر ما بوده این بنا‌ها را نزدیک آثار تاریخی ساخته‌ایم، درحالی‌که این آثار بعد از احداث استانداری در جوارشان ثبت جهانی شده‌اند و یونسکو خود قرارگیری این ساختمان‌های اداری در حریم آثار باستانی را تأیید کرده بودند.»

کاخ گلستان تهران نیز در جوار کلانتری، پلیس آگاهی و ساختمان قوه قضائیه وجود داشته و با همین وضعیت ثبت جهانی شده است. وی تأکید کرد: «خود کلانتری تخریب شده یک بافت باستانی با قدمت ۱۰۰ سال بوده است. افرادی که این جنایات را می‌بینند و به‌جای محکوم کردن دشمن خارجی، داخل را نشانه می‌روند، دچار خود تحقیری هستند.»

دیگر مثل روز اولش نخواهد شد هزینه ۱۵۰ میلیاردتومانی مرمت کاخ گلستان

این کارشناس میراث‌فرهنگی همچنین بر اساس بررسی‌های میدانی خوداظهار داشت: «ما امروز کاخ گلستان بودیم و این آثار را از نزدیک دیدیم، به‌عنوان‌مثال لوستر‌هایی در آنجا نصب بوده که بیش از ۱۰۰ سال قدمت داشته و دیگر حتی تولید نمی‌شود و مشابهش وجود ندارد یا آیینه‌کاری‌ها و اوروسی‌های نفیسی که باظرافت بالا کار شده، حتی اگر هم مرمت بشوند اصالت اولیه را ندارند. من حتی شک دارم مثل اول بتوانیم بسازیم. اوروسی‌هایی با ظرافت‌های بسیار بالا و ریزنقش که کل آنها شکسته و از بین رفته و شیشه‌های رنگی و آلات چوبی‌شان کاملاً نابود شده، بنابراین کاملاً مشخص است بخشی از آثار هیچ‌گاه مثل روز اولش نخواهد شد.»

بااین‌حال، کلانتری از یک اقدام پیشگیرانه مهم خبر داد و تصریح کرد: «خوشبختانه وزارت میراث‌فرهنگی پیش از آغاز جنگ، اشیای موزه‌ای منقول را به انبار‌های امن منتقل کرده بود. اگر این اشیای بی‌نظیر تاریخی تخریب می‌شدند، خسارت واقعاً غیرقابل‌جبران بود. در حال حاضر اشیای موزه‌ای آسیبی ندیده‌اند، هرچند مبلمان‌های تاریخی سنگین در بنا‌هایی مانند سعدآباد دچار آسیب شده‌اند.»

وی همچنین در خصوص برآورد هزینه‌ها افزود: «ارقام بسیار بالاست و تنها برای کاخ گلستان مبلغی حدود "۱۵۰" میلیارد خسارت برآورد شده است، هرچند خسارت هویتی قابل قیمت‌گذاری نیست.»

کلانتری همچنین با اشاره به وضعیت بازار تهران گفت: «بمبی که به بازار اصابت کرد خوشبختانه منفجر نشد و تنها به دلیل وزن سنگین آن، سقف پنج مغازه در بازار سید اسماعیل تخریب شد که متأسفانه به شهادت سه نفر انجامید. اگر این بمب عمل می‌کرد، بخش عظیمی از بازار تهران و امامزاده سید اسماعیل نابود می‌شد و تلفات انسانی فاجعه‌باری به همراه داشت.»

وی افزود: «یک کنیسه به نام رفیع‌نیا در تهران مستقیم تخریب شد و تالار اشرف در اصفهان و امارت، خود سازه‌ها نیز ناپایدار شده‌اند. بعضی بنا‌ها فقط لایه تزییناتشان آسیب‌دیده، مثل کاخ گلستان و امارت رکیب‌خانه. اینها تزیینات هستند، اما خسارت جدی و پرهزینه‌ای شامل گچ‌بری‌ها و آینه‌کاری‌ها و اوروسی‌ها دارند.»

این جنگ تقابل با تمدن ۷ هزار و ۵۰۰ ساله ایران است

کلانتری با اشاره به اهداف پنهان دشمن در این جنگ خاطرنشان کرد: «این جنگ تنها تقابل با جمهوری اسلامی "۴۷" ساله نیست، بلکه دشمنی آشکار با مردم و تمدن ۷ هزار و ۵۰۰ ساله ایران است. کشور‌هایی که سابقه استقلال یکی از آنها "۲۲۰" سال و دیگری تنها "۸۰" سال است، به مهد یک تمدن کهن حمله کرده‌اند.» وی با یادآوری اظهارات پیشین مقامات غربی افزود: «ما شاهد بودیم ترامپ در موضع‌گیری‌ها کاملاً اظهار کرد به دنبال نابودسازی تمدن ایران است یا سایر مقاماتشان عباراتی نظیر «جنگ صلیبی قرن ۲۱ امی با ایران» یا «باید مانند اسکندر با ایران برخورد کنیم» را مطرح می‌کردند. مواضع اینها نشان می‌دهد از جمله اینکه از بازگرداندن ایران به عصر حجر سخن می‌گفتند نشان داد جنگ آنها با مردم ایران و تمدن ایرانی است. در عمل نیز آنها در روز‌های اول جنگ، برخلاف ادعای حمایت از مردم، مدارس، بیمارستان‌ها، تأسیسات انرژی، ایستگاه‌های برق و انبار‌های نفت را هدف قرار دادند؛ زیرساخت‌هایی که با پول مردم و برای مردم ساخته شده و هیچ کارکرد نظامی نداشتند.»

ابتدا حفاظت اضطراری، سپس مرمت

این پژوهشگر آثار باستانی در پاسخ به سؤالی درباره ظرفیت‌های داخلی برای مرمت آثار باستانی آسیب‌دیده در حملات آمریکایی-صهیونی گفت: «متأسفانه ما در سال‌های گذشته اقدام مؤثری برای پرورش استادکاران سنتی و شاگردپروری نکرده‌ایم و از نظر نیروی متخصص کارآمد برای مرمت این حجم از آسیب‌ها دچار ضعف هستیم.»

وی با تأکید بر لزوم پرهیز از شتاب‌زدگی در مرمت اظهار داشت: «در حال حاضر و با توجه به شرایط، اولویت اصلی ما مرمت قطعی نیست. ما باید ابتدا اقدامات مربوط به حفاظت اضطراری را انجام دهیم. این شامل شمع‌گذاری زیر سقف‌های ناپایدار، پوشاندن پنجره‌های شکسته با یونولیت و پلاستیک برای جلوگیری از نفوذ آب باران و رطوبت به داخل فضاها، و تثبیت شرایط برای جلوگیری از ریزش‌های بیشتر است. مرمت اساسی نیازمند آسیب‌شناسی دقیق و تهیه طرح‌های جامع کارشناسی است. بعد از پایان کامل جنگ (و نه آتش‌بس مقطعی) باید طرح‌های مرمت آماده شود و مرحله‌به‌مرحله مرمت‌ها آغاز شوند.»

هم‌وطنان فریب‌خورده به آغوش میهن بازگردند

شاهرخ کلانتری در پایان این گفت‌و‌گو با اشاره به وقایع پیش از جنگ و نقش رسانه‌های بیگانه، توصیه‌ای به برخی ایرانیان خارج از کشور و منتقدان داخلی داشت. وی گفت: «امیدوارم کسانی که پیش از جنگ شعار کمک به مردم ایران را باور کرده بودند، اکنون با چشمان خود ببینند دشمنان چگونه کمر به نابودی زیرساخت‌ها، مردم و تمدن ما بسته‌اند. این رفتار‌ها و اغتشاشات پیشین، تنها بهانه‌ای به دست دشمن داد تا حملات خود را توجیه کند.»

این کارشناس میراث‌فرهنگی در خاتمه تصریح کرد: «امیدوارم این افراد فریب‌خورده متنبه شوند، بازی رسانه‌ای شبکه‌های معاند را کنار بگذارند و به آغوش میهن بازگردند. آنها باید در کنار مردمی قرار بگیرند که نزدیک به "۶۰" روز زیر بمباران‌ها در خیابان‌ها ایستادند و یک‌صدا از ایران و وطن خود حمایت کردند. ایستادگی در برابر دشمن خارجی نیازمند اتحاد و هم‌صدایی تمامی ایرانیان است.»

منبع: فرهیختگان-فرگاه افشار

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر