کد مطلب: ۱۰۴۰۰۷۴
|
|

چگونه کودکمان را به سوی دنیایی بدون ترس هدایت کنیم؟

چگونه کودکمان را به سوی دنیایی بدون ترس هدایت کنیم؟
کودکان، با دنیای پر از شگفتی و احساسات نابشان، گاه در مواجهه با ترس‌ها، نیازمند راهنمایی و حمایتی ویژه هستند. این ترس‌ها، چه ریشه در تجربیات روزمره داشته باشند و چه سایه‌ای از وقایع بزرگ‌تر، می‌توانند آرامش و امنیت خاطر آنها را خدشه‌دار کنند. در این میان، والدین، همچون ستاره‌های راهنما در آسمان پر ستاره کودکی، نقشی حیاتی در هدایت فرزندانشان به سوی دنیایی بدون ترس و سرشار از اطمینان ایفا می‌کنند.

به گزارش مجله خبری نگار، در روز‌هایی که صدای انفجار‌ها خاموش شده، اما «ترس» هنوز در ذهن‌ها ادامه دارد، کودکان بیش از هر زمان دیگری در معرض اضطرابی پنهان قرار گرفته‌اند؛ اضطرابی که نه با پایان موقت درگیری‌ها از بین می‌رود و نه به‌سادگی قابل بیان است. حالا که تنها چند روز تا پایان آتش‌بس باقی مانده، پرسش‌های ناتمام در ذهن کودکان پررنگ‌تر شده؛ «اگر دوباره جنگ شود چه؟»، «ما امن می‌مانیم؟». در چنین شرایطی، نقش والدین در مدیریت این اضطراب‌ها، به‌ویژه برای کودکان، حیاتی‌تر از همیشه است.

در همین راستا، دکتر زیبا ایرانی، روانشناس کودک و عضو هیئت علمی دانشگاه، در گفت‌وگویی به تشریح مهم‌ترین اصول مواجهه با کودکان در شرایط بحران و پس از آن پرداخته است.

اولین واکنش؛ ساختن یک پناه امن در لحظه ترس

زیبا ایرانی، روانشناس کودک در پاسخ به این پرسش که در مواجهه مستقیم کودک با صدا‌های نگران‌کننده یا اخبار جنگ، اولین واکنش والدین چه باید باشد، می‌گوید: مهم‌ترین کار برای والدین ایجاد احساس امنیت فوری برای کودک است.

واکنش درست والدین در همان لحظه باید شامل چند اقدام باشد؛ نخست آرام‌سازی لحظه‌ای بدون توضیحات طولانی و با صدای آرام که به کودک گفته شود «الان امن هستی» یا «من کنارتم»

دومین اقدام، نزدیک شدن فیزیکی است؛ در آغوش گرفتن یا گرفتن دست کودک، چراکه تماس بدنی سریع‌تر از کلمات احساس امنیت ایجاد می‌کند.

سومین اقدام، دور کردن کودک از منبع صدا یا خبر است؛ چه صدای انفجار و چه اخبار رسانه‌ای. باید فوراً صدا قطع و کودک از آن محیط دور شود.

چهارمین نکته، تنظیم وضعیت بدنی والد است؛ چراکه کودک پیش از کلمات، حالت بدن و چهره والد را درک می‌کند.

در نهایت، باید به نام‌گذاری احساسات کودک پرداخت؛ جملاتی مانند «می‌دانم می‌ترسی» و «طبیعی است» به کودک کمک می‌کند احساسش را بشناسد و آرام شود.

پاسخ به پرسش‌های سخت؛ صادقانه، اما بدون ترس

این روانشناس کودک درباره نحوه پاسخ به سوالاتی مانند «جنگ یعنی چه؟» یا «ما می‌میریم؟» می‌گوید: باید صادق بود، اما توضیحات متناسب با سن کودک ارائه شود تا موجب وحشت نشود.

او توضیح می‌دهد: نخست باید پرسش کودک را کوچک‌سازی کنیم و بفهمیم دقیقاً از چه چیزی نگران است. گاهی کودک از مفهوم جنگ نمی‌ترسد، بلکه از صدا یا تجربه‌ای خاص نگران است.

پاسخ‌ها باید ساده و بدون جزئیات ترسناک باشد؛ مثلاً جنگ را به اختلاف بین کشور‌ها توضیح دهیم و تأکید کنیم که بزرگ‌تر‌ها در حال حل آن هستند. اطمینان‌بخشی باید واقعی باشد، نه اغراق‌آمیز؛ نباید وعده قطعی داد یا خطر را بزرگ کرد.

انتقال حس کنترل و توانمندی نیز مهم است؛ اینکه «می‌دانیم چطور امن بمانیم» و «با هم مراقب هم هستیم». باید به کودک گفته شود که هر زمان ترسید، می‌تواند با والدین صحبت کند.

چگونه کودکمان را به سوی دنیایی بدون ترس هدایت کنیم؟

چقدر واقعیت را بگوییم؟ مرز ظریف آگاهی و اضطراب

ایرانی در پاسخ به این پرسش که تا چه حد باید واقعیت‌های جنگ را برای کودک توضیح داد، می‌گوید: این موضوع باید کاملاً متناسب با سن، ظرفیت هیجانی و میزان نگرانی کودک باشد. اصل مهم این است که به اندازه‌ای توضیح دهیم که کودک احساس امنیت و کنترل بیشتری پیدا کند، نه بیشتر.

نباید وارد جزئیات خشونت‌آمیز یا تحلیل‌های بزرگسالانه شد و هر توضیحی باید با یک پیام اطمینان‌بخش پایان یابد. بسیاری از ترس‌های کودکان ناشی از برداشت‌های اشتباه است و با توضیحی ساده قابل حل است.

والدین نباید ترس کودک را کوچک بشمارند یا تمسخر کنند و باید به احساسات او پاسخ دهند.

نشانه‌های اضطراب؛ وقتی ترس خود را پنهان نمی‌کند

این روانشناس کودک درباره نشانه‌های اضطراب جنگی در کودکان می‌گوید: این اضطراب معمولاً در قالب ترکیبی از تغییرات رفتاری، جسمی، هیجانی و شناختی بروز می‌کند.

از نظر رفتاری، چسبندگی به والدین، ترس از تنهایی، بازی‌های مرتبط با جنگ، کاهش تمرکز، پرخاشگری، امتناع از مدرسه و حتی پس‌رفت‌های رشدی مانند شب‌ادراری مشاهده می‌شود.

از نظر جسمانی، دل‌درد، تهوع، سردرد، مشکلات خواب، تپش قلب و خستگی دیده می‌شود. به گفته او، نشانه‌های هیجانی شامل گریه‌های ناگهانی، گوشه‌گیری، نگرانی مداوم و حساسیت به صداهاست.

در سطح شناختی نیز پرسش‌های مکرر درباره مرگ و امنیت، خیال‌پردازی‌های ترسناک و نگرانی درباره آینده دیده می‌شود.

این واکنش‌ها ممکن است با محرک‌هایی مانند صدای بلند، اخبار یا حتی تاریکی تشدید شوند.

آرامش در آغوش والدین؛ چگونه کابوس‌ها و اضطراب کودک مهار می‌شود؟

این روانشناس کودک درباره برخورد با کودکانی که دچار کابوس، بی‌قراری یا چسبندگی شده‌اند، می‌گوید: مهم‌ترین اصل، همدلی و ایجاد احساس امنیت است.

حضور فیزیکی والد، در آغوش گرفتن و اطمینان‌بخشی، بسیار مؤثر است. داشتن روتین آرام قبل از خواب مانند حمام آب گرم یا کتاب‌خوانی نیز کمک‌کننده است.

باید علت کابوس را درک کرد و بدون فشار، کودک را به صحبت تشویق کرد. تشویق به استقلال تدریجی، وقت‌گذرانی باکیفیت و رعایت مرز‌های سالم نیز ضروری است. در صورت نیاز، مراجعه به مشاور می‌تواند کمک‌کننده باشد.

حتی زمانی که خود والدین نیز دچار نگرانی هستند، باید تلاش کنند آرامش خود را مدیریت کنند؛ چراکه کودک بیش از هر چیز از رفتار و حالت آنها تأثیر می‌گیرد.

دکتر ایرانی در نهایت جمع‌بندی می‌کند: ترکیب صبوری، همدلی و حضور فعال—یعنی گوش دادن واقعی به کودک، درک احساسات او بدون قضاوت و همراهی مستمر—می‌تواند مانند یک سپر روانی عمل کند و به کودک کمک کند حتی در شرایط پرتنش، احساس ثبات، امنیت و آرامش خود را حفظ کند.

منبع: ایرنا
برچسب ها: والدین کودک
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر