کد مطلب: ۱۰۱۳۴۸۷
|
|
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۳

نوشته کوتاه و قابل تامل حامد عنقا، در پی شهادت دختران جوان مدرسه میناب

نوشته کوتاه و قابل تامل حامد عنقا، در پی شهادت دختران جوان مدرسه میناب
حامد عنقا در واکنش به دختران شهید مینابی و حمله رژیم صهیونستی به ایران نوشت...

به گزارش مجله خبری نگار،حامد عنقا نویسنده و کارگردان در یادداشتی نوشت:

گفتم میرزا، دیدی چه شد؟ دیدی چه داغی بر دلمان گذاشتند؟ دیدی دستان کوچک دختران میناب امسال در شب قدر و در عزای علی بن ابی‌طالب به آسمان بلند نمی‌شود که بگویند بک یا الله؟ دیدی رمضان وطن را خون کردند؟ دیدی به چهره ایران خنج انداختند؟

لبخند زد. همان لبخند همیشگی. گفت صبور باش. گفتم محمد آقا؛ جگرم خون است و دلم آشوب. قلم‌ام خشکیده، چه بگویم؟ از چه بگویم؟ گفت از ایران بگو، از فرزندان ایران بگو.

گفتم کاش امروز بودی. گفت هزار هزار بهتر از من زیر این پرچم است. این عهدِ ماندگار از درفش کاوه و کمان آرش و خون سیاوش است. این سرو بلند از خون چمران‌ها و همت‌ها و باکری‌ها سیراب شده. گفتم و تو... لبخند زد. محمد را می‌گویم. محمد بروجردی. حجت من بر قهرمانان ایرانم.

سفارش آنلاین ترجمه رسمی سریع و فوری با قیمت مصوب قوه قضائیه

گفتم دل بچه‌ها می‌لرزد. چشم مادر‌ها نگران است. گفت به پرچم نگاه کن و پرچمدارها.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر