کد مطلب: ۹۷۹۲۵۶
|
|
۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۱۵

ملی‌گرایی یا خرابکارانه؟ سؤالاتی که این روز‌ها درباره نسل z پرسیده می‌شود

ملی‌گرایی یا خرابکارانه؟ سؤالاتی که این روز‌ها درباره نسل z پرسیده می‌شود
دربارۀ نسل z؛ از جنگ ۱۲روزه تا وقایع دی‌ماه

به گزارش مجله خبری نگار، «تخریب‌گران در حوادث تروریستی در تهران از جوانان و نوجوانان به‌عنوان سپر انسانی استفاده می‌کردند.» این خبری بود که پس از اعلام از طرف منابع رسمی توجه مردم را به‌سوی این حقیقت نگران‌کننده جلب کرد که دشمن ابایی از قربانی‌کردن افراد زیر سن قانونی ندارد. البته باید در نظر داشت که فاز اول استفاده از نوجوانان، پیش از شلوغ‌شدن خیابان‌ها و کشیدن پای نوجوان به اغتشاشات آغاز شد. صفحات مجازی که بی‌وقفه درباره نقش پررنگ نوجوانان در تغییرات بزرگ و لزوم دیده‌شدن آنها از طرف حاکمیت تولید محتوا می‌کردند و یا اکانت‌های مجازی دروغین که به‌عنوان یک نوجوان فعالیت می‌کردند و درباره آینده سوخته خود و مبارزات مدنی که از خانه خودشان شروع کرده بودند تا به خیابان برسند به داستان‌سرایی می‌پرداختند، جزء خط مقدم سوءاستفاده از نوجوانان بودند.

پس از شروع اعتراضات نیز ترول‌های مجازی و گروهک‌های تروریستی با استفاده از بازی روانی و با درنظرگرفتن خصیصه هیجان نوجوانی، به تهییج این گروه پرداختند تا بتوانند در زمان موردنظر خودشان، یعنی پس از انحراف اعتراضات، آنها را به خیابان‌ها بکشند تا فاز دوم برنامه آغاز شود؛ و در نهایت نوجوان با خشم و ناامیدی‌ای که به او القا شده بود وارد میدان می‌شد تا یا به‌عنوان سپر انسانی و یا به یکی دیگر از قربانیان آنها برای کشته‌سازی تبدیل شود.

اما سؤالی که پس از بررسی این سناریوی نسبتاً تکراری، اما تأثیرگذار پیش می‌آید این است که چه چیزی باعث می‌شود نوجوانانی که در دوره آرمان‌گرایی هستند به‌جای اقبال نسبت به مفاهیمی مانند ملی‌گرایی و وطن‌پرستی به سمت ادبیات و برنامه‌های خرابکارانه جذب شوند؟ همچنین سؤال دیگری که احتمالاً پاسخ به آن کمی دشوارتر باشد، این است که شکل برخورد با نوجوانانی که فریب وعده‌ها و یا از روی تصمیمات هیجانی، دست به اقدامات ضدامنیتی زده‌اند؛ چگونه باید باشد؟ در همین راستا حسین حق‌پناه فعال حوزه نوجوان و محمدجواد بادین‌فکر، جامعه‌شناس در گفت‌و‌گو با «فرهیختگان» به بررسی ابعاد مختلف حضور نوجوان در خیابان و علل آن پرداختند.

نتوانستیم برای نیاز‌های بنیادین دوره نوجوانی پاسخ ارائه کنیم

حق‌پناه درباره حضور این روز‌های نوجوانان در اغتشاشات و خیابان‌ها اظهار داشت: «نیاز‌های بنیادین و ضروری دوره نوجوانی را ما نتوانستیم به‌درستی پاسخ دهیم و طرف مقابل ما توانسته است که پاسخ کاذبی برای آن ایجاد کند و نتیجه‌اش چیزی است که اکنون ما امروز در کف خیابان‌ها احتمالاً شاهدش هستیم. درباره میزان و حجم حضور قشر نوجوان در کف خیابان، این احتمال وجود دارد که داده‌ها، داده‌های اغراق شده‌ای باشد. حجم حضورشان، نسبت به مشاهدات میدانی و تجربه‌مان از داده‌های ۱۴۰۱ این است که اگرچه در ابتدا حضور پیدا می‌کنند، اما به محض اینکه میزان خشونت بالا می‌رود و ماجرا ادامه‌دار می‌شود، دیگر حضور نوجوانان در میان اغتشاشات غلبه ندارد. این را باید به‌عنوان تبصره مدنظر داشته باشیم.»

وی همچنین دررابطه‌با نیاز‌های دوره نوجوانی و پاسخ به نیاز‌های این دوره عنوان کرد: «ما می‌دانیم که دوره نوجوانی، دوره‌ای است که آرمان‌گرایی در آن وجود دارد و این ماجرا به لحاظ روان‌شناختی نیز اتفاق می‌افتد. نوجوان ایدئال‌گراست. همچنین احساس استقلال و اختیار دارد. می‌دانیم که ذهن نوجوان نیز به‌شدت نگران آینده است. پس اگر ما پاسخی برای این نیاز‌ها و نگرانی او را نسبت به آینده و تصویری که نسبت به آینده دارد را ترسیم و تصویر کنیم، از آن طرف نیز فضایی را ایجاد نکرده باشیم که در هویت یکپارچه‌ای که نوجوان نیاز داشته باشد بتواند استقلال و اختیار و نظام ارزشی‌اش را تأمین کرده باشد، طرف مقابل ماجرا و دیگران این نیاز‌ها را تأمین می‌کنند. امری که این روز‌ها شاهدش هستیم، در کف خیابان همین است. ما در گفت‌و‌گو با این نوجوانان شاهد هستیم که این نوجوانان یک انقطاع هویتی دارند. از تاریخ، از جغرافیای خودشان و حتی ارزش‌های خودشان. یعنی دیالوگ با نوجوانان کف خیابان، قابلیت این را ندارد که به ۵ یا ۳ دقیقه برسد. چرا که انقطاع وجود دارد. یعنی بیشتر از اینکه بداند چه چیزی می‌خواهد، می‌داند که چه چیزی نمی‌خواهد. برای همین نمی‌توانیم با آنها درباره چیز‌هایی که می‌خواهد و حتی دلایل حضورش در کف خیابان حرف بزنیم، چراکه به شدت واکنشی هستند؛ واکنش آنها به تصویری است که از وضعیت فعلی در شبکه‌های اجتماعی، فضای مجازی و البته گروه دوستان و حتی خانواده ساخته شده است.»

خانواده باید برای نوجوان خود، نظام ارزشی بسازد

وی با بیان اینکه علت حضور یک بخش جدی از نوجوانانی که در کف خیابان می‌بینیم، نه‌فقط کم‌کاری و یا ناکارآمدی دستگاه‌های رسمی آموزشی و رسانه‌ای، بلکه خود خانواده است، تصریح کرد: «خانواده‌ای که بار‌ها جلوی نوجوان این کشور را لعن و نفرین کرده است؛ و پدر و مادری که سطح ارزش‌ها و اهدافش در دیالوگ‌های روزمره، بالارفتن قیمت ارز و اجناس و جمع‌کردن پول و تبدیلش به طلاست، طبیعتاً نمی‌تواند برای نوجوان خود نظام ارزشی بسازد. نوجوانی که آرمان‌گرایی و احساس استقلال جزء خصلت‌های اوست و هیجان‌خواهی و غلبه هیجانات لحظه‌ای بر تعقل را در ویژگی‌های خود دارد، در شرایط این‌چنینی بدون اینکه بتواند تأمل کند که رفتارش در بلندمدت چه پیامد‌هایی دارد، به‌عنوان یک واکنش در لحظه به نگرانی‌ها، خشم‌ها و دغدغه‌های خود کف خیابان می‌آید.»

نوجوانان در جنگ ۱۲ روزه نقش‌آفرینی مثبت داشته‌اند

این کارشناس حوزه نوجوان با اشاره به اینکه نوجوانان در ۸ سال دفاع مقدس، یا در بحران‌های دیگر سیاسی نقش‌آفرینی مثبت داشته‌اند تصریح کرد: «حتی ما در جنگ ۱۲ روزه دیدیم که بخشی از تولید محتوای خلاقانه در شبکه‌های اجتماعی، علیه رژیم صهیونیستی توسط نوجوانان انجام می‌شد. پس ما نمی‌توانیم بگوییم نوجوان تهدیدی برای این فضاست، بلکه به شیوه مواجهه ما ارتباط دارد. اگر نوجوان را بفهمیم و دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش را بشنویم، و منابع مناسبی برای هویت‌یابی او آماده کرده باشیم، انقطاع رخ نمی‌دهد. اگر نوجوان هویت، دغدغه‌ها و زمینه کنش خودش را در اتصال به منابع هویتی مثل وطن، تاریخ، جغرافیا، دین و حتی خانواده ساخته باشد، همین فضا تبدیل به فرصت می‌شود.»

اعمال خطرآمیز نوجوانان در گروه همسالان ۵ برابر می‌شود

حق‌پناه با اشاره به پژوهش‌های انجام شده، گفت: «اگر نوجوان حمایت گروه همسالان خود را داشته باشد، کار‌های خطرآمیزش تا پنج برابر بیشتر می‌شود؛ بنابراین وقتی نوجوان در کف خیابان خیالش از این راحت است که گروه دوستانش هستند، هیجان‌خواهی، جرئت‌پذیری و ریسک‌پذیری غیرعقلانی او بیشتر می‌شود؛ و نتیجه آن اتفاقات خیابان است. از نظر روان‌شناسی این‌گونه رفتار‌ها نشان‌دهنده امر سرایت است. مردم در حالت عادی هزینه‌های یک رفتار را به‌صورت عقلانی بررسی می‌کنند. اما یک گروه دیگر همان عمل را انجام دهند، با امر سرایت بدون فکر دست به آن عمل زده‌اند. به صورتی که اگر پس از اقدام به آن عمل، علت را از آنها بپرسید، باورشان نمی‌شود که این کار را انجام داده‌اند و نمی‌توانند دلیل کارشان را بیان کنند.»

حضور نوجوانان در صحنۀ سیاسی پدیدۀ جدیدی نیست

محمدجواد بادین‌فکر نیز درباره حضور نوجوانان در این روز‌ها افزود: «نوجوانان، به‌خصوص نسل z در سراسر جهان، در چند سال و به‌خصوص چند ماه اخیر اتفاقات عجیب‌وغریبی در عرصه سیاسی به هم زدند. البته این موضوع به این جهت نبود که الزاماً بنیه سیاسی قوی داشته باشند، بلکه به دلیل ویژگی‌های نسلی این اتفاق افتاد؛ نمونه آن حرکتی برآمده از شبکه‌های اجتماعی بود و به رهبری یک نوجوان در یکی از کشور‌های آفریقایی اتفاق افتاد؛ بنابراین حضور نوجوانان در جنبش‌های اعتراضی در سراسر دنیا یک مسئله جدی و پر چالش است. البته نکات گفته شده نافی حضور نوجوان در گذشته نیست. مثلاً حماسه ۱۳ آبان نیز توسط نوجوانان رقم خورده است؛ بنابراین حضور نوجوانان در صحنه‌های سیاسی پدیده جدیدی نیست.»

باید زمینۀ تربیتی گم‌کرده را پیدا کنیم

وی در ادامه افزود: «ما نوجوان را منفعل و واکنشی بار آوردیم. حضور او کف خیابان نیز از همین انفعال و واکنش‌گرایی است؛ چون تا الان زمینی برای فعالیت و کنش نداشته. راه‌حل هم این است که ما نوجوان را مسئول بخواهیم. مسئول کسی است که خودش مسئله‌اش را کشف می‌کند و برای آن مسئله‌اش مسئولیت و جایگاهی را در نظر می‌گیرد و پیامد‌های کنش و جایگاه را هم می‌پذیرد. به عبارت دیگر ناظر به هدف کنش می‌کند، نه ناظر به هیجان. ما باید در زمینه آموزش‌وپرورش، در فضای رسانه‌ای و در فضای خانواده زمینه‌هایی را فراهم کنیم که زیر بار چیزی برود. اگر وضعیت اقتصادی خراب است، اگر مشکلی در محله وجود دارد، یا مشکلی در خانواده است و هر نقص و ضعفی که وجود دارد، نوجوان خودش را صرفاً معترض و طلبکار نسبت به وضع موجود نبیند؛ بلکه منشأ، مسئول و توانمند در حل آن ببیند. این زمینه تربیتی است که ما گم کردیم، و اگر دوباره آن را پیدا کنیم و به دستش بیاوریم، نوجوان را یک فرصت می‌بینیم که می‌توانیم باری را روی دوش او بیندازیم و از او بخواهیم به‌اندازه آن بار خودش را آماده کند، مهارت بیاموزد و توانمند شود تا بتواند در حل مسئله کمک کند.»

نوجوانان ما خصلت‌های هوادارانه پیدا کرده‌اند

بادین‌فکر با اشاره به اینکه به نظر می‌رسد در اتفاقات اخیر ما مسئله «هواداری» را هم داریم، گفت: «در حال حاضر ما نوجوانانی را داریم که خصلت هوادارانه پیدا کرده‌اند. ما مدلی را در هواداری سیاسی داریم که نشان می‌دهد چطور فندام‌ها یا هواداران یک سلبریتی، می‌توانند خیابانی شوند که به آن «سیاسی‌شدن فندام» یا «politicalization of fandom» گفته می‌شود. یکی از نشانه‌های وجود جدی خصلت‌های هوادارانه نیز پروموت کردن ترامپ و نظام سلطنتی بود. در اینجا شخصیت‌های سلبریتی که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، از جمله شخصیت‌محوری ایلان ماسک و حتی خود ترامپ به‌عنوان شخصیت‌های خارجی و سلبریتی‌هایی مانند پهلوی، برای جوانان و نوجوانان خصلت جنبشی را ایجاد کردند که قابل‌انکار نیست. مخصوصاً که کُنه موضوع هواداری و فندام انرژی عاطفی است که فندام دارد. یعنی شما هرچقدر بتوانید فندام را به لحاظ عاطفی شارژ بکنید، آنها بیشتر به کف خیابان کشیده می‌شوند. در نتیجه می‌توان گفت در جریانات اخیر، بُعد هیجانی و عاطفی بسیار جدی است؛ و باوجوداینکه شیوه آن بسیار جدید و نسل زدی است، اما پدیده جدیدی نیست.»

برای نوجوانان بیش از محتوا، فرم هیجانی مهم است

وی در خصوص مکانیزم جذب‌کننده شلوغی‌ها برای نوجوانان تصریح کرد: «هر جنبش اعتراضی خیابان، پتانسیل و انرژی عاطفی و هیجانی بسیار بالایی دارد. نوجوانان در این سن به دنبال کسب هیجان و شارژکردن باتری هیجانی خود از طریق فرم‌ها و خرده‌فرهنگ‌های مختلف هستند. مکانیزم حضور نوجوان در سال‌های ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و اتفاقات اخیر، هیجان‌محور است. به عبارت دیگر برای نوجوانان بیش از آنکه محتوا مهم باشد، فرم (هیجانی، جنبشی، حرکتی) مهم است؛ بنابراین می‌توان گفت که دلیل این حضور این است که در مکان دیگری غیر از خیابان نمی‌شود این هیجان را تجربه کرد؛ یا به زبان خودشان آن حس «گَنگ»‌بودن و جنگ‌طلبانه را که در فضای مجازی و گِیم دیده‌اند، حالا در این شرایط در واقعیت نیز تجربه می‌کنند.»

برای آموزش ملی‌گرایی مدل‌های سنتی پاسخگو نیست

بادین‌فکر در خصوص تقویت ملی‌گرایی در نوجوانان گفت: «در این زمینه به‌صورت مهندسی شده نمی‌توان اقدامی انجام داد. درست است که ما ذهن نوجوان را تقلیل می‌دهیم که به نتیجه برسیم، اما شرایط پیچیده‌ای که در کشور وجود دارد، افق و آینده‌ای را برای نوجوان ترسیم نمی‌کند. زمانی با کنکور، شغل، سربازی رفتن و ازدواج‌کردن افقی ترسیم می‌شد که گویی پس از این تو وارد مرحله بهبودی می‌شوی. الان مراحل زندگی برای جوان و نوجوان، مراحل بهبودبخشی نیست. کنکور کاملاً بی‌معنا شده است، شغل هم کاملاً از معنا تهی شده است؛ چراکه بیکاری موج می‌زند؛ درحالی‌که نسل جدید کاملاً اقتصادمحور است. نسل جدید به‌شدت به دنبال پول است و مسیر‌هایی که ما در نظام آموزشی و فرهنگی خودمان برای این نسل ترسیم می‌کنیم، خیلی نظام‌های سودآوری نیستند.»

این جامعه‌شناس افزود: «به لحاظ سبک زندگی نیز (به دلیل وجود شبکه‌های اجتماعی) او جهانی زندگی می‌کند و سطح توقعاتش مثل یک شهروند جهانی است، ولی سطح زندگی او با توقعاتش هم‌خوانی ندارد. به همین دلیل نمی‌شود با یک فرمول طلایی این دسته را جذب کرد. پس می‌توان گفت هر زمان بستر این فراهم شود که نوجوانان بتوانند در خیابان عمل هیجان‌انگیز یا به زبان خودشان «باحالی» انجام دهند که به آنها خوش بگذرد، این کار را انجام خواهند داد. در ۱۴۰۱ نیز بسیاری از نوجوانان از بعد سرگرمی در خیابان حضور داشتند، نه بعد سیاسی؛ لذا خیلی با منطق عقلانی و مدل سنتی نمی‌توان با این موضوع مواجه شد و نیاز است تمام ساحت‌های اجتماعی، اقتصادی و... با یکدیگر تغییر کند تا بتوانیم ملی‌گرایی را به آنها آموزش دهیم.»

انرژی هیجانی، راهبر اصلی نوجوانان در میدان

وی در خصوص سطحی‌شدن نوجوان نسبت به گذشته تصریح کرد: «مطالعه‌ای روی نوجوانانی که کنش سیاسی انجام داده‌اند و هواداران سیاسی هستند؛ انجام شده است. در این مطالعه معیار‌های سیاسی و شناخت سیاسی را روی گروه‌های سیاسی که هوادار و غیر هوادار هستند بررسی کرده‌اند و متوجه شده‌اند گستره اطلاعاتی این افراد بسیار بالاست، اما عمق و بینش سیاسی بسیار پایینی دارند. گویی آن گستره سیاسی، آنها را از عمیق‌شدن در موضوع مستغنی می‌کند. همچنین اطلاعاتی که این گروه از هوش مصنوعی و خودشان (گروه‌های دوستی و مجازی) دریافت می‌کنند به‌شدت می‌تواند جهت‌دهنده باشد، بنابراین ما در اینجا با تک‌گزاره‌های رسانه‌ای مواجه هستیم که در کنار هم یک استدلال را می‌سازند. استدلالی که ممکن است مقدمه و نتیجه‌گیری آن با هم مرتبط نباشد و یا یک مغلطه باشد.»

بادین‌فکر ادامه داد: «البته این ویژگی فقط در ایران نیست. این مطالعه در کشور‌های دیگر نیز انجام شده که سطح دانش سیاسی نوجوانانی که فندام هستند بالا نیست و این وضعیت فندام بودنشان به سواد تحلیلی آنها کمکی نکرده است. البته شاید عمق تحلیلی آنها چیزی که انتظار داریم نباشد و مدل و دستگاه تحلیلی آنها بسیار متفاوت باشد؛ اما این به آن معنی نیست که نمی‌دانند. آنها استدلال هم می‌کنند، اما استدلالشان منطقی نیست؛ یعنی کاملاً با گزاره‌های سطحی و پراکنده، جمع‌بندی‌های سطحی می‌کنند و این جمع‌بندی برای آنها کفایت می‌کند. ازآنجاکه آن انرژی هیجانی راهبر اصلی آنها در میدان است، نیازی ندارند که بدانند چرا دارند همچنین کاری می‌کنند؛ و همین که بدانند در حال مختل کردن سیستم سیاسی هستند (بدون درنظرگرفتن عواقب) برای آنها کافی است.»

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر