کد مطلب: ۱۱۶۱۳۲۵
|
|
۳۰ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۷

عربستان به‌دنبال استفاده از پیمان‌های منطقه‌ای در جنگ با یمن است

عربستان به‌دنبال استفاده از پیمان‌های منطقه‌ای در جنگ با یمن است
کارشناس مسائل بین‌الملل می‌گوید ریاض می‌کوشد با تکیه بر پیمان‌های منطقه‌ای ازجمله پیمان مکه، موقعیت خود در جنگ با یمن را تقویت کند.

به گزارش مجله خبری نگار، علی ودایع کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌و‌گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان درباره جنگ یمن و عربستان گفت: آنچه امروز شاهد آن هستیم، حملات موشکی و پهپادی یمن به زیرساخت‌های حیاتی انرژی و شریان‌های مواصلاتی عربستان سعودی است؛ وضعیتی که از ناکامی راهبرد بازدارندگی ریاض و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی این کشور حکایت دارد. راهبردی که از آن با عنوان «دکترین تنش در برابر تنش» یاد می‌شود، بر توانمندی‌های هوایی و تسلیحاتی عربستان سعودی استوار بوده است؛ بااین‌حال، این راهبرد در مواجهه با نیرو‌های انصارالله یمن، عملاً با چالش‌های جدی روبه‌رو شده و نوعی عدم توازن در معادلات نظامی را آشکار ساخته است.

کارشناس مسائل بین‌الملل اظهار کرد: اصابت موشک‌ها و پهپاد‌ها به نقاط حساس اقتصادی و امنیتی عربستان سعودی نشان می‌دهد که سامانه‌های پدافندی این کشور با چالش‌هایی در زمینه حفاظت مؤثر از زیرساخت‌های حیاتی مواجه‌اند. این مسئله صرفاً به ابعاد نظامی محدود نمی‌شود، بلکه پیامد‌های اقتصادی و راهبردی گسترده‌تری نیز به همراه دارد.

وی بیان کرد: از منظر اقتصادی، عربستان سعودی برای تحقق اهداف توسعه‌ای خود و پیشبرد برنامه‌های اقتصادی، به جذب سرمایه‌گذاری خارجی نیازمند است. تداوم حملات و ناتوانی در جلوگیری کامل از آنها می‌تواند احساس ناامنی را در میان سرمایه‌گذاران تقویت کند و بر ارزیابی آنان از ریسک سرمایه‌گذاری در این کشور تأثیر بگذارد. افزایش مخاطرات امنیتی مرتبط با زیرساخت‌های انرژی و مسیر‌های مواصلاتی نیز مسئله‌ای نیست که ریاض بتواند به‌سادگی از کنار آن عبور کند.

ودایع تصریح کرد: در چنین شرایطی، عربستان سعودی با یک دوراهی راهبردی مواجه شده است. از یک سو، ادامه روند تشدید تنش می‌تواند پیامد‌های فزاینده و نامطلوبی برای این کشور به همراه داشته باشد؛ از طرف دیگر، عقب‌نشینی از مواضع کنونی، به‌ویژه برای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، ممکن است با چالش‌هایی در عرصه داخلی و منطقه‌ای همراه شود.

کارشناس مسائل بین‌الملل اضافه کرد: در عرصه داخلی، جایگاه سیاسی او و رقابت با دیگر چهره‌های قدرت در ساختار حاکمیتی عربستان مطرح است و در سطح منطقه‌ای نیز اعتبار و پرستیژ سیاسی این کشور اهمیت دارد. از این منظر، بن سلمان با معادله‌ای پیچیده روبه‌روست که در آن، ادامه تشدید تنش و عقب‌نشینی از مواضع پیشین، هر دو می‌توانند هزینه‌های سیاسی و راهبردی خاص خود را داشته باشند.

وی اظهار کرد: نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، تلاش برای جلب مشارکت کشور‌های دیگر ازجمله عربستان سعودی و برخی نیرو‌های سوری، در تحولات مرتبط با جنگ علیه یمن است. چنین تلاش‌هایی را باید در چارچوب پیامد‌های جنگ و دشواری‌های موجود در میدان نبرد بررسی کرد. ائتلافی که عربستان سعودی طی سال‌های گذشته برای ایفای نقش نظامی و سیاسی در منطقه شکل داده بود، اکنون با محدودیت‌هایی در زمینه بسیج نیرو‌ها و ترغیب آنها به مشارکت در عملیات زمینی علیه نیرو‌های یمنی مواجه است.

ودایع عنوان کرد: کمبود نیروی رزمی آماده‌به‌کار و دشواری تأمین نیرو برای عملیات زمینی را می‌توان ازجمله چالش‌های مهم عربستان سعودی در این زمینه دانست. ریاض می‌کوشد با تکیه بر ترتیبات و پیمان‌های منطقه‌ای ازجمله پیمان مکه و همچنین جلب همراهی کشور‌هایی مانند ترکیه و پاکستان، موقعیت خود را تقویت کند. بااین‌حال، جلب مشارکت این کشور‌ها در یک رویارویی نظامی مستقیم، موضوعی پیچیده است و نمی‌توان آن را امری قطعی تلقی کرد.

کارشناس مسائل بین‌الملل اظهار کرد: در همین چارچوب، درخواست احتمالی ریاض از قاهره برای مشارکت در جنگ زمینی نیز با ملاحظات خاصی در مصر همراه خواهد بود. تجربه تاریخی مصر در جنگ‌های زمینی، هزینه‌های انسانی و نظامی چنین عملیات‌هایی و پیامد‌های احتمالی آنها، می‌تواند در شکل‌گیری رویکردی محتاطانه از سوی مقامات مصری نقش داشته باشد. افزون بر این، ویژگی‌های جغرافیایی یمن، به‌ویژه مناطق کوهستانی این کشور، از عوامل مهمی است که عملیات زمینی را دشوار می‌سازد. تجربه طولانی‌مدت عربستان سعودی در مواجهه با نیرو‌های یمنی نیز نشان می‌دهد که دستیابی به اهداف نظامی در این جغرافیای خاص، با موانع جدی روبه‌روست.

وی بیان کرد: با در نظر گرفتن این عوامل، می‌توان گفت که معادله «تنش در برابر تنش» در شرایط کنونی، لزوماً از توازن پایداری برخوردار نیست. نیرو‌های یمنی توانسته‌اند بخشی از هزینه‌های اقتصادی و امنیتی رویارویی را به زیرساخت‌ها و قلمرو عربستان سعودی منتقل کنند و از این طریق، فشار مستقیمی بر محاسبات راهبردی ریاض وارد آورند. تداوم چنین وضعیتی می‌تواند زمینه‌ساز تشدید بیشتر تنش‌ها در غرب آسیا شود و دامنه پیامد‌های امنیتی و اقتصادی منازعه را گسترش دهد.

ودایع گفت: در این میان، یکی از مسائل قابل‌توجه، موضوع میانجی‌گری و تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار تنش‌هاست. از منظر این تحلیل، عدم بهره‌گیری عربستان سعودی از ظرفیت میانجی‌گری ایران، فرصت دیگری را برای پیگیری راهکار‌های سیاسی و کاهش تنش‌ها محدود کرده است. هرچند نیرو‌های انصارالله یمن در معادلات خاورمیانه به‌عنوان بازیگری مستقل نقش‌آفرینی می‌کنند، ظرفیت دیپلماتیک تهران و امکان ایفای نقش آن در تسهیل گفت‌و‌گو‌ها می‌تواند بخشی از تلاش‌های منطقه‌ای برای جلوگیری از گسترش درگیری‌ها باشد.

کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: در مجموع، تحولات جاری نشان می‌دهد که تداوم رویکرد نظامی، بدون توجه کافی به محدودیت‌های میدانی و ظرفیت‌های دیپلماتیک، می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای بازیگران درگیر به همراه داشته باشد. از این منظر، بازنگری در محاسبات راهبردی و توجه به راهکار‌های سیاسی، می‌تواند در کاهش مخاطرات امنیتی و جلوگیری از گسترش دامنه بحران در منطقه مؤثر باشد.

منبع: yjc
برچسب ها: عربستان یمن
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر