کد مطلب: ۱۱۵۷۸۱۱
|
|
۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۴

هر سنگ‌فرش تبریز یک روایت؛ وقتی تئاتر خیابانی صدای ایران می‌شود

هر سنگ‌فرش تبریز یک روایت؛ وقتی تئاتر خیابانی صدای ایران می‌شود
در هفتمین جشنواره تئاتر خیابانی «تبریزیم»، هنرمندان با روایت‌هایی از کودکان میناب، خانواده‌های داغدار و خاطرات جنگ، خیابان‌ها و بوستان‌های شهر را به صحنه‌ای برای بازخوانی رنج، ایثار و مقاومت ایرانیان تبدیل کرده‌اند.

 به گزارش مجله خبری نگار، این روزها، «هر سنگ‌فرش خیابان‌های تبریز از طلاست»؛ طلایی از جنس مقاومت، شهادت و ایثار؛ طلایی آمیخته با خون هزاران شهید به‌خون‌خفته این مرزوبوم که در قالب نمایش‌های خیابانی هنرمندان سراسر کشور، از شمال تا جنوب، از مرکز تا غرب و از شرق تا هرمز، خارک و میناب، در هفتمین جشنواره تئاتر خیابانی «تبریزیم» جان گرفته و روایتگر ایستادگی و دفاع جانانه ایرانیان از میهن شده است.

پارک‌ها، مدارس، بوستان‌ها و برخی میدان‌های شهری تبریز، به‌ویژه محوطه «عمارت کلاه‌فرنگی» و پارک باغشمال، در روز‌های گذشته و به بهانه اجرای نمایش‌های خیابانی، بار دیگر یادمان آوردند که چه جان‌ها و خون‌هایی برای ماندگاری و اقتدار این مرزوبوم تقدیم شده است. این اجرا‌ها یادآور روز‌هایی بودند که از شهریور ۱۳۵۹ تا اسفند ۱۴۰۴، بر ایران و زنان، مردان و کودکان این سرزمین چه گذشته است؛ اما این مردم، در برابر دشمنان گوناگون و متعدد خود، نه پا پس کشیده‌اند و نه به دشمن باج داده‌اند.

گذر مردم تبریز از خیابان‌ها و بوستان‌های شهر در این روزها، صرفاً عبور از معبری برای تماشای چنددقیقه‌ای بخشی کوتاه از اجرای یکی دو هنرمند کمترشناخته‌شده شهرستانی نبود. درنگ مردم در پارک‌ها و بوستان‌های شهری نیز فقط برای تماشای نمایشی ساده شکل نگرفت؛ این مکث‌ها، فرصتی بود برای مرور و یادآوری تمام خون‌دل‌هایی که برای «خانه شیران» خورده‌ایم؛ برای سرزمینی که ایستادگی‌اش را از دل رنج‌ها، داغ‌ها و فداکاری‌های فرزندانش به ارث برده است.

اینجا خبری از بلیت‌فروشی و تلاش برای تصاحب گیشه نبود. فرقی نمی‌کرد روایت هنرمندان حاضر در جشنواره «تبریزیم» عاری از نور و رنگ و هیاهو‌های پیش و

پس از نمایش‌های تجاری بود؛ فرقی نمی‌کرد بازیگر یا بازیگران این نمایش‌ها و تئاتر‌ها گمنام و حتی آماتور باشند و حتی مهم نبود چند نفر برای تماشای نمایش‌های خیابانی تبریزیم نشسته‌اند؛ نمایش‌هایی از جنس زندگی عادی و معمولی همه ما، در بی‌روتوش‌ترین شکل ممکن.

مهم، روایت و محتوایی بود که از درد آمیخته با غرور و شکوه ملی ایران و ایرانی سخن می‌گفت.

یکی از بچه‌های مظلوم و بی‌گناه میناب را روایت می‌کرد؛ دیگری از کودکی می‌گفت که برای همیشه بابا را به خدا سپرده است. آن یکی به جنگ تحمیلی هشت‌ساله گریزی می‌زد و از «کفتربازی تا عاقبت‌به‌خیری» شهیدی روایت می‌کرد که هنوز هم آن سوی مرز، چشم‌انتظار پایان جنگ و آرامش ایران است.

در پنج شبانه‌روز گذشته، نمایش‌های خیابانی تبریز در اتفاقی مبارک، از بستر «هنر اعتراض» صرف فراتر رفتند و به میدان «هنر انقلابی» و «روایت ملی و میهنی» قدم گذاشتند؛ تجربه‌ای که می‌توان آن را تلاشی برای تولد ژانری تازه با عنوان «هنر اعتراض ایرانی» دانست.

هنری که هم صدای مظلومیت و مقاومت ملی را رساتر از پیش به گوش‌ها رساند و هم جشنواره «تبریزیم» را به بستری برای شکل‌گیری روایتی هنری از اعتراض به تجاوز، ترور و کشتار مردم ایران تبدیل کرد؛ روایتی در عصر غفلت‌زده، مسخ‌شده و حقیقت‌گریز امروز جهان.

در این میدان، نه گیشه تعیین‌کننده بود، نه شهرت بازیگران و نه زرق‌وبرق صحنه؛ آنچه اهمیت داشت، صدای انسان‌هایی بود که رنج را به روایت، اندوه را به مقاومت و خاطره را به حماسه پیوند می‌زدند. شاید راز ماندگاری این اجرا‌ها نیز همین باشد: خیابان، بی‌آنکه به صحنه‌ای پرزرق‌وبرق نیاز داشته باشد، به تریبون روایت ایران تبدیل شد.

منبع: فارس
برچسب ها: تبریز تئاتر
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر