کد مطلب: ۱۰۴۱۲۶۳
|
|
۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۸

رئیس آشفته‌ترین دولت؛ تذبذب و تغییرات کلامی ترامپ موجب استهزای رسانه‌های دنیا شده است

رئیس آشفته‌ترین دولت؛ تذبذب و تغییرات کلامی ترامپ موجب استهزای رسانه‌های دنیا شده است
جنگ آمریکا علیه ایران، باعث افزایش پراکنده‌گویی و شکننده شدن وضعیت دولت این کشور و حزب جمهوری‌خواه شده است. این مشکلات پیش از جنگ به‌اندازه کافی وجود داشتند و گرفتاری در میدان نبرد غرب آسیا، وضعیت را بغرنج‌تر کرده است. «هرج‌ومرج» وجه مشترک توصیف همکاران سابق «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا از وضعیت دولت‌های اوست که به طور مشترک، حزب دموکرات به‌عنوان رقیب وی از آن استفاده می‌کند.

به گزارش مجله خبری نگار، جنگ آمریکا علیه ایران، باعث افزایش پراکنده‌گویی و شکننده شدن وضعیت دولت این کشور و حزب جمهوری‌خواه شده است. این مشکلات پیش از جنگ به‌اندازه کافی وجود داشتند و گرفتاری در میدان نبرد غرب آسیا، وضعیت را بغرنج‌تر کرده است. «هرج‌ومرج» وجه مشترک توصیف همکاران سابق «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا از وضعیت دولت‌های اوست که به طور مشترک، حزب دموکرات به‌عنوان رقیب وی از آن استفاده می‌کند.

تمام حزب دموکرات به‌عنوان نیمی از نظام دوحزبی آمریکا، به همراه برخی از عناصر حزب جمهوری‌خواه و تعدادی از فعالان هسته سخت طرف‌داران ترامپ در جنبش موسوم به ماگا، چنین نظری دارند.

برخی این نوع از عملکرد و اظهارات، به سبک ترامپ را نوعی هوشمندی ترامپ معرفی می‌کنند، اما مجموعه کاملی از سازمان‌های سیاسی و نزدیک‌ترین افراد به او چنین نظری نداشته‌اند.

علاوه بر محیط داخلی آمریکا، دولت‌های جهان هم نگاه مثبتی به چندرنگی و بی‌ثباتی ترامپ ندارند. آنها که مدت‌هاست با روش‌های پیچیده و کارشناسان زبده ترامپ را بررسی کرده‌اند، او را شخصیتی بی‌ثبات می‌دانند. چندی قبل، «امانوئل مکرون»، رئیس‌جمهور فرانسه، به‌صراحت اعلام کرد سخنان ترامپ اهمیتی ندارد، زیرا وی بار‌ها سخنانش را تغییر می‌دهد.

دولت هرج‌ومرج

دیکتاتور‌ها و دیکتاتوری‌ها اغلب با هرج‌ومرج مواجه‌اند که دلایل متعددی دارد. آنچه آنها می‌گویند، لزوماً هوشمندی نیست. دروغ، بی‌ثباتی، تغییر قول‌ها بر اساس منافع شخصی، فریب و مواردی ازاین‌دست، نشانه‌ای از هوشمندی نیستند.

دولت آمریکا دو بار در میانه مذاکرات هسته‌ای به ایران حمله کرده و از گفت‌و‌گو به‌عنوان فریب استفاده کرد. این، اما تنها محدود به دولت ترامپ نیست و دولت بایدن نیز در قضایای آتش‌بس در لبنان، رفتاری مشابه داشت.

آمریکا برای حفظ وضعیت داخلی خود جنگ را یک راهکار می‌داند که نشانه‌ای از ظرفیت بالای بی‌ثباتی در این کشور است. انعکاس این قضیه در سطح دولت و سیاست خارجی، رویکرد تهاجمی و جنگ‌افروزی می‌شود.

امروزه گرچه آمریکا همانند کشور‌های دیگر دارای ظرفیت‌های بی‌ثباتی است، اما در رأس مدیریت کشور، این بی‌ثباتی نمودی کامل یافته است.

جنگ با ایران و مذاکرات

ترامپ در جنگ علیه ایران بار‌ها اهداف متفاوتی را مطرح کرده است. او هرکدام از این اهداف متعدد را چندین بار اعلام و نقض می‌کند. رئیس‌جمهور آمریکا در موارد متعددی اعلام کرد هدف سرنگونی نظام سیاسی ایران است. اشاره به آنچه در ونزوئلا رخ داد، ادعا درباره تلاش برای دفاع از شورشیان دی‌ماه و سرکوب نیرو‌های مدافع امنیت و کشور برای تسهیل حرکت آنها چیزی جز تلاش برای تغییر نظام سیاسی نبودند که همه شکست خوردند.

پس از ناکامی، ترامپ دو ادعای دیگر داشت؛ نخست آنکه اساساً منکر وجود طرحی برای ساقط‌سازی نظام شد و دوم، مدعی شد نظام سیاسی در ایران پس از جنگ تغییر کرده است. هر دو این سخنان جدی گرفته نشدند. ترامپ که ادعا می‌کرد نظام سیاسی در ایران با جایگزینی مسئولان تغییر کرده، بار‌ها همان مسئولان را به دلیل ادامه مسیر گذشته، تهدید کرد.

آخرین صحنه هرج‌ومرج، تلاش‌ها حول برگزاری دومین دور مذاکرات در پاکستان بود که به مدت چند روز، حضور یا عدم حضور «جی دی ونس»، معاون رئیس‌جمهور آمریکا در آن تأیید و تکذیب می‌شد.

بررسی وضعیت ایران و آمریکا

ترامپ ادعا‌های مختلفی درباره ساختار اداره ایران مطرح کرده است. دولت و خود او مدعی‌اند کسی در تهران برای مذاکره با آنها و زدن حرف نهایی وجود ندارد. این درحالی است که شواهد چیز متفاوتی را نشان می‌دهند.

۱- هیچ یک از دولتمردان و فرماندهان نظامی ایران برکنار نشده‌اند. باز‌آرایی و اصلاح سیستم، ماه‌ها قبل از جنگ صورت گرفت، اما خبری از برکناری به جهت اختلاف‌نظر نبود. در مقابل، در دولت و دستگاه نظامی آمریکا برکناری وجود داشته و مقامات دیگری نیز در معرض کنار رفتن از دولتند.

همچنین تمام جناح‌های اصلی کشور در دفاع از ایران هم‌نظر بوده و بسیاری از اپوزیسیون به ملت و کشور پیوسته‌اند. این درحالی است که دولت آمریکا بر سر جنگ با ایران دچار ریزش شده و طی دو ماه، حزب دموکرات، دست‌کم دوبار تلاش کرده اختیارات جنگی رئیس‌جمهور را کاهش دهد. آنها تهدیداتی درباره احتمال استیضاح ترامپ در آینده مطرح کرده‌اند که به نظر می‌رسد برای پس از دوره انتخابات میان‌دوره‌ای است.

درحال حاضر اکثریت هر دو مجلس کنگره در اختیار جمهوری‌خواهان قرار دارد و استیضاح ترامپ به نتیجه نمی‌رسد. با احتمال بالای شکست این حزب در انتخابات میان‌دوره‌ای، دموکرات‌ها با تسلط بر کنگره به سمت این اقدام خواهند رفت.

۲- در ایران، اعتماد به دستگاه حکومتی، دولتی و نظامی درحال افزایش است، اما در آمریکا این قضیه ضربه خورده است. دولت با دلایل مبهم و دروغ توسط رژیم صهیونیستی فریب خورده و به جنگی برخلاف منافع مردم آمریکا وارد شده است. دستگاه نظامی متهم به جنایات جنگی و تبدیل شدن به ابزاری در دست مطامع شخصی ترامپ است.

۳- هیچ دولت مستقلی از ایران انتقاد نکرده است، زیرا دولت ترامپ مقصر جنگ بوده و نتانیاهو، به‌عنوان فردی بدنام در کنار وی قرار دارد. اگر دولتی از تهران انتقاد می‌کند، این اقدام به جهت حضور دولت‌های وابسته و فشار‌های واشنگتن است. با این وجود، متحدان آمریکا نیز بی‌محابا از وی در خصوص جنگ انتقاد کرده‌اند.

۴- آمریکا بدون هدفی واقعی به ایران حمله کرد. هدف آمریکا، تسلیم کامل و فروپاشی نهایی ایران است؛ هدفی دست‌نیافتنی که واشنگتن در جبهه‌های بسیار ساده‌تر از به دست آوردن آن در برابر بسیاری از کشور‌های فاقد دولت نیز ناتوان بوده است.

مقامات آمریکایی گرچه قادر به رفع ناسازگاری خود با واقعیت نیستند و هدف تسلیم ایران را فراموش نکردند، اما آن‌قدر از واقعیت دور نبوده‌اند که فکر کنند با حملات نظامی ضربتی قادر به ساقط‌سازی ایران‌اند.

ترامپ پس از آنکه در عملیاتی ۴۵ دقیقه‌ای رئیس جمهور ونزوئلا را ربود، فکر کرد می‌تواند می‌تواند کاری مشابه را در ایران تکرار کند؛ قیاسی که اوج غیرحرفه‌ای بودن وی را نشان می‌دهد. این موضوع که یک دستگاه قادر به مقایسه وضعیت ایران و ونزوئلا نباشد چیزی جز آشفتگی را نشان نمی‌دهد. در مقابل اهداف و روش‌های ایران بسیار معقول بوده‌اند. چینش برای دفاع از موجودیت و نظام سیاسی، رزم و سلاح‌های نامتقارن و ساختار دولتی منعطف تعادل در تهران را نشان می‌دهد.

۵- در ابتدای دولت دوم ترامپ، ۴۳ درصد از مردم موافق عملکرد اقتصادی او بودند؛ زمانی که کماکان نتایج سیاست‌های اقتصادی او مشخص نشده بودند. در تابستان سال گذشته (ژوئن/تیر) این رقم به ۳۵ درصد کاهش یافت و در اوایل بهار سال جاری (مارس/فروردین) به ۲۹ درصد رسید. این عدد حتی پایین‌تر از هسته سخت طرفداران دولت است که به حدود ۳۷ درصد می‌رسند.

۶- دموکرات‌ها علیه ترامپ یکپارچه‌اند، اما در حزب جمهوری‌خواه شکاف‌هایی درباره او وجود دارد. مهم‌تر آنکه، رای‌دهندگان مستقل به دلیل مسائل اقتصادی و مصائب جنگ، درحال فاصله گرفتن از وی هستند، درحالی‌که آنها یکی از عوامل مهم پیروزی‌اش در انتخابات ۲۰۲۴ بودند.

اگر جنگ ادامه یابد و وضعیت اقتصادی که پیش از آن هم مطلوب نبود، بدتر شود، رای‌دهندگان مستقل گرایشی شدید به سمت دموکرات‌ها نشان خواهند داد.

شکست ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای، به معنای دشوارشدن بی‌اندازه دو سال دوم ریاست‌جمهوری و احتمال خروج جمهوری‌خواهان از قدرت در انتخابات پس از آن خواهد بود.

منبع: فرهیختگان-سیدمهدی طالبی، پژوهشگر حوزه بین‌الملل

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر