کد مطلب: ۹۹۰۵۲۰
|
|
۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶:۴۵

ردای راد بر دوش جدیدی

ردای راد بر دوش جدیدی
اگر سعید راد ردایی داشت برای ادامه بازیگر اول نقش ضدقهرمان در نسل بعدی بازیگران سینمای ایران حتما آن را بر دوش امیر جدیدی می‌انداخت

به گزارش مجله خبری نگار، الگوی قهرمان‌پردازی در سینمای ایران تا نیمه دوم دهه ۱۳۴۰ از نخستین نقل مکتوب و نخستین قصه مؤثر قرن الهام گرفته شده بود. همکاری نقیب‌الممالک و فخرالدوله در ثبت رومانس پهلوانی باعث شد که سنت روایی قهرمان‌سازی در ابتدای قرن الگویی اینجایی داشته باشد. ارسلان برای وصال فرخ‌لقای خالدار موانع را با کمک قدرت و فتوت به رسم پهلوانی و درویشی یکی از پس دیگری از پیش رو برمی‌داشت. این الگو‌ها ریشه در نقل‌های رایج در دربار صفوی داشت که برای ثبت فتوحات شاه‌عباس و شاه‌اسماعیل توسط عاشیق‌ها به ترکی در محافل روایت می‌شدند. قهرمان عاشق‌پیشه، خوش‌سیما، خوش‌سخن، درویش‌مسلک و پهلوان‌صفت که خط قرمزش ناموس و وطن بود و سودایش عشق و عدالت در سینما با سیمای محمد‌علی فردین در دهه ۱۳۴۰ صورت و سیرتی مناسب یافت.

ردای راد بر دوش جدیدی

در نیمه دوم دهه ۱۳۴۰ در رونق عرضه انواع روایت‌ها قهرمان دیگری وارد عرصه شد؛ قهرمانی که ویژگی‌های قهرمان نقل‌ها و افسانه‌ها را نداشت. شمایل‌ها را پشت سر می‌گذاشت و برای عدالت به روش منحصر‌به‌فردی پا به میدان می‌گذاشت. این قهرمان برایش چیزی مهم‌تر از عدالت نبود؛ عدالتی که شاید در بسیار مواقع با جسارت و شرارت به‌دست می‌آمد. در این میانه که همه قهرمان نبودند، جایی برای ضد‌قهرمان‌ها باز شد. تصویر این قهرمانان که اخلاقی شخصی و هدفی شخصی‌تر داشتند از سینما آمد. وسترن‌ها، نوآر‌ها و گنگستر‌ی‌هایی که ۷۰ سال پیش در سینما‌ها یکی پس از دیگری اکران می‌شدند. می‌گویند مهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن ایران نقشه سرقت از جواهری هتل پالاس در چهار راه استانبول را از فیلم ریفی فی ژول داسن اقتباس کرده است. چند سال بعد در صف نانوایی امیر نادری با روزنامه‌ای در دست رسید که ماجرای مهدی بلیغ در آن منتشر شده بود؛ نخستین تلاش برای ساختن فیلمی که ضد‌قهرمان‌های آن قصد داشتند نقشه مهدی بلیغ را بازسازی کنند. ضد‌قهرمان دهه ۱۳۵۰ از میان خیابان‌های شلوغ و کوچه‌های تنگ و باشگاه‌های بیلیارد و سالن‌های بولینگ با صورتی بدون لبخند و سیرتی بدون خوشبختی انتخاب شد: سعید راد؛ خالق عابر تنگ‌ترین کوچه‌های سرنوشت: تنگنا.

با چنین میراثی از ثبت ضد‌قهرمان در سینمای ایران در میان بازیگرانی که در ۲ دهه گذشته وارد چرخه‌های فیلمسازی شدند، فیزیک چهره و شیمی حضور هیچ بازیگری به اندازه امیر جدیدی شایستگی تداوم نقش‌هایی که جسارت و شرارت در آن حرف اول را می‌زند، نداشته. امیر جدیدی در ۲ فیلم ابتدایی کارنامه هومن سیدی لباس جوانان شرور را برتن کرد. صدایش مزید بر علت شد تا او برای بازی در نقش جوانان خلافکار انتخاب اول بسیاری از پروژه‌ها باشد. او در فیلم «من» در مقابل لیلا حاتمی که در آن روزگار دو برابر کارنامه امیر جدیدی سابقه بازیگری داشت، مانند یک جوان سرکش که همه چیز را با شور و هیجان به نفع خود تمام می‌کند، کم نیاورد و توانست دلبری مبسوطی به راه بیندازد. اما مهم‌ترین فیلم‌های کارنامه جدیدی در راه بودند.

جدیدی در ۲ گروه فیلم با ۳ فیلم در ۲ د هه اخیر خودش را درهنر بازیگری نقش‌های شرورانه تثبیت کرده. لتیان، هت تریک و قاتل اهلی هر کدام با ثبت تلخی و تندی و تکاپویی که در سینمای ایران مثال‌زدنی بود. او بهترین‌هایش را در کار با سعید ملکان در روز صفر و اصغر فرهادی در قهرمان و سهیل بیرقی در عرق سرد نیز رو کرد. اگر قهرمانان سنتی با خود گرما و لبخند و پایان خوش را به سینما می‌آوردند، قهرمانان مدرن دستاوردی جز سرما و اخم و پایان تلخ نباید داشته باشند.

امیر جدیدی با خود ردی از شرارت و خطی از جسارت را وارد سینمای ایران کرد؛ دستاوردی که باید بیشتر از پیش پرده محافظه‌کاری راویان داستان‌پردازی در سینمای ایران را کنار بزند. مانند یک فیلم ایرانی که در آن، منوچهر انور آغاز ملکوت بهرام صادقی را روخوانی می‌کند و امیر جدیدی در جزایر جنوب در حال توضیح یک ناممکن است: اژد‌ها وارد می‌شود.

منبع: همشهری-علیرضا محمودی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر