کد مطلب: ۹۸۱۷۸۶
|
|

بیژن جلالی، شاعری بزرگ که هرگز تن به ازدواج نداد!

بیژن جلالی، شاعری بزرگ که هرگز تن به ازدواج نداد!
بیست و شش سال از درگذشت بیژن جلالی می‌گذرد؛ شاعری که هرگز ازدواج نکرد و سیدعلی صالحی درباره او می‌گوید: «تنهایی آخرین دغدغه‌اش بود.»

به گزارش مجله خبری نگار،بیژن جلالی، شاعر معاصر، در آخرین شب آبان سال ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران به دنیا آمد.

کامیار عابدی در کتاب «بیژن جلالی، شعرهایش و دل ما» در معرفی این شاعر می‌نویسد: بیژن جلالی از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۱ چندماهی در رشته فیزیک دانشگاه تهران و چند سال در رشته علوم طبیعی دانشگاه‌های تولز و پاریس درس خواند. البته همه آنها نیمه‌کاره ماند؛ زیرا علاقه به شعر و ادب، مسائل فکری و ادبی و گشت و گذار آزاد در زمینه‌های فلسفه، هنر و ادبیات، او را از انضباط و نظم درس خواندن دور کرد. در بازگشت، در رشته زبان و ادبیات فرانسوی دانشگاه تهران نام نوشت. دوره لیسانس را به پایان برد و از سال ۱۳۲۵ تا مدتی، به کار‌های گوناگونی پرداخت. در دبیرستان‌ها انگلیسی درس داد؛ چندی هم مسئول آزمایشگاه دبیرستان ایرانشهر بود. زمانی هم در موزه مردم‌شناسی وزارت فرهنگ به کار پرداخت، چون دوره مردم‌شناسی را در موزه مردم‌شناسی پاریس گذرانده بود. سرانجام به کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز مشغول شد و با استفاده از بورس این شرکت، یک دوره اقتصاد نفت را در پاریس به پایان برد. کار اداری رسمی را در شرکت نفت و شرکت پتروشیمی پی گرفت و در سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.

علاقه به شعر و ادبیات، فلسفه، فکر و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، گفت‌و‌گو با دایی‌اش صادق هدایت و تاثیرپذیری از او و اقامت پنج‌ساله دوره جوانی در فرانسه، پیوند‌هایی میان جلالی و نوشتن به وجود آورد؛ گاه به فارسی، گاه به فرانسوی. البته ابتدا آنها را جدی نمی‌گرفت؛ اما پس از اینکه به ایران بازگشت و توانست با فراغ بیشتری بخواند، بیندیشد و بنویسد، تامل‌های شاعرانه‌اش نظم گرفت و توانست از ادای معانی ذهنی خود برآید.

او از آغاز دهه ۱۳۴۰ این تامل‌ها را به نشر سپرد. سروده‌هایش، در مجموع با تلقی مثبت و گشاده‌رویانه‌ای از اهل شعر و ادب معاصر روبه‌رو شد؛ هرچند شعرهایش همه سپید بود و به نسبت همسالانش، تا حدی دیر به انتشار آنها پرداخت: روز‌ها (۱۳۴۱)، دل ما و جهان (۱۳۴۴)، رنگ آب‌ها (۱۳۵۰)، آب و آفتاب (۱۳۶۲) و روزانه‌ها (۱۳۷۳) و نیز سه گزینه شعرها: بازی نور (به انتخاب شاپور بنیاد ۱۳۶۹)، درباره شعر (به انتخاب شاعر ۱۳۷۷)، و دیدار‌ها (گزینه شعر‌ها از ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸).

بیژن جلالی ازدواج نکرد و زندگی‌اش در سکوت و با آرامشی خاص ادامه داشت. چند روزی پس از نیمه آذرماه ۱۳۷۸ دچار سکته مغزی شد و بیش از یک ماه را در اغما گذراند تا سرانجام در روز آدینه ۲۴ دی‌ماه همان سال، در هفتاد و دوسالگی از دنیا رفت.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر