به گزارش مجله خبری نگار، در دنیای امروز که آگاهی و حساسیت نسبت به حقوق فردی و احترام متقابل بیش از پیش اهمیت یافته است، هر داستانی که از تجربهای ناخوشایند و نقض مرزهای شخصی حکایت میکند، توجه ویژهای را جلب میکند. این بار، شرح یکی از چنین تجربیات تلخ و واکنشهای مرتبط با آن، از زبان شاکی و نیز پاسخ و عذرخواهی کان سزیوم، هنرمند مطرح، در کانون توجه قرار گرفته است.
حدود ۳ سال پیش، من و دوستانم به یک مکان در مودا رفتیم. کان سزیوم در بار تنها نشسته بود. من که او را از قبل میشناختم و طرفدارش بودم، کنار او نشستم و شروع به صحبت کردیم. در حالی که مست بودم، موضوعی درباره کاریکاتور پیش آمد و من با علاقه گوش میدادم. او پیشنهاد کرد به خانهاش برویم تا ادامه صحبتها را آنجا ادامه دهیم و من قبول کردم.
در خانه، من تنها در سالن نشستم و به اطراف نگاه میکردم. وقتی برای نوازش گربه بلند شدم، او ناگهان مرا هل داد و به سمت خود کشید و قصد بوسیدن داشت. من فوراً او را پس زدم و به او گفتم: «چه کار میکنی؟!» و بلافاصله خانه را ترک کردم. بعداً وقتی موضوع را به دوستانم گفتم، یکی از دوستانم جملهای گفت که باعث شد من خودم را سرزنش کنم و تا امروز سکوت کردم.
از کارهایی که باعث رنجش دیگران شد، پشیمانم و بسیار متأسفم. پس از این حادثه، برای اصلاح رفتار خود و جلوگیری از تکرار چنین رخدادهایی، حدود ۴ تا ۴.۵ سال تحت حمایت روانشناسی قرار گرفتم. وقتی با اعتراض شاکی مواجه شدم، فوراً ایستادم و توضیح دادم که رفتار من از نظر فیزیکی اجباری نبوده است.
من فضای موقعیت را کاملاً اشتباه فهمیدم و مسئولیت رفتار خود را میپذیرم. گذشته را نمیتوان تغییر داد، اما قول میدهم دیگر چنین تجربهای برای کسی ایجاد نکنم. از همه کسانی که مرا دوست دارند یا ندارند، دوباره عذرخواهی میکنم.