کد مطلب: ۸۸۷۱۲
|
|
۲۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۳

موازنه منطقه به نفع ایران

موازنه منطقه به نفع ایران

به گزارش مجله خبری نگار، معادلات خاورمیانه دارای حساب و کتاب نیست و نمی‌توان آینده این منطقه را پیش‌بینی کرد. در این منطقه نتیجه دو ضربدر دو چهار نمی‌شود؛ بلکه عدد نامشخصی می‌شود.

به گزارش مجله خبری نگار، ملی دوشنبه ۲۷ بهمن، گفت وگویی را با پیروز مجتهدزاده منتشر کرد که در ادامه متن آن آمده است: «معادلات خاورمیانه دارای حساب و کتاب نیست و نمی‌توان آینده این منطقه را پیش‌بینی کرد. در این منطقه نتیجه دو ضربدر دو چهار نمی‌شود؛ بلکه عدد نامشخصی می‌شود. مهمترین دلیل این اتفاق نیز این است که درک صحیحی از زندگی و دموکراسی وجود ندارد. منطقه خاورمیانه باید این درک را در خود به وجود بیاورد که تنها در سایه دموکراسی است که می‌تواند زندگی خوبی داشته باشد». جملات بالا سخنان دکتر پیروز مجتهدزاده در گفت‌وگو با «آرمان ملی» است.

دکتر مجتهدزاده در این گفت‌وگو به ریشه‌های مشکلات ایران در عرصه بین‌المللی و همچنین چالش‌های ایران در خاورمیانه می‌پردازد. این تحلیلگر روابط بین‌الملل در این زمینه معتقد است: «‌تجربه تاریخی به ما گوشزد می‌کند ما تاکنون یکجانبه‌گرایانه به وضعیت خود و رقبا نگاه کرده‌ایم. ما همواره گمان کرده‌ایم هر کاری انجام داده‌ایم صحیح بوده است. این رویکرد همراه با واقع‌گرایی نیست. واقعیت دیگری که در تجربه تاریخی ما وجود دارد این است که ما برنامه‌ریزی دقیق در امور مدیریتی نداشتیم ». در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

در شرایط کنونی ایران و آمریکا هر کدام مدعی هستند که طیف مقابل در ابتدا باید به تعهدات برجامی خود عمل کند. به نظر شما آیا آمریکا باید زودتر به برجام بازگردد یا اینکه ایران تعهدات برجامی خود را انجام بدهد؟

ما برای تحلیل واقعیت‌های موجود باید این تصور اشتباه را تصحیح کنیم که ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای و آمریکا به عنوان یک قدرت جهانی دارای رقابت‌های مشابه و هم‌ترازی هستند. اما واقعیت‌ها نشان می‌دهد چنین تصوری اشتباه است. ایران در سطح منطقه دارای رقابت‌هایی است اما این رقابت‌ها در سطح جهانی وجود ندارد. ایران با آمریکا بر سر نفوذ در شرق دور، خاورمیانه عربی یا غرب هیچ‌گونه رقابتی ندارد. رقابت ایران با آمریکا به مسائل ایران در منطقه و مناسبات کشورهای خاورمیانه محدود می‌شود. اینکه برخی در داخل کشور ایران و آمریکا را در یک سطح فرض می‌کنند یک نگاه اشتباه است. بدون‌تردید اگر چنین پیش‌فرض‌هایی برای تحلیل وجود داشته باشد نتیجه‌گیری‌ای که صورت می‌گیرد اشتباه خواهد بود. به همین دلیل انتظارات از دو کشور باید مبتنی بر واقعیت‌ها باشد.

بنده در گذشته نیز شرایط موجود را پیش‌بینی کرده بودم و معتقدم در شرایط کنونی که ترامپ رفته، نتانیاهو و بن‌سلمان کسانی هستند که از همه بیشتر در این وضعیت متضرر می‌شوند. ترامپ پدربزرگ این افراد بوده و به همین دلیل با رفتن ترامپ این افراد پدربزرگ خود را از دست داده‌اند. به همین دلیل نیز این افراد باید در رفتار و دیدگاه‌های خود تجدیدنظر کنند. بایدن تاکنون با اغلب رهبران سیاسی جهان صحبت کرده اما هنوز با نتانیاهو صحبت نکرده است. این در حالی است که دیدگاه‌هایی علیه عربستان سعودی در ماجرای حمله به یمن نیز مطرح کرده است. این در حالی است که حوثی‌ها را نیز از لیست گروه‌های تروریستی خارج کرد. بنده معتقدم عقلایی‌ترین وضعیت این است که طی سازوکاری تعریف‌شده ایران و آمریکا به برجام بازگردند و تعهدات خود را نسبت به این توافق انجام بدهند. انتظارات باید متناسب با ظرفیت‌های موجود باشد. ما به اندازه‌ای دارای دانش و تجربه تاریخی هستیم که با نگاهی به تاریخ به این نتیجه برسیم که برای ادامه راه باید از چه روشی استفاده کنیم. کشورهایی که دارای ظرفیت‌های دموکراتیک بوده‌اند روز به روز قوی‌تر شده‌اند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد برای دوام داشتن یک حکومت باید دموکراتیک باشد.

اگر به تـجربه تاریخی نگاه کنیم متوجه نقاط قوت و ضعف متعددی در تجربه تاریخی کشور می‌شویم. در یک نگاه تحلیلی مهمترین نقاط ضعفی که تجربه تاریخی ایران به ما گوشزد می‌کند، چیست؟

در این زمینه ما باید همه رویکردهای داخلی و خارجی را مورد بررسی قرار بدهیم تا مشخص شود در چه زمینه‌هایی دچار اشتباه شده‌ایم و چگونه می‌توانیم از مسیر اشتباه بازگردیم. ما باید دارای این ظرفیت و بزرگی باشیم. در گذشته ما این ظرفیت‌ها را نشان داده‌ایم. نکته مهمی که تجربه تاریخی به ما گوشزد می‌کند این است که ما همواره گمان کرده‌ایم هر کاری انجام داده‌ایم صحیح بوده است. این رویکرد همراه با واقع‌گرایی نیست. واقعیت دیگری که در تجربه تاریخی ما وجود دارد این است که ما از برنامه‌ریزی دقیق برای مدیریت، تماما استفاده نکرده‌ایم. ما باید برای مدیریت برنامه‌ریزی علمی‌تری انجام می‌دادیم. ایران دارای ظرفیت‌ها و استعدادهای کافی برای پیشرفت و توسعه است.

در شرایــط کنــونی جامعه با انباشت مطالبات و دغدغه‌ها مواجه شده است. این در حالی است که بخش‌هایی از ساختارهای تصمیم‌گیر ناکارآمدی‌های خود را نشان داده‌اند. با این انباشت مطالبات تاریخی چه باید کرد؟

در ابتدا باید عنوان کنم که برای حل مشکلات دیر نشده است. از سوی دیگر وضعیت به شکلی نیست که با یک یا دو اقدام بتوان شرایط را به یک‌باره تغییر داد. در شرایط کنونی نخستین اقدامی که برای بهبود شرایط باید انجام شود، تنویر افکار عمومی است. در مرحله بعد باید از پیله‌های تجربه شده خارج شویم چون این رویکردها متعلق به قرن قبلی است. باید به‌ امروز یعنی قرن بیست‌و یکم بازگردیم. مهمترین شرایط مدیریت خوب این است که مدیر خوب داشته باشیم. این در حالی است که چنین وضعیتی در کشور وجود ندارد. برخی گمان می‌کنند مسئولیتی که به آنها سپرده شده همچنان باید در اختیار آنها قرار داشته باشد و نباید آن را به کسی واگذار کنند. به همین دلیل نیز شرایط برای تغییر سخت شده است. آینده هر کشوری را خیلی راحت می‌توان در وضعیت دانشگاه‌های آن کشور مشاهده کرد. آیا وضعیت دانشگاه‌های ما به شکلی است که بتوان نسبت به آینده امیدوار بود. در شرایط کنونی کشورهایی مانند آلمان و سوئیس نیز به اندازه ایران فارغ‌التحصیل در مقطع دکتری ندارند. این در حالی است که فارغ‌التحصیلان ما به‌رغم اینکه مدرک دکتری دارند اما از دانش و تخصص کافی برخوردار نیستند. بنده از مدت‌ها قبل خطاب به مدیران عنوان کردم سیاست خارجی ما نیاز به اصلاح دارد. باید این واقعیت‌ها را درک کنیم تا مسیر هموارتر و بهتری پیش‌روی ما قرار گیرد.

تغییر سیاست خارجی ایدئولوژیک به سیاست خارجی که مبتنی بر واقعیت باشد نیازمند چه ملزوماتی است؟

صلح و امنیت در منطقه و جهان تابع موازنه‌های استراتژیک بین کشورهای مختلف است. قبل از جنگ جهانی دوم این توازن‌ها وجود نداشت و به همین دلیل جهان هر روز شاهد جـنــگ جـدیــدی بــود. با تشکیل سازمان ملل و توافقنامه‌هایی که منعقد شد، جنگ و درگیری در جهان کاهش پیدا کرد. این در حالی بود گه پس از جنگ جهانی دوم ما با جنگ سرد مواجه بودیم که یک اتفاق بزرگ برای آینده جهان به شمار می‌رفت. در چنین شرایطی بلوک شرق و غرب برای مقابله با دیگری به سلاح‌های بزرگ مجهز شدند که جهان را در وضعیت خطرناکی قرار داده بود. به همین دلیل قدرت‌های جهانی به این نتیجه رسیدند که برای پایان این جنگ‌افروزی باید موازنه جدیدی در عرصه سیاسی جهان شکل بگیرد؛ موازنه‌ای که صلح و امنیت جهانی را حفظ کند. در نتیجه برای حفظ و ارتقای صلح در هر منطقه نیاز به موازنه‌های استراتژیک وجود دارد. با این وجود هنگامی که به وضعیت خاورمیانه توجه می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که در این منطقه شرایط به شکل دیگری وجود دارد. در خاورمیانه وصله ناجوری به نام اسرائیل وجود دارد که مدعی است به دلیل اینکه هیتلر شش میلیون یهودی را قتل‌عام کرده مردم جهان باید به ما پاسخ بدهند و به همین دلیل به دنبال انتقام‌جویی از کشورهای جهان است. به دلیل اینکه امروز هیتلری در کار نیست صهیونیست‌ها تلاش می‌کنند از اعراب و مسلمانان انتقام بگیرند. یکی از دلایل این قضیه نیز این بود که در ماجرای فلسطین این کشورهای اسلامی بودند که نسبت به شکل‌گیری اسرائیل موضع‌گیری کرده و با آن مخالفت کردند. نکته دیگر اینکه معادلات خاورمیانه دارای حساب و کتاب نیست و نمی‌توان آینده این منطقه را پیش‌بینی کرد. در این منطقه نتیجه دو ضربدر دو چهار نمی‌شود، بلکه عدد نامشخصی می‌شود. مهمترین دلیل این اتفاق نیز این است که درک صحیحی از زندگی و دموکراسی وجود ندارد. منطقه خاورمیانه باید این درک را در خود به وجود بیاورد که تنها در سایه دموکراسی است که می‌تواند زندگی خوبی داشته باشد.

آیا دموکراسی می‌تواند موازنه‌های استراتژیک را در خاورمیانه شکل بدهد؟

بله، این اتفاق باید در درون کشورهای منطقه خاورمیانه رخ بدهد. در شکل‌گیری این دموکراسی نیز قدرت‌های جهانی نباید دخالت داشته باشند. اگر ایران به دنبال منافع خود در این منطقه است باید به سطحی از قدرت تأثیرگذار برسد که بازیگران خارجی نتوانند در معادلات این منطقه نقش‌آفرینی کنند. عربستان در رقابت با ایران همواره تلاش می‌کند از آمریکا کمک بگیرد. این در حالی است که این وضعیت موازنه‌های منطقه‌ای را به هم می‌زند. نکته مهم اینکه ایران باید در مسیر ایجاد موازنه استراتژیک در منطقه خاورمیانه حرکت کند که متأسفانه در این مسیر قرار ندارد. معادلات منطقه‌ای نیز برای ایران سخت‌تر از گذشته شده است. در شرایط کنونی برخی از کشورهای عربی با اسرائیل وارد رابطه شده‌اند که این شرایط را برای ایران سخت‌تر می‌کند. البته تحولی که در سطح جهانی در حال رخ دادن است می‌تواند به سود ایران تمام شود.

ارزیابی شما از آینده معادلات خاورمیانه با توجه به رابطه ایران و آمریکا چیست؟

نباید فراموش کنیم در روابط ایران و آمریکا ترامپ مرده اما نتانیاهو هنوز زنده است. عامل اصلی مشکلات ایران همچنان وجود دارد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. اسرائیل همواره روی حزب دموکرات آمریکا تأثیرگذاری بیشتری دارد. این در حالی است که نسبت به سیاست‌های حزب جمهوریخواه چنین حالتی ندارد. لذا این احتمال وجود دارد که نتانیاهو حتی مانع بازگشت بایدن به برجام شود. هنگامی که قراردادهای بین‌المللی دچار خدشه می‌شود ترمیم آن آسان نخواهد بود. این وضعیت درباره برجام نیز وجود دارد. اینکه گمان کنیم بایدن کاری خواهد کرد که رابطه ایران و آمریکا به دوران قبل از ترامپ بازگردد خوش‌خیالی است. بایدن می‌تواند آمریکا را به دوران قبل از ترامپ بازگرداند. با این وجود این اتفاق نیازمند حوصله و هوشمندی است. بنده معتقدم بازگشت مجدد آمریکا به برجام به همان آسانی انعقاد برجام نیست؛ بلکه باید از مسیرهای دشوارتری حرکت کرد. این وضع درباره ایران نیز وجود دارد. ایران نیز پس از خروج ترامپ از برجام برخی مفاد برجام را کاهش داد. به همین دلیل نیز تعهد مجدد به مفاد برجام نیز به راحتی گذشته نخواهد بود. ایران مسیر جدیدی را برای اهداف خود طراحی کرده است. در نتیجه اگر بخواهد دوباره به نقطه آغاز بازگردد نیازمند دلیل یا دلایل جدی و مهمی است. در چنین شرایطی نقش کشورهای اروپایی، روسیه و چین جدی و تأثیرگذار خواهد بود. بایدن حسن‌نیت خود را نشان داده و به همین دلیل نیز از طرف رهبران کشورهای چهار به علاوه یک مورد استقبال قرار گرفته است. ایران نیز باید این واقعیت را بپذیرد که صلح و امنیت موجود در برجام تا قبل از ترامپ ممکن است نیازمند مذاکرات جدید باشد.

منبع: آرمان

برچسب ها: ایران
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر