کد مطلب: ۱۰۶۲۶۶۴
|
|
۰۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۱

بی‌سوادی بی‌‌انتهای من‌وتو

بی‌سوادی بی‌‌انتهای من‌وتو
من‌وتو در متنی تلاش کرده است بگوید که روزگاری ایران پر از سیاستمداران و رجال سیاسی باسواد بود و پس از انقلاب ۵۷ دیگر رجل سیاسی در ایران وجود ندارد. در واقع، خواسته است با نگاهی از بالا به پایین، لگدی به جمهوری اسلامی بزند؛ اما از سر بی‌سوادی، یک سوتی بزرگ داده است.

به گزارش مجله خبری نگار، من‌وتو در متنی تلاش کرده است بگوید که روزگاری ایران پر از سیاستمداران و رجال سیاسی باسواد بود و پس از انقلاب ۵۷ دیگر رجل سیاسی در ایران وجود ندارد. در واقع، خواسته است با نگاهی از بالا به پایین، لگدی به جمهوری اسلامی بزند؛ اما از سر بی‌سوادی، یک سوتی بزرگ داده است.

درباره اینکه چه دوره‌ای از سیاست‌مداری در ایران وجود داشته، کافی است همین جنگ با دو ابرقدرت دنیا را با عصر پهلوی مقایسه کنید؛ دورانی که بزرگ‌ترین ترس حکومت پهلوی، در حقیقت جنگ با عراق بود.

به نوعی این پرسش مطرح می‌شود که ملتی که به ادعای من‌وتو رجل سیاسی ندارد، چگونه توانسته چنین قدرتی خلق کند؟

اما اصل سوتی این نیست. سوتی اصلی همان مفهوم «رجل سیاسی» است که من‌وتو در متن خود مطرح کرده است. اولاً، اگر این کشور تا این اندازه رجل سیاسی داشته است، چرا به روزگار محمدرضا پهلوی دچار شد؟ ثانیاً، همین عکس‌ها را مرور کنیم: مصدق را محمدرضا پهلوی کنار زد، علیه او کودتا شد و او در تنهایی از دنیا رفت.

علی‌اکبر داور، که از ترس رضاشاه دست به خودکشی زد و پیش از آنکه بتواند به فعالیت سیاسی خود ادامه دهد، از صحنه حذف شد.

احمد قوام را نیز محمدرضا پهلوی و دستگاه او با اتهام‌های واهی از صحنه سیاست بیرون راندند و او برای همیشه از عرصه سیاسی کنار رفت.

منوچهر اقبال هم، مانند احمد قوام، از دایره توجه محمدرضا پهلوی خارج شد. در دهه چهل دیگر مورد توجه دربار نبود و حتی پهلوی نگاه مثبتی به او نداشت؛ در نتیجه عملاً خانه‌نشین شد.

همین چهار عکس نشان می‌دهد که من‌وتو واقعاً دچار بی‌سوادی تاریخی است و بیش از هر چیز توانایی رؤیافروشی دارد. اما هر زمان که بحث کمی جدی‌تر و تاریخی‌تر می‌شود، واقعیت سطح دانش و سواد خود را آشکار می‌کند.

بی‌سوادی بی‌‌انتهای من‌وتو

برچسب ها: رسانه تاریخ
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر