کد مطلب: ۱۰۵۱۹۶۹
|
|
۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۳۱

لیلاز و عشاق آمریکا و ترامپ

لیلاز و عشاق آمریکا و ترامپ
روایت سعید لیلاز از تولد ایده خطرناک تفکیک میدان از دیپلماسی، پرده از یک واقعیت مهم برداشت

به گزارش مجله خبری نگار، سعید لیلاز باز هم تکرار کرده که فایل صوتی جنجالی محمدجواد ظریف به منظور دادن علامت به آمریکایی‌ها برای انجام عملی که موثر در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران باشد، منتشر شده است. او پیش از این هم -دو سال پیش- گفته بود که آن فایل صوتی «تعمداً» و به منظور «ارسال پالس مثبت به طرف آمریکایی» در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران و برای تاثیرگذاری بر آن انتخابات منتشر شده بود، اما تکرار دوباره این موضوع در شرایط کنونی، می‌تواند باب صحبت درباره ساده‌سازی سیاست خارجی از سوی جریانی سیاسی در ایران را مجدداً بگشاید. موضوع هم فقط ساده‌سازی نیست، بلکه فراتر از آن با نوعی خطای فاحش در تحلیل و اصول سیاست خارجی مواجهیم که سال‌ها مبنای عمل مسئولان سیاست خارجی ایران و نیز محور تولید محتوا در رسانه‌های مختلف آن جریان بوده است و حتی با تبلیغ ایده خود توانسته توده‌های مردم را به همراهی انتخاباتی با خود بکشاند، اما در نهایت، پاسخی که از آمریکایی‌ها گرفته، عدم انجام تعهدات برجامی، امضای خروج از برجام و در آخر هم جنگنده و موشک و بی ۲ و بمب و هزاران پیکر بی‌جان بوده است. آیا وقت آن نرسیده برای این ایده ساده‌لوحانه فاتحه‌ای خوانده شود و اذعان شود که این حجم از ساده‌سازی دیپلماسی و نگاه ساده‌انگارانه به سیاست خارجی، خصوصاً در مواجهه با آمریکا اشتباه بوده است؟

دفعه قبلی که لیلاز درباره انتشار تعمدی این فایل صوتی برای فرستادن پالس به آمریکایی‌ها گفت، اردیبهشت ۱۴۰۳ و در گفت‌و‌گو با روزنامه شرق بود، درحالی‌که هفته‌های قبل آن ایران و اسرائیل با تجاوز موشکی صهیونیست‌ها به سفارت ایران در دمشق و پس از آن، عملیات وعده صادق یک، اولین درگیری مستقیم نظامی را تجربه کرده بودند. با این حال هنوز ایده جدایی اسرائیل از آمریکا در تعامل با ایران، قوت تبلیغی پایینی در ایران نداشت و طرفداران آن هنوز حس نمی‌کردند که باید سرافکنده باشند. اما حالا که لیلاز مجدداً این نکته را بیان کرده، در زمانی هستیم که طی کمتر از یک سال، دو تجاوز نظامی آمریکایی-اسرائیلی را، آن هم در میانه مذاکرات، تجربه کرده‌ایم، بمب‌ها و موشک‌های آمریکایی آدم‌های زیادی را در ایران پرپر کرده و ویرانه‌هایی بسیاری بر جای گذاشته‌اند و همه آنچه مدافع این سرزمین در برابر تجاوز بوده، موشک‌های ایرانی بوده و در چنین شرایطی تکرار این سخنان از سوی لیلاز می‌تواند تحلیل شفاف‌تری از خطای تحلیلی یک جریان سیاسی ایران درباره آمریکا ارائه دهد.

لیلاز در میانه صحبت درباره این موضوع است که تحریم‌های آمریکا علیه ایران هیچ‌گاه ضعیف نشده است، چه در دوران اوباما و بایدن دموکرات و چه در دوران ترامپ جمهوری‌خواه؛ او با تخطئه ادعای ظریف در این مورد، اشاره می‌کند که حتی وقتی آن فایل صوتی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران منتشر شد – البته باز هم به فاعل اشاره نمی‌کند! - برای آن بود که به آمریکایی‌ها علامت و نشانه بدهد؛ در واقع به این معنی که اگر می‌خواهید کاری کنید، اکنون باشد که بتوانیم در آستانه انتخابات آن را خرج کنیم و رأی بیاوریم، اما باز هم و حتی علی‌رغم چنین پالس پرهزینه‌ای، به گفته لیلاز آمریکایی‌ها حاضر نمی‌شوند حتی کمی تحریم‌ها را برای دادن امتیاز به این جریان سیاسی داخل ایران شل کنند. نگاه سانتی‌مانتال به سیاست خارجی در تعامل با آمریکا، بروز و ظهور‌هایی هم در فضای علنی داشت و رسانه‌های حامی تعامل عاشقانه! با غرب، با ذوق‌دگی آن را پوشش می‌دادند. از تصاویر قدم زدن با جان کری در کنار رودخانه تا رویای حل و فصل منازعه طولانی و عمیق و پیچیده میان ایران و آمریکا با یک دست دادن دو رئیس‌جمهور در راهرو‌های سازمان ملل یا گفت‌وگوی تلفنی اوباما و روحانی تا تسلیت فوت مادر به حسین فریدون از سوی جان کری و تبریک تولد نوه و تضمین امضای جان کری، همه و همه ماحصل نگاه رمانتیک به تعامل با آمریکا بود.

اگر کسی تا سال ۴۰۴ هم نادرستی این نگاه رمانتیک و ساده‌انگارانه را درک نکرده، اکنون و پس از پشت سر گذاشتن این دو جنگ باید متوجه این خطا‌های تحلیلی متعدد و مهم شده باشد:

اول؛ خطای جدا دانستن اسرائیل و آمریکا از همدیگر

دوم؛ خطای جدا دانستن حساب دموکرات و جمهوری‌خواه در آمریکا پیرامون تحریم‌های ایران

سوم؛ اصالت‌بخشی خوش‌بینانه به حقوق بین‌الملل در تعامل با آمریکا

چهارم؛ تخطئه سیستم موشکی کشور برای اعتمادبخشی به غرب

پنجم؛ صرف نظر از توسعه روابط با شرق به‌خاطر به دست آوردن دل آمریکا

ششم؛ کشاندن پای سیاست خارجی به انتخابات

هفتم؛ دوقطبی‌سازی میان میدان و دیپلماسی و چشم بستن بر قدرت میدان برای چانه‌زنی در میز مذاکره

هشتم؛ دنیا دنیای گفتمان‌هاست، نه موشک‌ها

نهم؛ ایده شکست‌خورده گفت‌وگوی تمدن‌ها که در سال طرح آن، آمریکا ایران را محور شرارت نامید

و...

دیپلماسی در جهان، خصوصاً وقتی پای آمریکایی‌ها وسط باشد، توحش و تدلیس غریبی دارد؛ می‌گویند مذاکره، اما دنبال برآورد برای جنگ هستند. می‌گویند اعتمادسازی، اما دنبال خرید زمان برای پیشبرد پروژه خود هستند و می‌گویند دیپلماسی، اما در واقع ابزار جدیدی برای تقابل را از جعبه ابزار خود برداشته‌اند. آن همه موشک و بمب که بر ایران ما خورد، گویی هیچ غباری بر اندیشه ناصواب و نادرست برخی درباره نوع نگاه به آمریکا و نوع نگاه به مذاکره با آمریکا ننشانده و همچنان به جای مبارزه دیدن مذاکره، دنبال نگاه حقوقی شیک به آن هستند. درحالی‌که مذاکره و دیپلماسی صرفاً شیوه‌ای دیگر از مبارزه است. شاید حسام‌الدین آشنا که می‌توان او را مسئول آن پروژه کذایی تاریخ شفاهی دانست، با خودش بار‌ها گفته باشد که‌ای کاش به جای سعید لیلاز، فرد دیگری را مجری گفت‌و‌گو می‌گذاشتیم، اما لیلاز فقط واقعیت دیپلماسی را عیان کرده است و به قول گالیله، حتی با اعدام گالیله هم واقعیت تغییر نمی‌کند و زمین همچنان گرد است و بر همان مدار می‌چرخد.

منبع: فرهیختگان-کبری آسوپار

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر