کد مطلب: ۱۰۴۲۹۳۵
|
|
۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۵

لژیونر‌های تلویزیون کار را در آوردند

لژیونر‌های تلویزیون کار را در آوردند
نکته قابل‌تأمل در ویترین رسانه‌ای دوران جنگ، حضور پررنگ آثاری است که اگرچه در نهایت از رسانه ملی به دست مردم رسیدند، اما حاصل خلاقیت و پویایی مراکزی در لایه‌های دیگر تولیدات فرهنگی بودند.

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان: نکته قابل‌تأمل در ویترین رسانه‌ای دوران جنگ، حضور پررنگ آثاری است که اگرچه در نهایت از رسانه ملی به دست مردم رسیدند، اما حاصل خلاقیت و پویایی مراکزی در لایه‌های دیگر تولیدات فرهنگی بودند. این اتفاق، موضوع جدیدی در ساختار رسانه‌ای ما نیست، اما در کوران این نبرد، شاهد نوعی بلوغ کیفی در این دست تولیدات بودیم. این آثار با درک دقیق از استاندارد‌های روز جهانی و سلیقه تغییریافته مخاطب، توانستند توازنی میان محتوای استراتژیک و جذابیت هنری ایجاد کنند.

آنچه این برنامه‌ها و سریال‌ها را نزد مخاطب متمایز کرد، صرفاً منشأ تولید آنها نبود؛ بلکه جسارت در فرم و روایت بود. این تولیدات که حاصل نگاه نواندیش مجموعه‌های فرهنگی-هنری‌اند، توانستند با ظرافتی خاص از کلیشه‌های همیشگی فاصله بگیرند و به‌جای پرداخت‌های مستقیم و شعاری، از درام‌های چندلایه و روایت‌های انسانی استفاده کنند و کیفیت تولید را به‌گونه‌ای ارتقا دهند که مخاطب احساس کند با محصولی طراز اول روبه‌روست. مهم‌ترین دستاورد این رویکرد آشتی‌دادن بخشی از مخاطبان با قاب تلویزیون بود. وقتی مخاطب می‌بیند که تلویزیون، ویترین بهترین و باکیفیت‌ترین تولیدات هنری کشور شده است، دوباره به آن اعتماد می‌کند. این آثار ثابت کردند که وقتی دغدغه تولید استاندارد با آرمان‌های ملی گره بخورد، محصولی خلق می‌شود که هم در داخل کشور دیده می‌شود و هم در جنگ روایت‌ها، می‌تواند تصویری مقتدر و هوشمند از ایران به جهان مخابره کند. در واقع، این همکاری نشان داد که رمز موفقیت در جنگ رسانه‌ای، میدان دادن به خلاقیت‌های بیرونی و استفاده از تمام ظرفیت‌های هنری است. این برنامه‌ها با کیفیتی که ارائه دادند، نشان دادند که برای روایت پیروزی‌های بزرگ، نیازمند ابزار‌های هنری بزرگ و باکیفیتیم. «به وقت ایران»، سریال «سرو سپید سرخ»، «سپیدار»، «مرزداران»، «وطن‌ها و تن» و... از جمله برنامه‌هایی بودند که در این مدت توسط ارگان‌های فرهنگی خارج از سازمان ساخته شدند و مورد استقبال قرار گرفتند.

نگاه به کف خیابان جواب می‌دهد

تحلیل موفقیت رسانه‌ای در دوران نبرد اخیر، بدون بازخوانی نقش کلیدی تولیدات برون‌سازمانی، تحلیلی ناتمام خواهد بود. اگر ریزش مخاطب در سال‌های اخیر به یک چالش جدی برای رسانه ملی تبدیل شده بود، بازگشت بیننده به پای قاب جادویی در میانه جنگ با آمریکا و اسرائیل، بیش از آنکه مدیون ساختار‌های سنتی باشد، حاصل دمیده شدن روحی تازه از سوی مراکز خلاق و نهاد‌های هنری خارج از بدنه مستقیم صداوسیما بود.

واقعیت این است که مخاطب هوشمند امروز، تفاوت میان سفارش اداری و دغدغه هنری را به خوبی درک می‌کند. تولیداتی که در این مدت گوی سبقت را از رقبا ربودند، آثاری بودند که خارج از بوروکراسی‌های مرسوم تولید شده و توانستند با جسارت بیشتری به سراغ سوژه‌های حساس بروند. مجموعه‌هایی نظیر سریال «سرو، سپید، سرخ» یا برنامه‌هایی که با مشارکت مراکز هنری پیشرو ساخته شدند، نشان دادند که وقتی تولید از لایه‌های صلب اداری خارج شود، نتیجه کار محصولی است که نبض جامعه را می‌شناسد.

دلیل اصلی اقبال به این برنامه‌ها، ارتقای استاندارد‌ها بود. این مراکز با بهره‌گیری از نسل جدید کارگردانان و برنامه‌سازان که زبان بصری دنیا را می‌شناسند، آثاری خلق کردند که از نظر فنی (از جلوه‌های ویژه تا فرم تدوین و روایت) با محصولات طراز اول جهانی رقابت می‌کرد. در حقیقت، خروج از انحصار تولیدات داخلی باعث شد تا رقابت برای کیفیت، جایگزین انجام وظیفه اداری شود. مخاطب وقتی دید که در قاب تلویزیون با تصویری مقتدر، مدرن و باکیفیت از توانمندی‌های کشورش روبه‌روست، دوباره به این رسانه به عنوان مرجع اصلی اعتماد کرد.

نکته طلایی این تولیدات برون‌سازمانی، توانایی آنها در تبدیل مفاهیم پیچیده استراتژیک به زبان درام و گفت‌و‌گو بود. این برنامه‌ها صرفاً به اطلاع‌رسانی بسنده نکردند، بلکه به لایه‌های عمیق‌تر یعنی هویت ملی و غرور جمعی نفوذ کردند. پکیج رسانه‌ای که در این مدت شکل گرفت، حاصل هم‌افزایی نهاد‌هایی بود که چابکی بخش خصوصی و مراکز نخبگانی را با ظرفیت پخش سراسری صداوسیما گره زدند.

تجربه موفق این ایام به روشنی ثابت کرد که پیروزی در جنگ روایت‌ها، نه در گروی انحصار، بلکه در گروی تبدیل شدن تلویزیون به یک ویترین ملی برای تمام مردم است. همان‌گونه که تصاویر منتشر شده از خیابان‌ها در ایام نبرد، تکثر و اتحاد همه قشر‌ها را به نمایش می‌گذاشت، قاب تلویزیون نیز با تکیه بر تولیدات برون‌سازمانی نشان داد که باید بازتاب‌دهنده تمام رنگ‌های این سرزمین باشد.

استقبال بی‌سابقه مخاطبان نشان داد که یکی از اصلی‌ترین راه‌های بازسازی اعتماد، عبور از ساختار‌های سنتی و میدان دادن به خلاقیت‌های بیرونی است؛ مسیری که در آن کیفیت فنی و هنری حرف اول را می‌زند. این برنامه‌ها و سریال‌ها تنها یک سد دفاعی در برابر هجمه‌های رسانه‌ای دشمن نبودند، بلکه به شکلی ایجابی ثابت کردند که هنر ایرانی اگر از بند فرم‌های تکراری، کلیشه‌های دست‌وپاگیر و دستوری ر‌ها شود، قدرتی اعجازگونه در پیوند زدن دل‌های یک ملت زیر چتر هویت واحد دارد.

آنچه این روز‌ها بر صفحه تلویزیون نقش بست و مورد اقبال عمومی قرار گرفت، پیروزی تخصص و نگاه نوینی بود که از بیرون بدنه رسمی به کمک رسانه ملی آمد تا ثابت کند تعهد در کنار تخصص به‌روز، می‌تواند آرمان‌های ملی را به ماندگارترین شکل ممکن روایت کند. این موفقیت، سندی است بر این مدعا که هرگاه تلویزیون شبیه به متن جامعه و آیینه تمام‌نمای مردم باشد، مرجعیت رسانه‌ای‌اش خدشه‌ناپذیر خواهد بود.

برگ برنده؛ نگاه به گذشته

بازگشت به ریل اصالت در کنار درک تحول، کلید موفقیت نسبی تلویزیون در دوره اخیر است؛ تلویزیون هر زمان که توانست میان اصول ثابت‌شده و امتحان‌پس‌داده گذشته و نیاز‌های تغییریافته کف جامعه پیوندی هوشمندانه برقرار کند، پیروزی‌اش در جذب مخاطب تضمین شد.

رسانه ملی با فاصله گرفتن از استاندارد‌های کلاسیک برنامه‌سازی، دچار نوعی سطحی‌نگری شده بود؛ اما موفقیت برخی برنامه‌ها در زمان جنگ اخیر نشان داد که مخاطب هنوز تشنه استاندارد‌های گذشته است. بازگشت به الگوی مجریانی که باسواد، مسلط و دارای تشخص و وجه تألیف‌گری هستند، بازگشت به یک اصل اصیل است. مخاطب ثابت کرد که به دنبال سلبریتی‌زدگی نیست، بلکه به دنبال اعتبار و کیفیت است.

ساخت این برنامه‌ها در ایام جنگ و بازگشت مخاطب به تلویزیون، یک پیام روشن داشت؛ مردم تلویزیونی را می‌خواهند که هم به ریشه‌هایش وفادار باشد و هم شاخ و برگ‌هایش را در فضای امروز جامعه بگستراند. هر جا رسانه ملی شجاعت تغییر در فرم و صداقت در محتوا را داشت، جامعه با تمام تفاوت‌هایش، دوباره پای آن قاب جمع شد.

برچسب ها: تلویزیون سریال
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر