کد مطلب: ۱۰۲۷۴۰۸
|
|
۱۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۳

یادداشت؛ رزم کوچ در زیر بوی باروت

یادداشت؛ رزم کوچ در زیر بوی باروت
زمین از رخوت زمستان برخاسته است و نفس‌های حبس‌شده در سینه را از ترک‌هایش بیرون می‌دمد. مخملِ سبز، کم‌کم بر روی این ترک‌های باران‌خورده گسترده می‌شود.

به گزارش مجله خبری نگار، عطر پونه و بابونه با بوی خاک باران خورده در هم آمیخته‌اند، بره‌های نورس، بع‌بع‌کنان، اولین بهار زندگی را با پا‌های لرزان می‌رقصند. برای ایل، بهار فصلِ تجدید عهد هزارساله با طبیعت و بار کردن بار و بنه در قشلاق‌های گرم و حرکت به‌سمت ییلاق‌های خنک و خوش‌آب‌وهوا است.

رزمِ کوچ، نبض بقای ایل و عهدی نانوشته میان انسان، دام و طبیعت است. هزاران سال است که این رزمِ حیات‌بخش در هر بهار تکرار می‌شود و با گرم شدن هوا در قشلاق، مردان و زنان ایل همراه با گله‌های بی‌قرار، چشم به راهی می‌دوزند که به ییلاق و آفتاب و علف ختم می‌شود.

اما امسال، در این رزم بقا، صدای سازِ چوپان با صدای ناسازِ بمب‌افکن‌ها، بوی تند باروت با عطر آرام آویشن‌ها و دلنگ‌دلنگِ زنگولۀ بزغاله‌ها، با غرش گاه‌وبیگاه جنگ‌افزار‌های آهنین در هم آمیخته شده‌اند.

این اولین بار نیست که کوچ و رزم و بقا به هم گره می‌خورند. خاکریز‌های جنگ هشت‌ساله، ایلات و عشایر را خوب به خاطر دارند. روزی که دشمن به خاک وطن پا گذاشت، مردان ایل برنو به‌دست، در کوه‌ها و دشت‌ها و مرز‌ها از این سرزمین پاسداری کردند و امروز نیز برنو‌های محبوبشان را در دستان پینه‌بسته می‌فشارند و آماده رزم با این هیولا‌های آهنین و بی‌رحمند.

اکنون یک‌ماه است که جنگ، در بزنگاه رویش و زایش طبیعت، سایه مرگبارش را بر سر ایران گسترانده و عشایر نیز در حال کوچ‌اند. گله‌ها با غرش مرگبار انفجار‌ها رَم می‌کنند. چشم کودکان ایل، آسمان را برای یافتن سایۀ شومِ پرنده‌های آهنی می‌کاود و مردان ایل، لوله‌های تفنگ‌هایشان را برای حراست از سرزمین آباء و اجدادیشان، به‌سمت بشردوستانی نشانه رفته‌اند که حتی به دانش‌آموزان نیز رحم نکردند.

تاریخ ایران، این پیوند میان کوچ و رزم را به‌خوب به‌یاد دارد؛ زمانی که در سنگر‌های داغ جنوب و ارتفاعات سخت‌گذر غرب، این مرزداران کوچنده نبض جنگ را در دست داشتند. بلدچی‌هایی که کوره‌راه‌ها را بهتر از هر نقشه نظامی می‌شناسند و هر صخره را به سنگر، و هر دره و تپه را به کمین‌گاه و کابوس دشمن تبدیل می‌کنند.

ایل، هزاران سال در سخت‌ترین شرایط زیسته، جنگیده و همچنان مانده است. برای ایل، خاک یک مفهوم انتزاعی روی نقشه نیست؛ خاک چراگاه است، هویت است و بستر زندگی است؛ و وقتی پای متجاوز به خاک این سرزمین می‌رسد، هر مرد و زن ایلیاتی، یک مدافع، هر سیاه‌چادر یک سنگر، و کوچ و رزم در هم تنیده می‌شوند. برای ایل، زندگی، یک رزم دائمی با طبیعت، با خشکسالی، با سرما، با بیماری و با درندگان است. این نبرد همیشگی، از آنان جنگاورانی صبور و آبدیده ساخته است.

بهار امسال، صدای بع‌بع بره‌ها و غریو انفجار موشک‌های بمب‌افکن‌ها و پهپاد‌ها با هم درآمیخته‌اند و ایل باز ناگزیر به کوچ است؛ و این حرکت در طبیعت، خود بیانیه‌ای قدرتمند است: "ریشه‌های ما در این خاک، عمیق‌تر از آن است که با صدای انفجار خشکیده شود" و این همان "رزمِ کوچ در زیر بوی باروت" است.

علیرضا رحیمی - کارشناس ارشد و عکاس ایلات و عشایر - مدیر اسبق روابط عمومی سازمان امور عشایر ایران

منبع: ایرنا
برچسب ها: جنگنده زمستان
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر