به گزارش مجله خبری نگار/همشهری :این جمله استعاره از نوع نگرش و جهانبینی ما نسبت به موضوعهای مختلف زندگی است، اما چطور میتوان نیمه پر را دید یا اصلا این نگرش چه فایدهای دارد؟ و آیا خوش بینی سادهلوحی نیست؟!
برای بعضیها خوشبین بودن بار معنایی منفی دارد، برای آنها خوشبینی چیزی شبیه نگاه ناآگاهانه کودکانه، جهالت، بستن چشمها روی واقعیت، اسیر خیالات و توهم شدن و نگرشی است که درنهایت باعث رنج و زحمت فراوان میشود، اما لازم است بدانیم «خوش بینی منطقی» هرگز به این معنی نیست که باید همیشه شاد بود، هرگز غصه نخورد یا از واقعیات چشمپوشی کرد، اینکه به اجبار سعی کنیم خودمان را حتی در مواقع بحرانی شاد و بیخیال جلوه بدهیم، رفتاری غیرمنطقی است، بلکه هدف این است رویکردی را انتخاب کنیم که در جهتگیری ما به سمت یک زندگی رضایتبخش و باکیفیت موثرتر باشد. قطعا اتفاقهای بد و شرایط دشوار هم برای افراد بدبین و هم افراد خوشبین روی میدهد، اما آنچه این دو گروه را از هم متفاوت میکند نحوه برخورد و برداشت آنها از رویدادها و نحوه پردازش اطلاعات خامی است که از محیط میگیرند.
داشتن نگرش بدبینانه یا خوشبینانه، نگرشی غیرقابل تغییر و صرفا سرشتی نیست، علم امروزی ثابت کرده است همانگونه که بدبینی آموختنی است، خوشبینی هم در تمام شرایط و تمام سنین قابل یادگیری است. درواقع خوشبینی از جنس نگرش است، هر نگرش و باوری قابل اصلاح و کارآمد شدن است.
خوشبینها اعتقاد دارند باوجود مشکلات و سختیهای موجود، اتفاقهای خوب میتواند در راه باشد. آنها تلاشگرند و از موقعیتهای سخت برای توانمندشدن استفاده میکنند. درست است که خوشبینی بهتنهایی برای حل مشکلات کافی نیست، اما ادراک منفی، دلسردکننده، ناامید و مأیوس از وقایع، منفعل، درمانده بودن و همواره به دنبال مقصر بیرونی گشتن، تصویرسازی غیرواقع بینانه و منفی از شکستها، گفتوگوی منفی درونی یا بیرونی که از ویژگیهای افراد بدبین است اوضاع را برایشان سختتر میکند.
خوشبینها باور دارند که با وجود تمام محدودیتها میتوانند آینده خود را خلق کنند و شکل دهند و تمرکز آنها به جای محدودیتها و موارد غیرقابل تغییر بر مواردی است که تحت کنترلشان است. بهبود زندگی را همیشه قابل دستیابی میدانند و با استفاده از برنامهریزیهای مناسب تحقق این پیشبینی را تقویت میکنند، اما افراد بدبین غالبا هیچ حس کنترلی در زندگی خود احساس نمیکنند و باور آنها این است هر اقدامی هم انجام دهند بیتاثیر است.
خوشبینها هنگام مواجهه با شکست آن را موقتی، گذرا و مقطعی میدانند و آن را به همه مسائل تعمیم نمیدهند، اما انتظارهای غمانگیز افراد بدبین غالبا براساس تجارب منفی قبلی آنهاست که آن را به موارد دیگر، زمانها و موقعیتها گسترش میدهند، آنها توانایی درک مفهوم فرصتهای بعدی را ندارند.
افراد خوشبین بیشتر مطالعه میکنند، از آموزشها و مهارتهای جدید استقبال میکنند، برای رشد، توسعه و بهتر شدن خود، زمان، انرژی و هزینه صرف میکنند، اما افراد بدبین اعتقاد چندانی به اثربخشی این فعالیتها ندارند.
خوشبینها معتقدند دیروز بهعنوان یک تجربه لذتبخش یا آموزنده تمام شده، هیچ روزی مانند امروز وجود ندارد و فردا هم زیبا به نظر میرسد. زمان حال را بهعنوان فرصتی برای رخ دادن یک اتفاق خوب میبینند. یک مهارت آدمهای خوشبین توانایی پیوند دادن نوع عملهای مثبت امروز برای تضمین آینده بهتر است، اما افراد بدبین آیندهای تاریک و ناخوشایند میبینند و از طرفی غرق شدن در گذشته آنها را همواره عقب نگه میدارد.
اعتمادبهنفس یک عامل تعیینکننده برای خوشبینی و بدبینی است. آدمهای خوشبین باور دارند که میتوانند بر هر چیزی غلبه کنند که زندگی سر راهشان قرار میدهد و به مسیر خود ادامه دهند. آنها احساس قوی ارزشمندی، خودکارآمدی و عاملیت انسانی دارند، اما آدمهای بدبین معتقدند از دست آنها کار چندانی بر نمیآید و بنابراین خود را قربانی شرایط میدانند.
فرد خوشبین برای زندگی خود معنایی دارد، چیزی که بهقدری برایش اهمیت دارد که در راستای حفظ یا رسیدن به آن زندگی کند، چیزی که ارزش تلاش کردن داشته باشد، او براساس سلسله مراتب ارزشهای خود زندگی میکند و به همین خاطر حتی با وجود سختیها احساس رضایت دارد، اما فرد بدبین معنا و ارزشهای خود را پیدا نکرده است و نمیداند برای چه زندگی میکند.
خوشبینها اراده میکنند و میخواهند در مسیر هدفی حرکت کنند که تعیین کردهاند، آنها معتقدند که اگر مانعی در سر راه رسیدن به هدفشان ایجاد شود، میتوانند مسیر تازهای برای رسیدن به آن هدف پیدا کنند. آنها معتقدند قدرت اراده، قدرت یافتن مسیر، کشف گزینهها و راههای مختلف را دارند.
آدمی که ذهنیتی مثبت دارد، بیشتر سوالهایش با «چگونه» شروع میشود، چگونه اوضاع را بهتر کنم؟ چگونه از این امکانات استفاده کنم؟ اما آدمی که ذهنیت منفی دارد، بیشتر سوالهایش با «چرا» شروع میشود، چرا زندگی اینگونه است؟ چرا باید برای من این اتفاق رخ دهد؟
بهبود عملکرد شخصی: خوشبینی پتانسیل انسان را برای رشد و موفقیت به حداکثر میرساند، درحالیکه بدبینی آن را بهشدت کاهش میدهد. درست است که استعداد و هوش در پیشرفت یا حداقل در سرعت پیشرفت نقش مهمی دارد، اگر امید و انگیزه نباشد حرکتی اتفاق نمیافتد، اما پیش نیاز همه اینها «خوشبینی» است.
بهبود روابط: فرد خوشبین همواره روابط رضایت بخشتر و غنیتری را تجربه میکند و در بین اطرافیان خود فرد محبوبتری است.
افزایش سلامت جسمانی: سلامت قلب و عروق، سیستم ایمنی و حتی طول عمر افراد خوشبین به مراتب بیشتر است، همچنین پژوهشها رابطه بین خوشبینی و بهبود سریعتر بیماران جراحی شده، افزایش امید به زندگی بیماران سرطانی را نشان میدهد.
افزایش سلامت روان: افراد خوشبین به کلی از استرس معاف نیستند، اما مشخص شده که آنها نسبت به افراد معمولی و بدبین بهطور موثرتری استرسشان را مدیریت کرده و راهی برای مقابله با استرس پیدا میکنند همچنین افرادی که روشها و تکنیکهای خوشبینی را آموزش میبینند کمتر دچار افسردگی و اضطراب میشوند، تابآوری و انعطافپذیری بالاتری دارند، همچنین احساس تندرستی به وضوح با خوشبینی و احساس خودبیمارانگاری با بدبینی مرتبط است.
موفقیت در کسبوکار: افراد خوشبین انرژی بالاتری دارند و این باعث افزایش بهرهوری و عملکرد در محل کار و زندگی و در نتیجه موفقتر بودن میشود. همچنین خوشبینها رضایت شغلی بالاتری دارند.
اتخاذ نگرش خوشبینی یا بدبینی یک «انتخاب» است، مانند بسیاری از انتخابهای دیگر و ما همواره برای برگزیدن هریک از این دو گزینه آزاد هستیم.