کد مطلب: ۱۱۶۷۶۴۸
|
|

قرآن خطاب به مدعیان بهشت: اگر راست می‌گویید، برهان بیاورید!

قرآن خطاب به مدعیان بهشت: اگر راست می‌گویید، برهان بیاورید!
آیات ۱۱۱ و ۱۱۲ سوره بقره، ادعای اختصاص بهشت به یهودیان یا مسیحیان را نقل و نقد می‌کنند و در برابر آن، تسلیم در برابر خداوند همراه با نیکوکاری را معیار برخورداری از پاداش الهی می‌دانند.

به گزارش مجله خبری نگار، آیات ۱۰۶ تا ۱۱۲ سوره بقره، ضمن اشاره به بهانه‌جویی‌های یهودیان در برابر وحی، ادعای انحصار بهشت در یک گروه دینی را به چالش می‌کشد.

در این آیات، خداوند با رد این تصور که نجات اخروی تنها به پیروان یک آیین تعلق دارد، معیار رستگاری را تسلیم در برابر خداوند و انجام عمل صالح معرفی می‌کند؛ معیاری که نه به نام و عنوان افراد، بلکه به ایمان و رفتار آنان وابسته است.

تغییر احکام الهی، بهانه‌ای برای مخالفت با وحی

آیه ۱۰۶ با این عبارت آغاز می‌شود: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا» یعنی هر حکمی را نسخ کنیم یا از یاد‌ها ببریم، بهتر از آن یا همانندش را می‌آوریم.

این آیه در فضای مخالفت برخی از اهل کتاب با پیامبر اسلام (ص) قابل بررسی است. آنان تغییر برخی احکام یا تفاوت میان شریعت‌های الهی را دستاویزی برای ایراد گرفتن از وحی قرار می‌دادند. قرآن در پاسخ تأکید می‌کند که خداوند مالک آسمان‌ها و زمین است و اختیار تشریع و تغییر احکام نیز در دست اوست.

بر اساس تفسیر المیزان، نسخ به معنای تغییر خودسرانه یا اصلاح اشتباه در علم خداوند نیست بلکه حکمی ممکن است برای دوره‌ای معین تشریع شده باشد و سپس با حکمی دیگر جایگزین شود. بنابراین، تفاوت احکام در شریعت‌های گوناگون، به‌خودی‌خود دلیلی بر نادرستی وحی جدید نیست.

قرآن خطاب به مدعیان بهشت: اگر راست می‌گویید، برهان بیاورید!

مخالفت با پیامبر، تکرار بهانه‌جویی‌های گذشته

آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ یادآوری می‌کنند که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آن خداست و انسان‌ها جز او سرپرست و یاوری ندارند. سپس آیه ۱۰۸ هشدار می‌دهد که «أَمْ تُرِیدُونَ أَنْ تَسْأَلُوا رَسُولَکُمْ کَمَا سُئِلَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ» آیا می‌خواهید از پیامبر خود همان درخواست‌هایی را داشته باشید که پیش‌تر از موسی شد؟

اشاره آیه به درخواست‌های لجوجانه و بهانه‌جویانه‌ای است که در تاریخ بنی‌اسرائیل رخ داده بود. مسئله صرفاً پرسش کردن نیست بلکه زمانی که پرسش به ابزاری برای طفره رفتن از پذیرش حقیقت تبدیل شود، از مسیر هدایت فاصله می‌گیرد.

آیه ۱۰۹ نیز از حسادت گروهی از اهل کتاب سخن می‌گوید که دوست داشتند مؤمنان پس از ایمان آوردن، دوباره به کفر بازگردند. قرآن در عین آشکار کردن این رفتار، مسلمانان را به گذشت و مدارا تا رسیدن فرمان الهی فرامی‌خواند و یادآور می‌شود که خداوند بر هر کاری تواناست.

بهشت در انحصار یک قوم نیست

محور مهم این بخش، آیه ۱۱۰ است: «وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ کَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى» یعنی گفتند که هیچ‌کس وارد بهشت نمی‌شود، مگر آنکه یهودی یا مسیحی باشد.

این عبارت در آیه ۱۱۱ آمده است، نه آیه ۱۱۰. قرآن با نقل این ادعا، یکی از جلوه‌های تعصب دینی را آشکار می‌کند گروه‌هایی که نجات اخروی را نه بر پایه ایمان و کردار، بلکه بر اساس وابستگی به آیین خود تعریف می‌کنند.

قرآن خطاب به مدعیان بهشت: اگر راست می‌گویید، برهان بیاورید!

در نگاه این مدعیان، عضویت در یک جامعه دینی به‌تنهایی برای برخورداری از پاداش اخروی کافی بود گویی بهشت امتیازی انحصاری است که تنها به یک گروه یا دو گروه تعلق دارد. قرآن این ادعا را رد می‌کند و از آنان می‌خواهد برای سخن خود دلیل بیاورند «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ» بگو اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید.

در تفسیر المیزان، این آیات در چارچوب نقد ادعا‌های بی‌دلیل و دعوت به پیروی از حق بررسی می‌شوند. صرف ادعای برخورداری از جایگاه ویژه نزد خداوند، هیچ امتیاز اثبات‌شده‌ای برای انسان ایجاد نمی‌کند. اگر کسی مدعی است که بهشت فقط به پیروان آیین او اختصاص دارد، باید برای چنین ادعایی حجت و برهان ارائه کند، ادعایی که قرآن آن را بدون دلیل می‌داند.

البته باید میان نقل این ادعا در قرآن و داوری درباره همه یهودیان و مسیحیان در تمام دوره‌های تاریخی تفاوت گذاشت. آیه، سخن گروهی از اهل کتاب را بازگو می‌کند و آن را به چالش می‌کشد؛ نه اینکه لزوماً هر فرد یهودی یا مسیحی در همه زمان‌ها چنین اعتقادی داشته باشد.

معیار رستگاری، تسلیم در برابر خدا و عمل صالح

آیه ۱۱۲ پاسخ نهایی قرآن را بیان می‌کند: «بَلَىٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ»؛ آری، هرکس خود را با نیکوکاری تسلیم خدا کند، پاداشش نزد پروردگار اوست.

تعبیر «أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ» تنها به یک اظهار زبانی اشاره ندارد بلکه بیانگر روی آوردن به خداوند و سپردن مسیر زندگی به اوست. در کنار آن، عبارت «وَهُوَ مُحْسِنٌ» بر نیکوکاری و عمل شایسته تأکید دارد. بنابراین، ادعای ایمان بدون پایبندی عملی، به‌تنهایی معیار رستگاری معرفی نشده است.

از منظر المیزان، ملاک اصلی، حقیقت بندگی و تسلیم در برابر خداوند است، نه افتخار به نام یک قوم یا وابستگی ظاهری به یک عنوان دینی. آیه با این بیان، راه نجات را به انحصار‌های ساختگی محدود نمی‌کند و در عین حال، هر ادعایی را نیز کافی نمی‌داند بلکه تسلیم الهی را با احسان و عمل صالح همراه می‌سازد.

این آیات دو انحراف را نقد می‌کنند، مخالفت با وحی به دلیل تعصب و ادعای برخورداری انحصاری از نجات اخروی. پیام روشن آنها این است که هیچ قوم و گروهی صرفاً به دلیل انتساب تاریخی یا دینی، مالک بهشت نیست، آنچه اهمیت دارد، نسبت حقیقی انسان با خداوند و نتیجه این ارتباط در رفتار و کردار اوست.

تلاوت این آیات را که در صفحه ۱۷ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر