کد مطلب: ۱۱۶۷۷۴۸
|
|

مردانی که دوستان زیادی دارند اما کسی را برای درد دل ندارند!

مردانی که دوستان زیادی دارند اما کسی را برای درد دل ندارند!
آیا مردان واقعاً از زنان تنهاترند؟ پژوهش‌ها پاسخ ساده‌ای به این پرسش نمی‌دهند، اما نشان می‌دهند فقر، ناامنی اقتصادی، تنهایی در محیط کار و هنجار‌های مردانگی می‌توانند دسترسی مردان به روابط عاطفی و حمایت اجتماعی را دشوارتر کنند.

به گزارش مجله خبری نگار، در سال‌های اخیر، عبارت «بحران تنهایی مردان» بار‌ها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است؛ اما آیا مردان، به‌ویژه مردان کم‌درآمد، واقعاً از زنان تنهاترند؟ پژوهش‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهند که پاسخ این پرسش پیچیده‌تر از یک بله یا خیر ساده است. ابتدا باید میان سه مفهوم تمایز گذاشت: تنهایی، انزوای اجتماعی و فقدان حمایت اجتماعی. تنهایی تجربه ذهنی فاصله میان روابط مطلوب و روابط واقعی فرد است؛ انزوای اجتماعی به کمبود تماس و ارتباط با دیگران اشاره دارد و حمایت اجتماعی به این مربوط می‌شود که فرد در مواقع نیاز تا چه اندازه می‌تواند روی دیگران حساب کند. بنابراین، تعداد دوستان یا دفعات معاشرت به‌تنهایی نمی‌تواند معیار دقیقی برای سنجش تنهایی باشد. از ناامنی اقتصادی تا تغییر الگو‌های اشتغال؛ در اینجا نگاهی به نقش شرایط اجتماعی در تجربه تنهایی مردان می‌اندازیم

​​​​​​​مردان لزوماً تنهاتر از زنان نیستند

فراتحلیلی که داده‌های صد‌ها مطالعه و وضعیت حدود ۴۰۰ هزار نفر را بررسی کرده، نشان داده است تفاوت کلی میزان تنهایی زنان و مردان بسیار کوچک است. با این حال، تجربه روابط اجتماعی در دو گروه یکسان نیست. زنان بیشتر از مردان با شبکه اجتماعی خود تماس دارند و بیشتر برای دریافت حمایت عاطفی به دیگران مراجعه می‌کنند. بنابراین، مسئله مردان الزاماً تنهایی بیشتر نیست، بلکه ممکن است دسترسی متفاوت به صمیمیت، حمایت و امکان بیان آسیب‌پذیری باشد. ممکن است فردی دوستان زیادی داشته باشد، اما هنگام مواجهه با بحران نداند با چه کسی درباره ترس، شکست یا احساس درماندگی خود صحبت کند.

درآمد پایین و فرصت کمتر برای رابطه‌سازی

وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی نامطلوب، درآمد پایین و ناامنی اقتصادی با احتمال بیشتر تجربه تنهایی همراه‌اند. این ارتباط را نباید صرفاً به روحیه یا مهارت اجتماعی افراد نسبت داد. کسی که برای تأمین نیاز‌های اولیه چندین شغل دارد، ساعات طولانی کار می‌کند، از مسکن نامطمئن برخوردار است یا همواره نگران هزینه‌های زندگی است، ممکن است زمان، انرژی و منابع کمتری برای حفظ دوستی‌ها و مشارکت اجتماعی داشته باشد.

وقتی کار ارتباط انسانی را محدودتر می‌کند

محیط کار یکی از بستر‌های شکل‌گیری روابط اجتماعی است. بسیاری از دوستی‌ها از تماس‌های مکرر روزمره، گفت‌و‌گو هنگام ناهار، کمک به همکاران و تعاملات غیررسمی شکل می‌گیرند. اما کار پلتفرمی، دورکاری و مشاغل پروژه‌ای می‌توانند این تماس‌ها را کاهش دهند. راننده‌ای که تمام روز به‌تنهایی کار می‌کند، پیک موتوری یا فردی که از خانه و بدون همکار فعالیت دارد، لزوماً دچار مشکل روان‌شناختی نیست؛ اما ممکن است فرصت‌های طبیعی و تکرارشونده کمتری برای شکل دادن روابط داشته باشد.

مردانگی، مانعی برای صمیمیت؟

هنجار‌های فرهنگی درباره مردانگی در تجربه روابط اجتماعی نقش دارند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، مردان از کودکی می‌آموزند که استقلال، کنترل هیجان و تحمل مشکلات به‌تنهایی نشانه قدرت است. این نگرش باعث می‌شود برخی مردان روابطی داشته باشند که بیشتر بر فعالیت مشترک استوار است تا گفت‌وگوی عاطفی. در نتیجه، داشتن دوستان لزوماً به معنای برخورداری از رابطه‌ای قابل اتکا در زمان بحران نیست. از منظر جامعه‌شناسی، سرمایه اجتماعی هم اهمیت دارد؛ یعنی شبکه‌ای از روابط، اعتماد، همکاری و تعلق که می‌تواند به فرد در زندگی روزمره و شرایط دشوار کمک کند. یک دوست قابل اعتماد، همکار حمایتگر یا گروهی که فرد در آن احساس تعلق دارد، منبعی اجتماعی است که کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

سهم جامعه در تجربه تنهایی‌

نمی‌توان گفت مردان صرفاً به دلیل مرد بودن تنهاتر از زنان هستند؛ اما درآمد پایین و ناامنی اقتصادی با افزایش خطر تنهایی و انزوای اجتماعی ارتباط دارند و در برخی گروه‌های مردان، ساختار اشتغال و هنجار‌های مردانگی می‌توانند این وضعیت را پیچیده‌تر کنند. تنهایی نه صرفاً شکست فرد در برقراری رابطه است و نه مسئله‌ای که بتوان آن را کاملاً به اقتصاد نسبت داد. انسان برای ایجاد رابطه به توانایی روان‌شناختی نیاز دارد، اما زمان، امنیت، منابع و محیط مناسب هم ضروری‌اند. شاید پرسش مهم‌تر این باشد که چه نوع جامعه‌ای ساخته‌ایم که در آن تأمین درآمد ممکن است زمان و انرژی لازم برای ساختن روابط انسانی را از افراد بگیرد؟ اگر پاسخ را فقط در روان فرد جست‌و‌جو کنیم، بخشی از ماجرا را نادیده گرفته‌ایم؛ همان‌طور که نسبت دادن تمام مسئولیت به اقتصاد هم تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد.

منبع: خراسان-زهرا متقی شکیب | روان شناس و مدرس دانشگاه

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر