کد مطلب: ۱۰۹۳۱۶۸
|
|
۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۵

قابی که عموپورنگ برای مادر ایرانی حفظ کرد

قابی که عموپورنگ برای مادر ایرانی حفظ کرد
یک پرسش مهم؛ چطور می‌شود در رسانه‌ها تصویری از مادر، مادرانگی و رابطه مادر و فرزندی ساخت؟ اتفاقی که صبح روز سه‌شنبه ۲۳ تیرماه افتاد یک نمونه را به دست ما می‌دهد تا بتوان پاسخ پرسش بالا را به‌طور کامل شرح داد

به گزارش مجله خبری نگار، یک پرسش مهم؛ چطور می‌شود در رسانه‌ها تصویری از مادر، مادرانگی و رابطه مادر و فرزندی ساخت؟ اتفاقی که صبح روز سه‌شنبه ۲۳ تیرماه افتاد یک نمونه را به دست ما می‌دهد تا بتوان پاسخ پرسش بالا را به‌طور کامل شرح داد؛ «مادر داریوش فرضیایی یا همان عمو پورنگ فوت کرد.» واکنش‌ها در همان ساعات اولیه نسبت به خبر درگذشت مادر عمو پورنگ قابل‌توجه است، آن هم درست در میانه اخبار جنگ. بیایید کمی موضوع را از زاویه دورتر نگاه کنیم؛ در منطقه غرب آسیا، لابه‌لای تحولات منطقه‌ای و جهانی و زیر صدای اسلحه، درگذشت مادر یکی از چهره‌های سابق تلویزیون نه‌تنها ضریب خبری پیدا می‌کند؛ بلکه ساعاتی تبدیل به خبر اول می‌شود، اما چرا؟ دلیلش یک تصویر است که حدود ۱۰ سال اخیر ساخته شده. درست پس از آنکه اینستاگرام تبدیل به یکی از مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی مورداستفاده مردم شد؛ ولی همچنان تلویزیون نیروی اثرگذاری بالایی را روی تحولات اجتماعی و فرهنگی اعمال می‌کرد.

یکی از چهره‌های اثرگذار در همان تلویزیون داریوش فرضیایی ا‌ست؛ چهره‌ای که برندی با نام عمو پورنگ ساخته و توانسته با استفاده از ظرفیت‌های تلویزیون در دهه ۸۰ (و حتی کمی قبل‌تر) کمپین‌های مختلف و قابل‌توجهی را برای اثرگذاریی میان کودکان و نوجوان به راه بیندازد. فرضیایی در میانه دهه ۸۰ مهم‌ترین چهره تلویزیون در حوزه کودک می‌شود و در اوایل دهه ۹۰ تک‌ستاره تلویزیون است. وی به واسطه تولیداتش در تلویزیون، حجم قابل‌توجهی از آن مختصات فرهنگی را که نیاز جامعه ایرانی ا‌ست به بچه‌ها انتقال می‌دهد. او مفاهیمی، چون مهدویت، آداب معاشرت، وطن‌دوستی و... را به نسل جدید انتقال می‌دهد؛ اما نقل برجسته کار برند عمو پورنگ، درست در حوالی سال ۱۳۹۵ اتفاق می‌افتد؛ جایی که او روبه‌روی دوربین خندوانه رامبد جوان قرار می‌گیرد، آن هم نه به‌تنهایی، همراه با مادرش. حضور عمو پورنگ و مادرش در خندوانه به یک گفت‌وگوی کمتر از یک ساعت می‌انجامد، بااین‌حال بسامدش می‌شود خلق کاراکتری که تا چند روز می‌توان اثرش را در رسانه‌های مجازی دنبال کرد. کاراکتر مادر عمو پورنگ خلق می‌شود؛ اما چرا؟ دلیل اینکه به این سرعت از یک مادر ساده ایرانی خلق کاراکتر شکل می‌گیرد، چیست؟ دو نکته مهم برای پاسخ به این سؤال می‌توان ذکر کرد:

۱- خلق کاراکتر از سال ۹۵ را باید حاصل یک کاشت و برداشت چند ساله رسانه‌ای دانست. عمو پورنگ از اواخر دهه ۷۰ تا پایان حضورش در تلویزیون یکی از محور‌های پرتکرار محتوایی برنامه‌اش را روی ارتباط فرزندان و والدین قرار می‌دهد و خرده‌کمپین‌هایی را برای بوسیدن دست پدر و مادر راه می‌اندازد که البته موفق هم عمل می‌کند. بخشی از تربیت کودکان در دهه ۸۰ برعهده تلویزیون قرار می‌گیرد. کار به جایی می‌رسد که خانواده‌ها تلاش می‌کنند توصیه‌های تربیتی مطلوبشان را از طریق روابط‌عمومی سازمان به گوش برنامه‌سازان برسانند. عمو پورنگ حالا به‌عنوان یک مجری تلویزیون به خانواده‌های ایرانی اضافه شده، اما انگار بخشی از کاراکتر او هنوز کامل نشده است. مردم تعریفی از شخصیت بیرونی عمو پورنگ یا همان داریوش فرضیایی ندارند تا اینکه او به همراه مادرش به خندوانه می‌رود. در آن یک ساعت اعلام می‌کند هر آنچه تاکنون به‌عنوان توصیه به مردم گفته را عامل به آن است. پس یک کاشت و برداشت رسانه‌ای اتفاق می‌افتد، شخصیتی که تاکنون در قالب توصیه کمپینی را جلو می‌برده حالا خودش هم به آن کمپین می‌پیوندد.

۲- یک گزاره کاملاً واضح و روشن وجود دارد، مادر ایرانی به دلیل خصوصیات مختلفی که دارد مطلوب رسانه‌هاست. برون‌گرا بودن، سادگی، صمیمیت و همچنین بازتاب‌دهنگی مفاهیم مطلوبی، چون خانواده و عشق به فرزندان، دوربین‌ها را متوجه آن می‌کند. اما مادر داریوش فرضیایی سوای این نکات، خصوصیتی مضاعفی، چون لهجه و طنز ایرانی را هم دارد که همه اینها ظرفیت را برای خلق یک کاراکتر آماده می‌کند. کاراکتری که حتی باعث تکامل چهره رسانه‌ای داریوش فرضیایی هم شد. کنار هم گذاشتن دو مورد اشاره شده، یعنی «کاشت و برداشت رسانه‌ای عمو پورنگ» و «مادر ایرانی به‌مثابه یک چهره رسانه‌ای» باعث خلق کاراکتری شد که یکی از نمونه‌های جذاب مادر در رسانه‌های تصویری داخلی است. اما سال ۹۵ تنها یک جرقه برای خلق کاراکتر بود و تداوم آن تصویر توسط خود عمو پورنگ در برنامه‌های تلویزیون خود از ارتباط با کاراکتر مادر و البته صفحه مجازی‌اش، تصویری را از ارتباط مطلوب میان مادر و فرزند در رسانه‌ها ساخت. این تصویر درست در زمانی شکل گرفت که از طرفی رویکرد خانواده‌زدایی توسط برخی جریان‌های سینمایی پیگیری می‌شد و از جهت دیگر رسانه‌های خارج از ایران، مشی تقدس‌زدایی از مقام مادر را در پیش گرفته بودند. موازی با این رویکرد، نگاه کلیشه زده نسبت به خانواده را هم یکی دیگر از موانع خلق کاراکتر در رسانه‌های داخلی می‌توان فرض کرد. با تمام این اتفاقات یک کاراکتر توانست چنان قابی را از مادر بسازد که حتی در روز‌های جنگ نیز چند ساعتی توجه مردم به این تصویر معطوف شود. تصویری ایرانی، واقعی، به‌دوراز کلیشه و حاصل یک کنش منظم رسانه‌ای درست همان قابی که سال‌هاست رسانه‌های ایران در بازتاب تصویر خانواده به آن نیاز دارند.

منبع: فرهیختگان-محمدحسین سلطانی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر