کد مطلب: ۱۰۹۱۹۳۳
|
|
۲۲ تير ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۸

آثار موسیقیایی وداع با کیفیت بودند؟

آثار موسیقیایی وداع با کیفیت بودند؟
آیا محصولات موسیقیایی ساخته شده در ایام تشییع رهبر شهید کیفیت خوبی داشتند؟

به گزارش مجله خبری نگار، سوگ جمعی ملت ایران در فراق رهبر شهید ایران نمی‌تواند در قالب یک امر عادی در نظر گرفته شود، چون او برخلاف بسیاری از علمای تشیع نه به شکل طبیعی، بلکه با ایفای نقش مستقیم از طرف شقی‌ترین دشمنان خدا این دنیا را ترک کرد و به آرزوی دیرینش، یعنی شهادت دست‌یافت؛ بنابراین، روایت فقدان شخصیتی به بزرگی رهبر شهید ایران و آقای ایران نباید نسبتی با بدرقه‌های پیشین داشته باشد و مواجهه نمادین با آن را سرسری گرفت و صرفاً برای خالی نبودن عریضه دست‌به‌کار سفارشی زد. مراد از کار سفارشی این نیست که نباید برای ساخت موسیقی، فیلم سینمایی، سریال، تولید مستند، انیمیشن و حتی نوشتن رمان از نهاد‌های مرتبط سفارش و بودجه نگرفت، بلکه منظور دقیقاً این است که باید با موضوع و سوژه اصلی همراه و هم‌مسیر بود تا یادی از خود و اثر برای همیشه به جا گذاشت، به‌طوری که با گذشت زمان نه‌تنها از ارزش دسترنج هنرمند کم نشود، بلکه بدون هیچ تاریخ انقضا و پایانی به مسیرش در حافظه جمعی مخاطب و شنونده ادامه دهد. پس از انتشار خبر شهادت مقام معظم رهبری در بامداد دهم اسفند، تعدادی از موزیسین‌های جریان انقلاب و آنها که حسی از تعلق به ایران داشتند وارد گود شدند و آثاری را با محور قرار دادن این شخصیت بزرگ دینی، ملی و تاریخی منتشر کردند. از حیث کمیت نمی‌توان مته به خشخاش گذاشت و گفت که هنرمندان و هنرورزان عرصه موسیقی در این زمینه کم‌کاری کردند و آن‌گونه که شایسته بود، دین خویش را به رهبر شهید ایران پرداخت نکردند، اما بحث در این فرسته در مورد کیفیت قطعات باکلام و بی‌کلامی است که برای عزیز ملت ایران ساخته شده است. اغلب این آثار - به‌جز چند نمونه که به‌صراحت از آنها اسم خواهیم برد - از کیفیتی متوسط در زمینه موسیقایی برخوردارند و نمی‌توانند ظرف مناسبی برای حمل مفاهیم شعری متناسب با یار دیرین امام خمینی (ره) باشند.

وداع

اگر بخواهیم برای روایت صوتی مراسم وداع با پیکر رهبر شهید ایران و خانواده بزرگوارشان یک اثر را انتخاب کنیم بدون شک به قطعه اینسترومنتال «وداع» اثر «حبیب خزایی‌فر» می‌رسیم. دنبال‌کنندگان جدی‌تر موسیقی، این آهنگساز را با فیلم‌ها و سریال‌های «محمدحسین مهدویان» به یاد می‌آورند. او در همکاری با این کارگردان توانست هنر خود را به‌خوبی نشان دهد و در انتقال حس به مخاطب نقشی ویژه ایفا کند و بار سنگین پیش‌بردن قصه را از دوش فیلمساز بردارد؛ بنابراین انتخاب خزایی‌فر در مقام سازنده یکی از آثار بی‌کلام در مورد مراسم تشییع رهبری به‌عنوان نقطه عزیمت انقلاب در مسیر گام دوم انتخاب بسیار هوشمندانه و درستی به‌حساب می‌آمد، زیرا این آهنگساز پیش‌تر نشان داده بود برخلاف بسیاری از همکارانش در این دوره و زمانه، اساساً یک آهنگساز روایی و قصه‌گوست که می‌تواند به‌قدر وسع خویش خشم و سوگ ازدست‌دادن امام ملت را با جادوی نت‌ها به شنونده‌اش منتقل کند. خزایی‌فر مانند «محمد شمس» کار با ارکستر بزرگ را به‌خوبی بلد است و تخصص بالایی در استفاده از ساز‌های زهی دارد. در اینجا، اما ساز‌های کوبه‌ای و زخمه‌ای هم نقش ویژه‌ای در انتقال حس غم، اندوه و انتقام ایفا می‌کنند. او در این قطعه تلاش کرده با زبان موسیقی، دو ساحت کاملاً متضاد، اما پیوسته و هم‌بسته «شوک اندوه» و «یقین حماسه» را تصنیف کند. وداع، راوی لحظه‌به‌لحظه یک واقعه ملی از زمان انتشار خبر غم‌افزای شهادت «آیت‌الله خامنه‌ای» است و مای مخاطب را در تبدیل اشک به سوگند برای ادامه راه شهید همراهی می‌کند.

آه از آن اسفند و جاودانگی

نقطه قوت ترانه «آه از آن اسفند» متعلق به شعر «محمدمهدی سیار» و صدای «علیرضا افتخاری» است و ملودی برای انتقال مفهوم «سوگ» بار کمتری را به دوش کشیده است. سیار، شاعر توانمند عرصه آیینی در سرودن این اثر از حیث معنایی به ساختار غزل و چکامه نزدیک می‌شود. ملودی و تنظیم هرچند فراتر از یک رویکرد مینیمال، ساده به نظر می‌رسند، اما در نقطه اوج، توانایی بالنسبه خوبی برای همراهی با شعر و صدای حزن‌آور افتخاری از خود نشان می‌دهند. ازسوی‌دیگر باید این نکته را در نظر داشت که اگرچه آه از آن اسفند از کلام چیره‌دستانه‌ای برخوردار است، ولی نمی‌تواند باعث شود بخش قابل‌توجهی از نسل جدید با آن ارتباط بگیرند. سیار باوجود اشراف بر ابزار کلام، مخاطبان الیت را در این قطعه نشانه‌گذاری کرده تا شاید در ادامه کمتر کسی برای نزدیک‌شدن به حال‌وهوای روز‌های تشییع پیکر رهبر شهید این قطعه را با خویش در خلوت و جلوتش زمزمه کند. علیرضا افتخاری چندی پیش، قطعه «جاودانگی» را هم با شعری از مهدی رحیمی برای رهبر شهید ایران خواند که برخلاف آه از آن اسفند چندان شنیده و دست‌به‌دست نشد.

والصبح

در حلقه شاعران ملی - انقلابی محمدمهدی سیار یکی از نزدیک‌ترین‌ها به مشی و مرام امام خامنه‌ای است و نمی‌توان این گزاره را با هیچ نشانه و اماره‌ای رد کرد که غم سنگین ازدست‌دادن رهبر و مقتدا بر جان او رسوب‌کرده و به این سادگی‌ها رهایش نخواهد کرد. این نکته را می‌توان در مضمون تمام ترانه‌ها و اشعاری که برای مظلوم مقتدر از نهم اسفند تاکنون منتشر کرده، ملاحظه کرد. «والصبح» با صدای «محمد معتمدی» و ملودی و تنظیم «مجتبی ابوالقاسم‌پور» بیش از آن که یک اثر موسیقایی برای جلب نظر همه مردم ایران باشد، حاوی ارزشی زیبایی‌شناسانه در موسیقی شعر و اهمیت کلام در پیوند با آیات قرآنی است.

شاعر در والصبح اندام‌واره شعر خود را با توجه به آیه شریفه «والصبح اذا تنفس» یا همان «آیه صبح» در سوره تکویر بنا می‌کند. به بیان دیگر، آیه ۱۸ سوره تکویر هسته مرکزی، مفهومی و درنهایت موسیقایی این اثر را شکل می‌دهد و برخلاف قطعاتی که با اتکا بر مرثیه و القای حس یأس و بن‌بست پیش می‌روند، حزن ناشی از فراق را به امیدی که از پس طلوع نمایان می‌شود، پیوند می‌زند. اما با همه این احوال، ترانه چندان در ایجاد ارتباط حسی با قاطبه مخاطبان موفق نیست، چون زبانش اندکی ثقیل به نظر می‌رسد.

با او رفت (وداع)

«مصطفی راغب» فایل صوتی و نماهنگ «با او رفت» (وداع) را چندی پیش به مناسبت شهادت رهبر انقلاب منتشر کرد. راغب از جمله خواننده‌های شناخته‌شده پاپ بود که پس از دفاع مقدس دوازده‌روزه و جنگ رمضان همه‌جوره پشت کشورش قرار گرفت و به پرچم رسمی و شرعی کشورش احترام گذاشت و این کار را نه‌فقط با انتشار پست و استوری، بلکه در عمل به منصه ظهور رساند، در نتیجه قطعه «با او رفت» هم در راستای تعلق و تعهد این خواننده به وطن و رهبر شهید و شجاع آن دسته‌بندی می‌شود و این دقیقاً کاری است که بسیاری از مدعیان از عهده انجام آن برنیامدند و علاقه به ایران را به انتزاعی‌ترین شکل ممکنش، تنها در محتوای بعضی از ترانه‌هایشان برای سهولت در گرفتن مجوز خوانندگی خرج کردند. خوشبختانه مصطفی راغب و رضا شیری - که هنوز اثرش در مورد رهبر شهید ایران در قالب آلبوم «بدرقه» منتشر نشده است - از این سنخ نیستند و کارشان را ورای مرده‌باد‌ها و زنده‌باد‌ها انجام می‌دهند. از اینها گذشته،‌ای‌کاش قطعه با او رفت یا همان وداع واجد ارزشی تماتیک یا زیبایی‌شناسانه بود تا کار با نتیجه‌ای رضایت‌بخش به پایان می‌رسید.

تفنگ پدری و عشق دل‌افروز

«پرواز همای» در میان چهره‌های شناخته‌شده عرصه موسیقی سنتی و ملی ایران با قرارگرفتن در مسیر ایران و انقلاب حسابش را از افراد مدعی ایران‌دوستی جدا کرد که تنها در کلام از عشق به کشورشان می‌گویند، اما به‌وقت دفاع صدا از سنگ درمی‌آید، اما از ایشان نه. همای پس از مسائلی که سال‌ها پیش برایش به وجود آمد و باعث خروج چندساله‌اش از ایران شد در بازگشت به وطن تمام احساسش را برای نشان دادن عشقش به ایران به کار گرفت و از هیچ تلاشی در این زمینه برای عاقبت‌به‌خیر شدن دریغ نکرد. به‌خصوص در جنگ رمضان که همگان کمر به قتل تمدنی ما بسته بودند، او با کفش آهنین موسیقی به میدان نبرد نمادین آمد و آثار متعدد و متنوعی را ضمن انتشار پست‌ها و استوری‌های دشمن‌شکن تولید کرد. در مورد آقای شهید ایران هم دو قطعه «عشق دل‌افروز» و «تفنگ پدری» را منتشر کرد که اولی ارتباطی مضمونی با سویه‌های غم‌انگیز ازدست‌دادن قائد داشت و دومی مرتبط با مطالبه انتقام و پایمردی در مسیر ایران‌دوستی و انقلابی‌گری بود. تفنگ پدری و عشق دل‌افروز در مقایسه با ترانه‌ای که همای برای تیم ملی خواند از ارزش هنری و معنایی بیشتری برخوردارند و می‌توانند در ادامه به حیاتشان در تاریخ هنر انقلاب ادامه دهند.

رفیق

«حسین حقیقی» از همان ابتدای دوران هنری‌اش پا در مسیر متفاوتی در مقایسه با جریان اصلی موسیقی پاپ گذاشت و سعی کرد مخاطبان هدفش را از میان جامعه مذهبی و متدین ایران انتخاب کند. او برای امام‌زمان (عج) و دیگر معصومین (ع) خواند تا هویت متمایزی برای خویش در نسبت با دیگران انتخاب کند. حقیقی در میان آثارش عاشقانه زمینی کم ندارد، اما همان عاشقانه‌ها هم برخلاف جو رایج، مرسوم و گاه مسموم پاپ‌خوان‌های داخل و خارج از قواعد از پیش تعریف شده خانوادگی نبود. او پیش از آن که بخواهد قطعه «رفیق» را برای رهبر شهید ایران منتشر کند، «بلاگردون ایرانم» را تولید کرده بود. این اثر باوجود شعر نه‌چندان تعریفی و ملودی متوسطش به‌خوبی شنیده شد، اما رفیق حتی باوجود برخورداری از مفاهیمی زمینی و ساده چندان موردعلاقه مخاطبان و شنوندگان هدف قرار نگرفت، چون اگر دلیل انتشار آن را از پیشانی‌اش برداریم متوجه نمی‌شویم که آهنگساز، خواننده و ترانه‌سرا این کار را با چه هدفی تولید کرده‌اند!

منبع: فرهیختگان-ایمان عظیمی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر