کد مطلب: ۱۰۶۵۶۶۴
|
|
۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۷

چرا به سمت سوباسا نمی‌رویم؟

چرا به سمت سوباسا نمی‌رویم؟
وقتی تیم ملی فوتبال برای هفتمین‌بار به جام جهانی صعود کرد، تقریباً برای تمام کسانی که این بازی را به‌صورت جدی دنبال می‌کنند از پیش مشخص بود که سوای اردو‌های آماده‌سازی و بازی‌های تدارکاتی در تقویم فیفا، یک‌سری برنامه تبلیغاتی و فرهنگی وجود دارد که در هر دوره مدام بدون هیچ خلاقیت و آورده‌ای تکرار می‌شود. حال باید پرسید آیا باید سهم فرهنگ از جام جهانی فقط یک ترانه نیم‌بند باشد؟

به گزارش مجله خبری نگار، وقتی تیم ملی فوتبال برای هفتمین‌بار به جام جهانی صعود کرد، تقریباً برای تمام کسانی که این بازی را به‌صورت جدی دنبال می‌کنند از پیش مشخص بود که سوای اردو‌های آماده‌سازی و بازی‌های تدارکاتی در تقویم فیفا، یک‌سری برنامه تبلیغاتی و فرهنگی وجود دارد که در هر دوره مدام بدون هیچ خلاقیت و آورده‌ای تکرار می‌شود. برای مثال هر وقت که ایران جواز حضور در ادوار مختلف جام جهانی را کسب می‌کند بدون هیچ تغییری تنها باید به انتشار ترانه رسمی و رونمایی از کیت تیم ملی بسنده کنیم. فوتبال ایران از زمان تشکیل اولین هسته‌های طرفداری همواره سری میان سر‌ها در آسیا داشته و یکی از قدرت‌های اصلی این قاره بوده است. به آمار کسب جام و حضور در جام جهانی هم که رجوع می‌کنیم این واقعیت برایمان به اثبات می‌رسد که نباید صلابت فوتبال ملی‌مان را در تاریخ قاره کهن دست‌کم بگیریم.

البته بیان این نکته هم خالی‌ازلطف نیست که قدرت فوتبال ایران تا حد قابل‌توجهی معطوف به استعداد و خلاقیت فردی است، زیرا با وجود قهرمانی در تورنمنت‌هایی نظیر جام ملت‌های آسیا (تا سال ۱۹۷۶) و بازی‌های آسیایی و همین‌طور صعود آسان به جام جهانی در ادوار گذشته، مدت‌هاست که مقام شایسته و درخوری در سطح آسیا به دست نیاورده و تنها قدرت این قاره است که تابه‌حال از گروهش بالا نرفته است، زیرا استفاده از توان تکنیکی تنها تا جایی می‌تواند راهگشا باشد و در مراحل جدی‌تر به کار نمی‌آید، پس باید برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت در زمینه رشد کمی و توسعه کیفی فوتبال ایران را در دستور کار قرار داد تا راه رسیدن به آرزو‌های فوتبالی هموار شود. از بحث‌های اقتصاد سیاسی ورزش و مسائلی ازاین‌دست که لازمه پیشرفت در فوتبال ملی و باشگاهی ا‌ست بگذریم، به جنبه فرهنگی و هنری کار‌هایی که باید در این زمینه انجام دهیم می‌رسیم. نتیجه‌گرایی افراطی به ضرب و زور ستارگان بازنشسته و بی‌انگیزه اروپایی و آفریقایی مثل خوره به جان فوتبال ما افتاده و اجازه امتحان راه‌های دیگر برای نیل به اهداف بلندپروازانه، اما قابل دسترس را از بچه‌های کوچه و خیابان گرفته است. فوتبال ژاپن تا سال‌های پایانی دهه هشتاد میلادی یک تیم درجه‌دو یا حتی در برهه‌هایی درجه‌سه بود، اما رویه‌ای از پیش تعیین شده در ساخت یک انیمه همه‌چیز را دگرگون کرد. کاری که ایران از انجام آن صرف‌نظر کرد تا تعدادی با گرفتن فرمان هدایت بخشی از جامعه تیم ملی را از مردم ندانند.

اژد‌ها این‌گونه وارد شد

ژاپنی‌ها اکتبر ۱۹۸۳ را فراموش نمی‌کنند، چون در این ایام بود که انیمه «فوتبالیست‌ها» یا همان «کاپیتان سوباسا» از تلویزیون این کشور پخش شد و رؤیای بسیاری از کودکان را از طریق فرستنده‌ها به گیرنده‌های خانگی ارسال کرد. داستان حول محور «سوباسا اوزارا» پسری ۱۱ ساله با استعدادی خارق‌العاده در فوتبال می‌چرخید که آرزو داشت با پیراهن تیم ملی ژاپن جام جهانی را فتح کند. این اثر با ترکیب صحنه‌های مهیج و اکشن و همچنین استفاده از تکنیک‌هایی که به خلق موقعیت‌های فانتزی دامن می‌زد در راستای خلق دوباره امید‌های یک ملت در عرصه‌ها و میادین دنیا بود. انیمه فوتبالیست‌ها به مدت سه سال کاری با فوتبال ژاپن کرد که ساخت کمپ‌های تخصصی این ورزش در سال‌های قبل، توان انجامش را نداشتند.

کاپیتان سوباسا نقشی کلیدی در محبوبیت فوتبال نزد کودکان و نوجوانان ژاپنی ایفا کرد؛ کشوری که تا آن زمان ورزش اصلی تیمی‌اش بیسبال بود و کمتر کسی به سمت فوتبال کشیده می‌شد. بسیاری از ستاره‌های فعلی و نسل دهه نود و ۲۰۰۰ ژاپن عنوان کردند که در نتیجه تماشای این انیمه بود که پیگیری این بازی ۲۲ نفره از نان شب برایشان واجب‌تر شد، به‌طوری‌که «هیده‌توشی ناکاتا» عضو سابق تیم‌های «آ اس رم»، «بولتون»، «فیورنتینا» و بازیکن سال آسیا در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ چندی پیش بیان کرد که در کودکی ضربه قیچی بازیکنان انیمه کارتونی فوتبالیست‌ها را تمرین می‌کرده تا روزی مثل آنها کیت آبی کشورش را در مسابقات مختلف به تن کند. لیگ حرفه‌ای فوتبال ژاپن در سال ۱۹۹۳ تحت عنوان «جی‌لیگ» هم در نتیجه پخش مستمر انیمه کاپیتان سوباسا تأسیس شد، زیرا افزایش ثبت‌نام کودکان در مدارس فوتبال این کشور از ۱۲۰ هزارنفر در دهه ۱۹۸۰ به بیش از یک میلیون نفر در دهه ۱۹۹۰ فوتبال را از یک سرگرمی گاه‌وبی‌گاه به محبوب‌ترین ورزش جوانان تبدیل کرد. پس دیگر سازوکار آماتوری سابق نمی‌توانست وضعیت و شرایط جدید را در ظرف محدود خود حمل کند. به همین خاطر فدراسیون فوتبال ژاپن در پی پخش موفق انیمه فوتبالیست‌ها برنامه حرفه‌ای‌سازی این بازی را در سال ۱۹۸۸ تدوین کرد تا به‌وسیله آن، ظرف پنج سال همه‌چیز را از اساس و بن و پایه تغییر دهد.

بر همین اساس بود که مسئولان امر، برای پیشرفت و توسعه، شکل رایج فوتبال حرفه‌ای در اروپا و آمریکای لاتین را به شرق آسیا آوردند و اولین لیگ حرفه‌ای منطقه را تقریباً هم‌زمان با لیگ جزیره انگلیس بنا نهادند. هدف این بود که قد واقعیت باید به اندازه بلندپروازی‌ها رشد می‌کرد، درحالی‌که با مکانیسم ساده و خطی سابق نمی‌شد رؤیای صعود به جام جهانی، قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، بازی‌های آسیایی و حتی ایستادن بر سکوی نخست دنیا را حتی در ذهن پرورش داد. در واقع این انیمه فوتبالیست‌ها بود که به‌مثابه یک عنصر پیش‌ران عمل کرد و فوتبال ژاپن را از دامنه قله به فتح آن رساند، چون کمی بیش از ۱۰ سال از پخش اولین قسمت از این اثر بود که ژاپن با شکست ایران در مرحله پلی‌آف جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه به این مسابقات راه یافت و تنها چهارسال بعد به‌همراه کره جنوبی میزبان مشترک جام سابق ژول ریمه و چندماه پیش از برگزاری اولین دوره جی‌لیگ برای اولین‌بار با شکست عربستان سعودی در فینال، خودش را به‌عنوان آقای جدید قاره ما معرفی کرد.

همه اینها درحالی ا‌ست که به‌جز فیلم خوب «پرویزخان» -که آن‌هم بازنمایی از موقعیتی خاص در فوتبال ملی پس از انقلاب است- ما در جایگاه یکی از کشور‌های صاحب حرف و به‌ظاهر مدعی در آسیا اثری تولید نکرده‌ایم که در قالب فیکشن، به خیال‌پردازی‌های بچه‌های خانه و خیابان رنگی از واقعیت ببخشیم. چه اشکالی دارد که تیم ملی در آثار کارتونی و حتی سینمایی در قامت قهرمان جهان حاضر شود تا این مسیر خودش را به ساختار نیمه‌حرفه‌ای فوتبال تحمیل کند و بسیاری از موانع پیش روی پیشرفت را به‌مثابه مطالبه ملی از میان بردارد. یک کارتون باعث ایجاد لیگ حرفه‌ای ژاپن شد، درحالی‌که فوتبال باشگاهی ایران مسیر حرفه‌ای شدنش از لیگ آزادگان به لیگ برتر را تنها با حذف اعداد فارسی در پشت پیراهن طی کرد و در عمل تماماً حرفه‌ای نشد، چون به جای یک تغییر و تحول درونی، این خواست AFC بود که خود را به کلیت فوتبال ما تحمیل کرد. صعود دراماتیک و ناپلئونی تیم ملی به جام جهانی فرانسه ظرفیت دراماتیک زیادی در درونش داشت و می‌توانست علاقه سالنی‌باز‌ها، بچه‌های کوچه و خیابان و همچنین فوتبالیست‌های آماتور زمین‌های خاکی را ساختارمند کند تا آرزوی قهرمانی در جام جهانی را با پوزخند جواب ندهند!

تکلیفمان با فوتبال را روشن کنیم

در فوتبال باشگاهی هم وضع به همین ترتیب و حتی بدتر است، چون به‌جز فیلم‌های ضعیفی مانند «فوتبالیست‌ها»، ساخته «علی‌اکبر ثقفی» و «مثلث آبی» اثر «هادی صابر» به‌عنوان یکی از چهره‌های نه‌چندان موفق سینمای فارسی، فیلمی سینمایی تولید نشده که وضعیت باشگاه‌های پرطرفداری نظیر «استقلال»، «پرسپولیس»، «تراکتور»، «سپاهان» و... را به‌شکلی که در «پرویزخان» دیدیم بازنمایی کند. فوتبال در ایران هزاران مدعی دارد که دم‌به‌دم از لزوم حرفه‌ای شدن مثنوی هفتادمن کاغذ سر می‌دهند، اما طاقت نقد به خود در قالب یک اثر سینمایی ساده را ندارند. اما در عوض، این «نیوکاسل یونایتد» است که حتی به قیمت انتقاد از خود در متن اثر، امکانات برندش را در اختیار سازندگان فیلم «گل» قرار می‌دهد تا در کوتاه‌مدت میلیون‌ها هوادار جدید در آسیا، آمریکا و خاورمیانه به دست آورد. پس اگر خواهان موفقیت در فوتبال هستیم سوای مسائلی که سوژه این فرسته نیست باید میان ظرفیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری هارمونی و هماهنگی به وجود بیاوریم.

منبع: فرهیختگان-ایمان عظیمی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر