کد مطلب: ۱۰۵۷۰۰۸
|
|
۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۸

گسست زیست علمی با فروکاهش دانشگاه به کلاس

گسست زیست علمی با فروکاهش دانشگاه به کلاس
در پی تحولات پر تنش هفته‌های پایانی سال گذشته و تشدید ناامنی‌های منطقه‌ای - که در ادامه با اقدامات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی همراه شد - فعالیت‌های حضوری دانشگاه‌ها به طور گسترده متوقف شدند.

به گزارش مجله خبری نگار، الهام اکبری، عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت‌مدرس: در پی تحولات پر تنش هفته‌های پایانی سال گذشته و تشدید ناامنی‌های منطقه‌ای - که در ادامه با اقدامات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی همراه شد - فعالیت‌های حضوری دانشگاه‌ها به طور گسترده متوقف شدند. این وضعیت، آموزش عالی کشور را صرفاً با مسئله برگزاری کلاس مواجه نکرد، بلکه لایه عمیق‌تری از کارکرد دانشگاه را دچار اختلال ساخت؛ زیست دانشگاهی به‌مثابه یک شبکه زنده از روابط علمی، فکری و اجتماعی. آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، تنها انتقال آموزش از کلاس به صفحه‌نمایش نیست، بلکه نوعی گسست در شبکه‌ای است که در آن یادگیری، پژوهش، گفت‌و‌گو و هویت علمی به‌صورت درهم‌تنیده‌ای شکل می‌گرفت. درک این وضعیت نیازمند آن است که دانشگاه را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از کلاس‌ها، بلکه به‌مثابه «میدان ارتباطی» در نظر بگیریم. در این میدان، دانشجو فقط دریافت‌کننده محتوا نیست، بلکه در تعامل با استاد، دیگر دانشجویان و محیط دانشگاه، مسیر یادگیری خود را می‌سازد. این شبکه، از جلسات رسمی کلاس آغاز می‌شود، اما به آن محدود نمی‌ماند؛ در راهروها، جلسات غیررسمی، کار‌های گروهی، مباحثه‌های خودجوش و حتی در اختلاف‌نظر‌ها امتداد می‌یابد. بخش قابل‌توجهی از آنچه یادگیری دانشگاهی نامیده می‌شود، در همین لایه‌های غیررسمی و شبکه‌ای شکل می‌گیرند.

در شرایط فعلی، این شبکه دچار اختلال شده است. کلاس‌ها، هرچند به‌صورت غیرحضوری ادامه یافته‌اند، بسیاری از پیوند‌های میان عناصر این شبکه تضعیف یا قطع شده‌اند. دانشجو در وضعیت فعلی، بیش از گذشته به یک فرد منفصل تبدیل شده است؛ کسی که با محتوا مواجه است، اما در یک میدان زنده علمی قرار ندارد. این تغییر، پیامد‌های مهمی دارد؛ کاهش انگیزه، محدودشدن افق‌های فکری و تضعیف توانایی درگیری عمیق با مسائل. در این میان، یکی از خطا‌های تحلیلی رایج، تمرکز بیش از حد بر ادامه کلاس‌ها به‌عنوان شاخص تداوم آموزش است. درحالی‌که در آموزش عالی، کلاس تنها یکی از اجزای یادگیری است. اگر شبکه علمی پیرامون آن تضعیف شود، حتی برگزاری منظم کلاس‌ها نیز نمی‌تواند به حفظ کیفیت یادگیری منجر شود. آنچه اکنون در بسیاری از موارد مشاهده می‌شود، تداوم صوری آموزش است، درحالی‌که زیست واقعی دانشگاهی در حال تضعیف است. مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که به وضعیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی توجه کنیم. در این سطح، یادگیری بیش از هر چیز وابسته به تعامل نزدیک با استاد، مشارکت در فعالیت‌های پژوهشی و حضور در محیط علمی پویاست. تعطیلی دانشگاه‌ها و محدودشدن ارتباطات، این فرایند را با اختلال جدی مواجه کرده است. دانشجوی تحصیلات تکمیلی، اگر از این شبکه جدا شود، نه‌تنها در پیشبرد کار علمی خود دچار مشکل می‌شود، بلکه در شکل‌گیری هویت پژوهشی خود نیز با خلأ مواجه خواهد شد.

ازسوی‌دیگر، اعضای هیئت‌علمی در موقعیتی مشابه قرار دارند. آموزش غیرحضوری، اگرچه امکان ارائه محتوا را فراهم می‌کند، فرصت تعامل عمیق، هدایت علمی و درگیرکردن دانشجو را محدود می‌سازد. در نتیجه، نقش استاد به‌تدریج از هدایتگر یادگیری به «ارائه‌دهنده محتوا» تقلیل پیدا می‌کند؛ تغییری که در بلندمدت می‌تواند بر کیفیت آموزش عالی اثرگذار باشد. در کنار این مسائل، باید به وضعیت شبکه‌های علمی غیررسمی نیز توجه کرد. ارتباط میان دانشجویان، شکل‌گیری گروه‌های مطالعاتی، تبادل ایده‌ها و حتی رقابت‌های علمی، همگی بخشی از پویایی دانشگاه هستند. در شرایط فعلی، این شبکه‌ها یا تضعیف شده‌اند یا به صورت محدودی در فضای مجازی ادامه یافته‌اند، آن هم بدون آن کیفیت و عمقی که در تعامل حضوری وجود داشت. نقد وضعیت موجود نشان می‌دهد مسئله اصلی، نه صرفاً اختلال در آموزش، بلکه فروکاهش دانشگاه به کلاس است. وقتی دانشگاه به مجموعه‌ای از جلسات آموزشی تقلیل یابد، سایر کارکرد‌های آن- از جمله تولید فکر، تعامل علمی و شکل‌گیری هویت دانشگاهی- به حاشیه رانده می‌شود. نکته دوم، نبود رویکرد شبکه‌محور در مدیریت آموزش عالی در این شرایط است. تصمیم‌گیری‌ها عمدتاً بر سطح کلاس متمرکز بوده‌اند، درحالی‌که آنچه نیاز به بازطراحی دارد، کل شبکه ارتباطی دانشگاه است. نکته سوم، بی‌توجهی به ماهیت متفاوت سطوح مختلف آموزش عالی است. دانشجوی کارشناسی، کارشناسی‌ارشد و دکتری نیاز‌های متفاوتی دارند و نمی‌توان با الگویی واحد، آموزش همه آنها را مدیریت کرد. برای مواجهه مؤثر با این وضعیت، لازم است نگاه به آموزش عالی از سطح «ارائه درس» به سطح «بازسازی شبکه علمی» ارتقا یابد. نخستین گام، به‌رسمیت‌شناختن این واقعیت است که یادگیری دانشگاهی بدون تعامل شکل نمی‌گیرد، بنابراین طراحی آموزش باید به‌گونه‌ای باشد که فرصت‌های تعامل در فضای غیرحضوری تقویت شود.

منبع: فرهیختگان

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر