کد مطلب: ۱۰۲۸۰۴۰
|
|
۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۴
از فرسایش روایت واشنگتن تا شکل‌گیری اعتبار گفتار تهران

جنگِ کلمات در میدان نفت

جنگِ کلمات در میدان نفت
سه هفته از آغاز عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران گذشته بود که یکی از غافلگیرکننده‌ترین نشانه‌ها نه در میدان نبرد، بلکه در نمودار بازار جهانی نفت پدیدار شد.

به گزارش مجله خبری نگار، سه هفته از آغاز عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران گذشته بود که یکی از غافلگیرکننده‌ترین نشانه‌ها نه در میدان نبرد، بلکه در نمودار بازار جهانی نفت پدیدار شد. واکنشی مخالفِ انتظار شکل گرفت: وقتی رئیس‌جمهور ایران سخن می‌گفت، قیمت نفت کاهش می‌یافت؛ اما با هر تهدید یا پیام رسانه‌ای از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، منحنی قیمت صعود می‌کرد.

ظاهر ماجرا شاید صرفاً اقتصادی به نظر برسد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، با یک جنگ ادراکی تمام‌عیار مواجهیم نزاعی بر سر مالکیت ذهن بازار و اعتبار گفتار سیاسی.

واشنگتن و پایان اعتبار هیجان

سیاست رسانه‌ای دولت ترامپ از آغاز جنگ، بر پایه‌ی القای دوگانه‌ای حساب‌شده بنا شده بود: از یک‌سو تهدید نظامی، و از سوی دیگر اشاره به «آمادگی برای مذاکره». این ترکیب متناقض، در هفته‌های اول توانست شوک‌های روانی کوتاه‌مدتی ایجاد کند و قیمت نفت را برای ساعاتی پایین نگه دارد تا تبعات مالی حملات مهار شود. اما همان‌طور که گاردین نوشت: «تاکتیک تهدید و سپس چرخش ۱۸۰ درجه‌ای ترامپ در جنگ ایران دیگر جواب نمی‌دهد.»

و به تعبیر مجله‌ی بارونز: «بازار‌ها دیگر حرف‌های ترامپ را باور نمی‌کنند.»

این جمله کوتاه معنای عمیقی دارد. بازار، پس از چندین چرخه متناقض میان تهدید و عقب‌نشینی، به مرحله‌ای رسیده که در علم ارتباطات از آن با عنوان اشباع شناختی یا message normalization یاد می‌شود؛ یعنی زمانی که مخاطب نسبت به پیام تهدیدآمیز حساسیت خود را از دست می‌دهد. واشنگتن قربانی بازی تکراری خود شد: هیجانی که روزی ابزار قدرت بود، اکنون به نشانه‌ی بی‌ثباتی روایت بدل شده است.

تهران و منطق ثباتِ مؤثر

در سوی مقابل، سخنان رئیس‌جمهور ایران در شب‌های بحرانی، از منظری متفاوت درک شد. رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی آن را نشانه‌ای از «اطمینان نسبت به مهار بحران» تفسیر کردند. پیام‌های تهران برخلاف مدل غربیِ تحریک بازار، فاقد لحن تصنعی و هیجانی است؛ بر پایه‌ی یک منطق رفتاری استوار است که می‌توان آن را قدرت آرام گفتار نامید نوعی آرامش راهبردی که به‌جای تهدید، از ثبات و اعتماد به توان ملی سخن می‌گوید.

بازار جهانی نفت به‌سرعت این پیام را دریافت. در ساختار روانی سرمایه‌گذاران، هر نشانه‌ای از ثبات در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان، به معنای کاهش ریسک و در نتیجه افت قیمت تلقی می‌شود. در واقع، سخن رئیس‌جمهور ایران به زبان اقتصاد، پیام آرامش است.

جابه‌جایی خط جبهه از میدان نظامی به میدان ادراک

اگر در دهه‌های گذشته میدان اصلی قدرت در کنترل نظامی و تحریم تعریف می‌شد، امروز صحنه‌ی نبرد به‌روشنی به حوزه‌ی ادراک و روایت انتقال یافته است. هر جمله در سطح ریاست‌جمهوری، نه‌تنها جایگاه سیاسی یک کشور را شکل می‌دهد بلکه بلافاصله بر تصمیم‌های هزاران کنشگر اقتصادی در بازار‌های جهانی اثر می‌گذارد.

در این چارچوب، ایران به‌تدریج از موضع «دفاع از روایت» به جایگاه «تعیین‌کننده‌ی ادراک بازار» رسیده است. اگر تا چند سال پیش واشنگتن تعیین می‌کرد بازار از چه باید بترسد، اکنون تهران است که با بیان سنجیده و آگاهانه، شدت ترس را تنظیم می‌کند.

معناشناسی یک پدیده

کاهش قیمت نفت پس از سخنان رئیس‌جمهور ایران را نباید صرفاً محصول عوامل اقتصادی دانست؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر عمیق‌تر در هندسه‌ی اعتماد جهانی است. در فضایی که مخاطبان جهانی از اخبار تکراری، تهدید‌های بی‌پایه و روایت‌های اغراق‌آمیز خسته شده‌اند، گفتار مبتنی بر ثبات و واقع‌گرایی ارزش ادراکی بالاتری دارد. به همین دلیل است که پیام تهران، حتی اگر لحنی هشداردهنده داشته باشد، اثر روانی آرام‌کننده بر بازار می‌گذارد.

روایت مسلط جهانی، دیگر در دست آن‌کس نیست که بلندتر فریاد می‌زند، بلکه در اختیار آن‌کس است که سنجیده‌تر سخن می‌گوید. جنگ امروز، جنگِ معنا‌ها و ادراک‌هاست و در این میدان، تهران توانسته از مصرف‌کننده‌ی روایت، به تولیدکننده‌ی ادراک تبدیل شود.

شاید نمودار نفت در کوتاه‌مدت نوسان کند، اما معنای پنهان در حرکت آن روشن است: بازار جهانی اکنون به صدای ایران گوش می‌دهد، حتی اگر نخواهد.

منبع: فرهیختگان-سید علی موسوی(پژوهشگر رسانه)

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر