کد مطلب: ۱۰۲۲۰۱۴
|
|
۰۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۶

نابودی خاموش یا دیپلماسی موقت؟

نابودی خاموش یا دیپلماسی موقت؟
در روز‌های اخیر، صحنه‌ی راهبردی روابط ایران و آمریکا دستخوش تحولات متناقضی شده است.

به گزارش مجله خبری نگار، در روز‌های اخیر، صحنه‌ی راهبردی روابط ایران و آمریکا دستخوش تحولات متناقضی شده است. دو روز پیش، دونالد ترامپ با لحنی تهدیدآمیز از احتمال حمله مستقیم به نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی ایران سخن گفت؛ اما امروز در پیامی در شبکه اجتماعی «ترو سوشال» اعلام کرد که در پی دو روز گفت‌وگوی «خوب و سازنده» با ایران، تصمیم گرفته است هرگونه اقدام نظامی علیه زیرساخت‌ها را به مدت پنج روز تعلیق کند.

در بخشی از این پیام آمده است:

«ایالات متحده و ایران در دو روز گذشته مذاکرات بسیار دقیق و سازنده‌ای درباره راه‌حلی کامل و نهایی برای خصومت‌های میان ما در خاورمیانه داشته‌اند. بر اساس لحن مثبت و عمق این گفت‌وگوها، به وزارت جنگ دستور داده‌ام هرگونه اقدام نظامی علیه مراکز انرژی ایران را به‌طور موقت متوقف کند، مشروط بر پیشرفت مذاکرات جاری.»

مقامات رسمی ایران، هرگونه ارتباط مستقیم یا گفت‌وگوی دوجانبه با آمریکا را تکذیب کردند؛ با این حال، این پیام بلافاصله بازتاب گسترده‌ای در بازار انرژی داشت و بهای جهانی نفت تا حدود ۲۰ دلار سقوط کرد. چنین واکنشی نشان می‌دهد که پیام ترامپ، حتی اگر فاقد پشتوانه واقعی در سطح مذاکرات باشد، توانسته نقش روانی ـ رسانه‌ای تعیین‌کننده‌ای در تغییر فضای بحران ایفا کند.

تأخیر تاکتیکی یا خرید زمان؟

تحلیل داده‌های موجود نشان می‌دهد که تعلیق پنج‌روزه‌ی حمله، بیشتر ماحصل یک ابتکار سیاسی-نظامی برای خرید زمان است تا نشانه‌ی واقعی از تغییر رویکرد. بر اساس الگو‌های پیشین از رفتار نظامی آمریکا، چنین بیانیه‌هایی زمانی صادر می‌شوند که بخش‌هایی از آماده‌سازی عملیاتی هنوز به پایان نرسیده و نیاز به زمان بیشتر برای تکمیل فرآیند تهاجم وجود دارد.

برخی منابع امنیتی نیز احتمال داده‌اند که تصمیم اخیر ترامپ تحت فشار کشور‌های منطقه و متحدان اروپایی اتخاذ شده است تا از تشدید ناگهانی جنگ زیرساختی در خاورمیانه جلوگیری شود. در هر دو صورت، بیانیه‌ی اخیر نه به‌منزله‌ی کاهش تهدید، بلکه نشانه‌ای از تغییر فاز موقت عملیات تلقی می‌شود.

بمب‌های گرافیتی؛ گزینه‌ی جنگ زیرساختی

با توجه به تهدیدات اولیه‌ی ترامپ، یکی از محتمل‌ترین گزینه‌ها در سناریوی حمله، استفاده از بمب‌های گرافیتی است؛ سلاحی ویژه که بدون ایجاد انفجار فیزیکی، با پخش رشته‌های رسانای کربنی بر روی خطوط انتقال و پست‌های برق، شبکه را دچار اتصال کوتاه و خاموشی زنجیره‌ای می‌کند.

پیش‌تر در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) و بمباران یوگسلاوی (۱۹۹۹) نیز از این نوع سلاح برای ازکاراندازی موقتی شبکه برق استفاده شد. چنین حملاتی بخشی از دکترین «جنگ زیرساختی هوشمند» محسوب می‌شوند که هدف آن، فلج‌سازی توان صنعتی و روانی دشمن پیش از ورود به درگیری مستقیم است.

دکترین مقابله و پدافند انرژی از منظر دفاعی، پدافند شبکه برق در برابر حملات گرافیتی بر سه محور استوار است:

- مقاوم‌سازی تجهیزات و طراحی سیستم‌های خودپاک‌سازی در مقره‌ها و خطوط فشار قوی؛ مقابله فوری با خاموشی‌های زنجیره‌ای از طریق بازآرایی شبکه و مدیریت سناریو‌های Blackout؛ و اجرای هم‌زمان عملیات اطلاع‌رسانی دقیق برای حفظ آرامش اجتماعی و جلوگیری از بهره‌برداری روانی دشمن.

واحد‌های عملیاتی برق ایران در سال‌های اخیر رزمایش‌های متعددی برای تست این سناریو‌ها اجرا کرده‌اند و پروتکل‌های بازگرداندن شبکه در شرایط جنگ غیرفجاری را تدوین کرده‌اند. این سطح از آمادگی می‌تواند واکنش سریع و محاسبه‌پذیر به هرگونه اقدام احتمالی را تضمین کند.

هرچند پیام جدید ترامپ موقتاً احتمال حمله مستقیم را کاهش داده است، اما از دیدگاه تحلیلی نمی‌توان آن را نشانه‌ی پایدار «تنش‌زدایی» دانست. ساختار تهدید هنوز پابرجاست و احتمال استفاده از سلاح‌های غیرانفجاری در مقیاس محدود یا آزمایشی منتفی نیست.

بنابراین، نبرد کنونی نه صرفاً در آسمان یا زمین، بلکه در سطح «ادراک جامعه و پایداری زیرساختی» جریان دارد. آنچه امروز تعیین‌کننده است، نه بیانیه‌های متغیر سیاسی بلکه میزان آمادگی فنی و مدیریت شناختی کشور در مواجهه با تهدیدات خاموش است؛ تهدیداتی که هرچند بی‌صدا عمل می‌کنند، اما می‌توانند آزمونی واقعی برای تاب‌آوری ملی باشند.

منبع: فرهیختگان-سید علی موسوی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر