کد مطلب: ۱۰۲۰۷۶۵
|
|
۰۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۱

هوش مصنوعی چگونه میدان جنگ را تغییر می‌دهد؟

هوش مصنوعی چگونه میدان جنگ را تغییر می‌دهد؟
در جنگ‌های کلاسیک، تانک‌ها و جنگنده‌ها نماد قدرت نظامی بودند؛ اما در جنگ‌های امروز بازیگر تازه‌ای هم وارد میدان شده است: الگوریتم‌ها.

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان: الهام ونکی، کارشناس حوزه هوش مصنوعی و تهیه‌کننده برنامه تلویزیونی مدهوش نوشت: در جنگ‌های کلاسیک، تانک‌ها و جنگنده‌ها نماد قدرت نظامی بودند؛ اما در جنگ‌های امروز بازیگر تازه‌ای هم وارد میدان شده است: الگوریتم‌ها. هوش مصنوعی حالا در تحلیل میدان نبرد، عملیات سایبری و حتی شکل‌دهی به افکار عمومی به کار گرفته می‌شود. به همین دلیل برخی تحلیلگران امنیتی از «جنگ الگوریتم‌ها» سخن می‌گویند؛ جنگی که در آن داده، سرعت تحلیل اطلاعات و مدیریت روایت‌ها می‌تواند بر سرنوشت یک درگیری اثر بگذارد.

در دهه‌های گذشته، قدرت نظامی کشور‌ها بیشتر با تعداد جنگنده‌ها، موشک‌ها یا ناوهایشان سنجیده می‌شد. اما در سال‌های اخیر یک مؤلفه تازه به این معادله اضافه شده است: توان پردازش داده و استفاده از هوش مصنوعی. کشور‌ها به‌خوبی می‌دانند که در جنگ‌های آینده تنها داشتن تجهیزات پیشرفته کافی نیست؛ آنچه اهمیت بیشتری پیدا کرده، توانایی تبدیل حجم عظیم اطلاعات به تصمیم‌های سریع و دقیق است.

یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی که هوش مصنوعی در آن نقش پیدا کرده، تحلیل داده‌های میدان نبرد است. در هر عملیات نظامی حجم بزرگی از داده‌ها تولید می‌شود؛ از تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های راداری گرفته تا اطلاعاتی که از پهپاد‌ها و حسگر‌های زمینی به دست می‌آید. تحلیل چنین حجم اطلاعاتی برای انسان بسیار زمان‌بر است. الگوریتم‌های یادگیری ماشین می‌توانند این داده‌ها را در زمانی کوتاه بررسی کنند و نشانه‌هایی از تحرکات نظامی یا تغییرات مهم در میدان عملیات را تشخیص دهند. به همین دلیل سرعت تصمیم‌گیری در جنگ‌های امروز نسبت به گذشته به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.

تحول دیگر را می‌توان در پهپاد‌های هوشمند دید. نسل جدید این پهپاد‌ها تنها وسیله‌ای برای کنترل از راه دور نیستند؛ برخی از آنها با کمک الگوریتم‌های هوش مصنوعی قادرند مسیر خود را اصلاح کنند، هدف را تشخیص دهند و حتی به‌صورت گروهی عملیات انجام دهند. مفهومی که در این زمینه بیشتر مورد توجه قرار گرفته «گله‌های پهپادی» است؛ یعنی مجموعه‌ای از پهپاد‌های کوچک که با هماهنگی الگوریتمی حرکت می‌کنند و به شکل جمعی مأموریتی را انجام می‌دهند.

در سال‌های اخیر نمونه‌هایی از این تحول در جنگ‌های واقعی هم دیده شده است. در جنگ اوکراین، استفاده گسترده از پهپاد‌ها و تحلیل داده‌های میدان نبرد با کمک سامانه‌های هوشمند نشان داد که چگونه فناوری می‌تواند سرعت و شیوه عملیات نظامی را تغییر دهد. در برخی گزارش‌ها حتی اشاره شده که تحلیل سریع تصاویر پهپادی و ماهواره‌ای با کمک هوش مصنوعی توانسته زمان شناسایی اهداف را از چند ساعت به چند دقیقه کاهش دهد.

در کنار میدان نبرد فیزیکی، جنگ سایبری نیز به یکی از عرصه‌های مهم رقابت میان کشور‌ها تبدیل شده است. در این حوزه نیز هوش مصنوعی کاربرد‌های گسترده‌ای پیدا کرده است. الگوریتم‌ها می‌توانند الگو‌های غیرعادی در شبکه‌های دیجیتال را تشخیص دهند، آسیب‌پذیری‌های نرم‌افزاری را شناسایی کنند یا به کشف نفوذ‌های احتمالی کمک کنند. به همین دلیل حمله به زیرساخت‌هایی مانند شبکه برق، سیستم‌های بانکی یا سامانه‌های ارتباطی در برخی موارد می‌تواند اثری مشابه یک حمله فیزیکی بر زندگی روزمره مردم داشته باشد.

با این حال، شاید مهم‌ترین و در عین حال کمتر دیده‌شده‌ترین کاربرد هوش مصنوعی در جنگ‌ها، حوزه جنگ اطلاعاتی و عملیات شناختی باشد. الگوریتم‌ها می‌توانند فضای شبکه‌های اجتماعی را تحلیل کنند، الگو‌های رفتاری کاربران را بشناسند و پیام‌هایی تولید کنند که دقیقاً گروه‌های خاصی از جامعه را هدف قرار دهد. نظیر پیام‌هایی که در ایام اغتشاشات و در همین روز‌های جنگ، با محتوایی همچون «موساد محافظ جان شما و خانواده شمماست» و ...، برای عده‌ای از افراد ارسال می‌شود. در کنار این موضوع، فناوری‌هایی مانند دیپ‌فیک نیز امکان تولید ویدیو‌هایی را فراهم کرده‌اند که به‌ظاهر واقعی‌اند، اما در واقع با هوش مصنوعی ساخته شده‌اند.

اگر کمی به تجربه سال‌های اخیر نگاه کنیم، می‌بینیم که در بسیاری از بحران‌های سیاسی یا نظامی، فضای شبکه‌های اجتماعی خیلی زود پر از تصاویر و ویدیو‌هایی می‌شود که بعد‌ها مشخص می‌شود دقیق یا کامل نبوده‌اند. مثال بارز آن، ویدئو‌های منتشر شده از نتانیاهو پس از اعلام خبر کشته شدن وی در حملات ایران است که هر کدام با ایراداتی واضح، دست هوش مصنوعی را در تولیدشان رو می‌کند. حتی ترامپ هم برای کاهش بار افکار عمومی آمریکا و جهان، تصاویر حضور گسترده شبانه مردم ایران در شهر‌ها را تولید هوش مصنوعی خواند، درحالیکه مردم ایران حقیقت را به چشم خود دیده‌اند و مردم جهان نیز اعتماد خود را به ادعا‌های کذب معمول او از دست داده‌اند. همین تجربه نشان می‌دهد که در جنگ‌های جدید، کنترل روایت و مدیریت ادراک عمومی گاهی به اندازه تحولات میدانی اهمیت پیدا می‌کند.

به همین دلیل در بسیاری از مطالعات امنیتی گفته می‌شود که در جنگ‌های جدید، افکار عمومی به یکی از میدان‌های اصلی رقابت تبدیل شده است. جامعه‌ای که در معرض حجم زیادی از اطلاعات نادرست قرار بگیرد یا دچار اضطراب و بی‌اعتمادی شود، ممکن است حتی بدون شکست نظامی نیز با مشکلات جدی روبه‌رو شود.

در چنین شرایطی، نقش شهروندان در حفظ سلامت فضای اطلاعاتی جامعه اهمیت زیادی پیدا می‌کند. یکی از مهم‌ترین کار‌هایی که هر کاربر می‌تواند انجام دهد دقت در انتشار اخبار است. در زمان بحران، سرعت انتشار اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی بسیار بالاست و گاهی یک خبر نادرست در مدت کوتاهی هزاران بار بازنشر می‌شود. شاید ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین کار این باشد که پیش از بازنشر هر خبر، چند دقیقه برای بررسی منبع آن وقت بگذاریم و ببینیم آیا رسانه‌های معتبر دیگر نیز همان خبر را تأیید کرده‌اند یا نه.

نکته مهم دیگر احتیاط در انتشار تصاویر و اطلاعات مکانی است. بسیاری از عکس‌هایی که با تلفن همراه گرفته می‌شوند، حاوی داده‌های مکانی هستند. انتشار چنین تصاویری در برخی شرایط می‌تواند اطلاعاتی درباره موقعیت‌های جغرافیایی یا زیرساخت‌های حساس در اختیار دیگران قرار دهد. به همین دلیل در زمان تنش یا بحران بهتر است از انتشار تصاویر مکان‌های حساس یا اطلاعات دقیق مکانی خودداری شود.

در کنار این موضوع، امنیت دیجیتال فردی نیز اهمیت زیادی دارد. استفاده از رمز‌های عبور قوی، فعال کردن احراز هویت دو مرحله‌ای و پرهیز از باز کردن لینک‌های ناشناس از جمله اقداماتی است که می‌تواند احتمال سوءاستفاده از حساب‌های کاربری را کاهش دهد. تجربه نشان داده در دوره‌های تنش سیاسی یا امنیتی، تلاش برای نفوذ به حساب‌های کاربری و انتشار اطلاعات نادرست افزایش پیدا می‌کند.

موضوع دیگری که باید به آن توجه داشت، شناخت پدیده دیپ‌فیک است. امروز ساخت ویدیو‌هایی که چهره یا صدای افراد را شبیه‌سازی می‌کند بسیار ساده‌تر از گذشته شده است. اگر ویدیویی ناگهانی و هیجانی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که ادعای بزرگی مطرح می‌کرد، بهتر است تا زمانی که منابع معتبر آن را تأیید نکرده‌اند از بازنشر آن خودداری کنیم.

در نهایت شاید مهم‌ترین نکته در چنین شرایطی حفظ آرامش و پرهیز از واکنش‌های هیجانی باشد. یکی از اهداف عملیات روانی در جنگ‌ها ایجاد اضطراب و بی‌اعتمادی در جامعه است. اگر مردم بتوانند در برابر موج اخبار هیجانی کمی تأمل کنند و اطلاعات را از منابع معتبر دنبال کنند، بخش مهمی از این عملیات روانی بی‌اثر خواهد شد.

واقعیت این است که در جهان امروز، امنیت ملی تنها با تجهیزات نظامی تأمین نمی‌شود. در کنار سامانه‌های دفاعی، آگاهی جامعه و رفتار مسئولانه شهروندان در فضای اطلاعاتی نیز بخشی از قدرت یک کشور محسوب می‌شود. اگر جنگ‌های گذشته را جنگ سلاح‌ها بدانیم، جنگ‌های آینده بیش از هر چیز جنگ داده‌ها، الگوریتم‌ها و ادراک‌ها خواهند بود؛ جنگی که در آن آگاهی عمومی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده ایفا کند.

برچسب ها: جنگ هوش مصنوعی
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر