کد مطلب: ۹۹۴۶۸۳
|
|
۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۸

«عفاف» زیربنا و اساس حجاب است

«عفاف» زیربنا و اساس حجاب است
عفاف زمینه‌ساز تحقق حجاب ظاهری است. به بیان دیگر، حجاب بدون پشتوانه درونی عفاف، همانند بنایی است که بر پایه‌ای سست استوار شده باشد.

به گزارش مجله خبری نگار،- گروه استانها- زهرا حاتمی*: نگاهی تحلیلی با استناد به متون دینی و روان‌شناسی، حجاب، به‌عنوان یک حکم دینی و نیز پدیده‌ای اجتماعی ـ فرهنگی، غالباً در چارچوب شاخصه‌های ظاهری و نوع پوشش مورد توجه قرار می‌گیرد.

با این حال، تمرکز صرف بر بعد بیرونی آن، تصویری ناقص و گاه انحرافی از حقیقت این مفهوم ارائه می‌دهد. در نگاهی عمیق‌تر، حجاب ظاهری را باید جلوه و برون‌داد یک بنیان درونی به نام «عفاف» دانست؛ بنیانی که بدون آن، حجاب به پوششی کم‌دوام و فاقد عمق معنایی تبدیل خواهد شد.

این نوشتار در پی آن است که با تبیین مفهوم عفاف به‌عنوان یک ملکه نفسانی، نسبت علّی آن با حجاب را بررسی کرده و پیامد‌های فردی و اجتماعی این نگرش را تحلیل کند. عفاف؛ فضیلتی ریشه‌ای و درونی است. عفاف در لغت به معنای خودنگهداری، بازایستادن و پرهیز از امور حرام است. در ادبیات اخلاقی، این مفهوم به‌عنوان یک فضیلت و ملکه نفسانی تعریف می‌شود که انسان را از گرایش به ناهنجاری‌ها بازمی‌دارد و او را به پاکدامنی، قناعت و رعایت حدود فردی و اجتماعی سوق می‌دهد.

در مقابل، حجاب یک رفتار و دستور عملی با نمود بیرونی است که در قالب پوشش، حدود شرعی را محقق می‌سازد. تمایز اساسی میان این دو آن است که عفاف حالتی درونی و ناظر بر مدیریت تمایلات و رفتار‌های انسان در سطوح مختلف است، در حالی که حجاب یکی از تجلی‌های عینی این حالت در حوزه پوشش به شمار می‌رود. از این منظر، نسبت عفاف و حجاب را می‌توان به رابطه ریشه و شاخه تشبیه کرد؛ شاخه‌ای سالم و پایدار تنها در سایه ریشه‌ای استوار شکل می‌گیرد.

تقدم عفاف در منظومه معارف دینی در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور، دستور به پوشش پس از توصیه به «غض بصر» و «حفظ فروج» بیان شده است. این ترتیب مفهومی نشان می‌دهد که کنترل نگاه و صیانت اخلاقی از مظاهر عفاف محسوب می‌شوند ـ

عفاف زمینه‌ساز تحقق حجاب ظاهری است. به بیان دیگر، حجاب بدون پشتوانه درونی عفاف، همانند بنایی است که بر پایه‌ای سست استوار شده باشد. تبیین روان‌شناختی رابطه عفاف و حجاب از منظر روان‌شناسی، رفتار‌های بیرونی انسان بازتابی از نظام باورها، ارزش‌ها و حالات درونی اوست.

هنگامی که ارزش‌هایی، چون عفاف، حرمت نفس و خودکنترلی در شخصیت فرد نهادینه شود، انتخاب پوشش متناسب با این ارزش‌ها به‌صورت طبیعی و آگاهانه شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، حجاب نه یک الزام بیرونی، بلکه جلوه‌ای از انتخاب درونی و هویت فردی خواهد بود.

پیامد‌های فردی و اجتماعی این رویکرد شناخت پیوند بنیادین میان عفاف و حجاب، آثار مهمی در سطح سیاست‌گذاری فرهنگی و تربیتی به همراه دارد:

۱. تقدم تربیت بر الزام اگر حجاب ثمره عفاف باشد، تمرکز صرف بر نمود ظاهری نمی‌تواند به پایداری منجر شود.

راهبرد مؤثر، تربیت عفاف‌محور است؛ امری که مستلزم ترویج فرهنگ حیا و عفت در خانواده، رسانه و نظام آموزشی، تبیین کارکرد‌های روانی و اجتماعی این فضیلت و تقویت هویت دینی و احساس خودارزش‌مندی در نسل جوان است.

۲. پایداری رفتاری حجابی که از باور درونی سرچشمه می‌گیرد، در برابر فشار‌های اجتماعی و جریان‌های فرهنگی مقاوم‌تر خواهد بود.

این نوع پایبندی، برخاسته از اقناع درونی است و نه صرفاً تبعیت از الزام بیرونی.

۳. نگاه جامع به مفهوم پاکدامنی و عفاف مفهومی فراگیر است و صرفاً به پوشش محدود نمی‌شود. فرد عفیف در گفتار، نگاه، رفتار و حتی ساحت ذهنی خود نیز حدود اخلاقی را رعایت می‌کند. چنین نگرشی، حجاب را در چارچوب یک سبک زندگی مبتنی بر پاکدامنی تعریف می‌کند.

جامعه‌ای که خواهان تحقق حجاب پایدار و اصیل است، ناگزیر باید تمرکز خود را بر تقویت بنیان‌های عفاف در ساحت فردی و اجتماعی قرار دهد. تنها در این صورت است که حجاب به‌عنوان جلوه‌ای از زیبایی اخلاقی و نیاز درونی، در متن زندگی اجتماعی نهادینه خواهد شد.

منبع: مهر
برچسب ها: رفتار حجاب
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر