به گزارش مجله خبری نگار،حسن حسن خانی کارشناس اقتصادی در همایش سیاست گذاری ارزی در شرایط تحریمی، ضمن اشاره به تفاوتها و گلوگاههای سیاست ارزی در شرایطی که کشوری با تحریم رو برو است گفت: کشور ما ۶ سال است که درگیر تورمهای بالا است و در بعضی از این سالها تورم به حدود ۵۰ درصد نیز رسیده است. اساسا تئوری و بحث نظری تحریمها نیز همین است که با ایجاد شوکهای پی در پی به اقتصاد موجب سقوط نرم در یک کشور شود. به بیانی دیگر تورم درواقع خروج پول از جیب فقرا و تزریق این منابع به ثروتمندان است.
حسن خانی با اشاره به تاثیر تورم بر قشر ضعیف جامعه گفت: به عنوان مثال اگر تعداد خانههای تهران را ۲ میلیون در نظر بگیریم، ۱ میلیون آنها خانههای استجاری است و در واقع ساکنان آن ها، مستاجرین هستند. این درحالی است که پول ودیعه خانه به طور میانگین در سال ۱۴۰۰ از حدود ۲۵۰ میلیون تومان، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۵۰۰ میلیون تومان رسیده است. این دقیقا همان وامی است که از جیب قشر ضعیف به جیب قشر مرفه جامعه پرداخت شده است.
حسن خانی گفت: مدلهایی که برای پیش بینی نزخ ارز در اقتصاد ما استفاده میشود و بعضا در محافل کارشناسی از آنها نامبرده میشود، اکثرا مبتنی بر فهم درستی از تئوریها نیستند. به عنوان مثال مدل پولی مه برای پیش بینی نرخ ارز اکثرا مطرح میشود اساسا مربوط به بازه زمانی بلند مدت است و نمیشود نوسانات کوتاه مدت را با آن توضیح داد.
وی ادامه داد: نکتهی دیگر این است که ترکیب واردات و صادرات ما به خوبی نشان میدهد که ۷۰ درصد کالاهایی که در اقتصاد ما وارد میشوند، کم کشش نسبت به قیمت هستند و تقریبا واردات آنها ضروری است.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به ادبیات شکل گرفته در بین برخی کارشناسان مبنی بر ورود ایران به ابر تورم در صورت ادامهی این روند گفت: اساسا بررسی ابر تورمها در دنیا نشان میدهد که دلیل تشکیل ابر تورم در دنیا دو نکته است. در ۵۳ ابر تورمی که در دنیا رخ داده، همواره دلیل آنها یا جنگهای داخلی و خارجی بوده و یا بدهی کوتاه مدتب دولتی به عوامل داخلی و خارجی بوده است.
حسن خانی افزود: البته بدهی کوتاه مدت دولتی به عوامل داخلی و خارجی گاهی از طریق کسری در واردات کالاهای اساسی خود را نشان میدهد، که با توجه به سالهایی که درامدهای نفتی حداقلی شده بود، اما در این حوزه مشکلی ایجاد نشد، میتوان گفت که اقتصاد ایران با توجه به نهادهایی که دارد وارد ابر تورم نمیشود.
حسن خانی با اشاره به تجربه بحرانهای ارزی در دنیا گفت: سه مدل بحران ارزی در دنیا، مدل سازی شده است.
۱- مدل تبیین بحران ارزی امریکای لاتین
۲- مدل تبیین بحران ارزی کشورهای اروپایی
۳- مدل تبیین بحران ارزی آسیای جنوب شرقی
در مدل اول کسری تراز تجاری، تورم بالای مستنر و کسری بودجه علت ایجاد بحران ارزی بوده است. در مدل دوم تردید سیاست گذار در تثبیت و یا رها سازی نرخ بهره و کشیده شدن ماشه انتظارات عامل ایجاد بحران بوده است و در مدل سوم ورشکستگی بانکها و ببمهها به دلیل خروج سریع سرمایه عامل ایجاد این بحران بوده است.
حسن خانی در پایان پس از ارائه مدلی ایجنت محور برای نشان دادن تاثیر تحریم بر بازار ارز گفت: بازیگران بازار ارز را ابتدا باید شناخت و تفکیک کرد. به طور کلی ما ۳ نوع صادر کنده، ۳ نوع وارد کننده و بانک مرکزی و سفته بازان را به عنوان بازیگران مهم بازار ارز دسته بندی میکنیم. بازار اول بازار رسمی است که بانک مرکزی به صورت دستوری در آن قیمت گذاری نرخ ارز را در دستور کار قرار میدهد، بازار دوم بازار تجارت رسمی کشور است و بازار سوم مربوط به بازار قاچاق و خروج سرمایه است که نرخ غیر رسمی در آن تعیین میشود.
وی افزود: به طور کلی برای سیاست گذاری ارزی در شرایط تحریم حداقل ۴ گلوگاه باید مورد توجه قرار گیرد.
۱- میزان ذخایر رسمی بانک مرکزی
۲- سرعت و شدت مداخله بانک مرکزی
۳- شکاف بین نرخ ارز رسمی و غیر رسمی
۴- میزان فعالیت سفته بازان در بازار غیر رسمی ارز
وی ادامه داد: بررسیها نشان میدهد نقطه شکست سیاست گذاری ارزی شما در شرایط تحریمی، ایجاد شکاف زیاد بین نرخ غیر رسمی و نرخ رسمی است.
البته بدیهی است شما به عنوان سیاست گذار همواره باید به دنبال نزدیک کردن نرخ غیر رسمی به نرخ رسمی باشید تا فشار اقتصادی را کاهش دهید، نه رویهای که هم اکنون مدنظر سیاست گذار پولی (نزدیک کردن نرخ رسمی به غیر رسمی) است.