به گزارش مجله خبری نگار/ایران: اگر فهم ما از جهان تنها یک سوءتفاهم بوده باشد، آیا ممکن است آنچه ما از زندگی میدانیم، آنچه علم میگوید، آنچه همه قبول دارند، تنها حدسهایی باشند که شانسی درست از آب درآمدهاند؟ اگر حقیقت جور دیگری باشد چه؟ اگر هزاران راه دیگر برای انسان بودن برای مرد و زن بودن وجود داشته و ما تنها تن به نقشهایی کوچک از آن همه طرح باشیم چه؟ فیلم سینمایی «تیتی» میخواهد اینطور جهان و شخصیتهای دوری را تخیل کند و سودای بازنمایی واقعیت پوچی را که برما میگذرد در سر ندارد. خیال میکند و فراتر میاندیشد و فراتر میآفریند. ما را به جهانی بعید، اما محتمل و معنادار میبرد و رهایمان میکند از چنگ استبداد واقعیت وحشی.
سازندگان «تیتی» گویا واقعیت را جدی نمیگیرند، با آن بازی میکنند، مضحکهاش میکنند و حتی حقیر میشمارندش. یعنی جهان فیلم براساس واقعیت پیش نمیرود فیلم به دنیای واقعی پشت میکند و از این طریق واقعیتی دیگر میسازد. «تیتی» همان زنی ست که ژاک لاکان روانکاو میگفت وجود ندارد. زنی که بیش از حضورش با فقدانش مواجهایم. همان مغاک یا نبودنی که ما را در خالی خویش فرومیبلعد. مثل سیاهچالهها که موضوع تحقیق ابراهیم، مرد روبهروی تیتی در فیلم است.
زندگی «تیتی» پیام اوست. او با زندگیاش بر بلندای پرده سینما، حضور زن را در جامعه امروز ما زیر سؤال میبرد. اگر او زن است پس هیچکس زن نیست. تیتی زنیست که در زبان مردانه نمیگنجد. نمیتوانند تعریفش کنند، معلوم نیست زنیست دیوانه یا انسانی اسطورهای و خردمند. نمیفهمند که پیامبر است و معجزهگر یا زنی خرافه پرست. شخصیت پیچیدهاش ما را به یاد «پرنس مشکین» در «ابله» داستایوفسکی و «روکوی ویسکونتی» میاندازد. او برای زن بودن به زبان مردانه تن نداده است. او از خود زنی انسانی و زنانه آفریده که برای ما شگفتآور و غریبه است.
تیتی جنسی متفاوت از زنان سینمای ایران است. به زنهایی که بیضایی ساخته بود، به سوسن تسلیمی وقتی برای «باشو» مادری میکرد، به «چریکه تارا»، به مادربزرگ اساطیری «مسافران». اما در عین حال زنی که پناهنده آفریده، استقلالش را از زنان بیضایی حفظ کرده است. تیتی صمیمی، ملموس و خودمانی است و به قول خودش از اون جادوگرهای دیوانه است... بد نیست اشاره کوتاهی هم به رابطهاش با ابراهیم داشته باشیم. ابراهیم دانشمندی ستارهشناس است که در حال تحقیق روی سیاهچاله ایست که میخواهد ما را ببلعد. رابطه این دو شخصیت در واقع گفتوگوی علم و ایمان یا عقل و جنون است. گفتوگوی خودآگاه و ناخودآگاه، منطق و شعر، اخلاق و غریزه، رابطه ابراهیم و تیتی رابطهایست به ظاهر غیرممکن که به لطف خیال در فیلم سینمایی «تیتی» محقق شده است.