به گزارش مجله خبری نگار/ایران ورزشی: حضور شش هفت تیم لیگ برتر فوتبال کشور در ترکیه و اردوهایی که در نقاط مختلف این کشور برپا کردهاند، سؤالات زیاد و تازهای را پیرامون سفر آنها و فلسفه وجودی این اردوهای خارجی ایجاد کرده است.
حتی وقتی سه چهار سال پیش به توصیه وزارت ورزش وقت مقرر شد اینگونه اردوها برگزار نشود و تیمهای باشگاهی ما با پرهیز از هزینههای سنگین این اردوها در داخل کشور خودمان و در نقاط خوش آب و هوا و ملایمتر مثل اردبیل، تبریز و آستارا کمپ تدارکاتی بزنند، داشتیم تک تیمهایی را که این قانون را دور زدند و سران ورزش هم قضیه را «زیرسبیلی» رد کردند و به این ترتیب باز اردوهای اینگونه تیمها را در امثال ترکیه شاهد بودیم، اما امسال که منع قانونی فوق وجود نداشته و سفر به کشورهای اطراف برای برقراری اینگونه اردوها با مخالفت وزارت ورزش و امثال آن مواجه نشده، به گونهای در این امر رکوردشکنی شده و زیادهروی در این زمینه کاملاً آشکار بوده است.
تیم استقلال تهران که در این زمینه سریعتر از دیگران عمل کرد جمعه گذشته (۷ مرداد) به تهران بازگشت و تیمهای تراکتور، سپاهان، نساجی، فولاد و هوادار هم که در پی آن راهی ترکیه شدند و در آن سامان اردو زدند، اینک اواسط و اواخر کار خود را در آن سامان سپری میکنند و عنقریب است که به ایران برگردند تا در فرصت اندکی که تا شروع فصل جدید لیگ برتر مانده است، تدارکات خود را در همینجا پی گیرند و مهیای هفتههای نخست لیگ شوند.
اینکه در ترکیه چه تمهیداتی وجود دارد که در سایر کشورها و بخصوص خود ایران نمیتوان به آن دست یافت، سؤال مهمی است که پس از استمرار و افزایش اینگونه سفرها به ذهن متبادر میشود. حتی اگر این سفرها به ترکیه نبود و تیمهای باشگاهی ما در یکی دیگر از کشورهای اطرافمان اردو میزدند، باز این سؤال و تبعات آن پیش میآمد، ولی از یکسو بقیه کشورهای همسایه ما یا جنگزده و فاقد امنیتاند (مثل عراق و افغانستان) و یا شرایط رفاهی بالایی ندارند (مانند پاکستان) و در همه حال هوای آنها در این موقع از سال بسیار گرم است و به تبع آن یک فضای ییلاقی و هوای خوش و مساعد ندارند که رفتن از تهران و یا هر نقطه گرم دیگر کشورمان را توجیه کند و این سفرها را منطقی جلوه بدهد. ولی اگر وجه آب و هوا و خنک بودن آن را هم مبنا بگذاریم، در ایران خودمان همانطور که در سطور قبلی آمد، نقاط خنکتر و دلپذیری وجود دارد که با بهترین نمونههای موجود در ترکیه برابری میکنند.
بواقع اگر بخواهیم قیاس دقیقتر و منصفانهتری را انجام بدهیم، در جایی مانند سرعین اردبیل چنان هوای خنک و دلپذیری در ماههای تیر و مرداد که گرمترین اوقات سال است وجود دارد که اگر برای تیمهای مطرح خارجی هم تبلیغ لازم در این زمینه صورت گیرد، حاضرند با طیب خاطر به این قبیل مناطق بیایند و اینجا اردو بزنند و با فرار از نقاط گرمسیر جهان برنامههای تمرینی خود را مثلاً در سرعین و یا هر نقطه حاشیهای و واقع در دور و بر اردبیل تعقیب و اجرایی کنند.
اینکه چرا تیمهای ما اصول فوق و امکانات مورد بحث را نادیده میگیرند و چهار فصل و مجهز به متنوعترین هواها برای برقراری اردوهای مورد نظرشان به ترکیه میروند، مسألهای است که نه توجیه مالی دارد و نه دلیلتراشیهای علمی قابل قبول. اگر مبنا، میزان مخارج برپایی این اردوها باشد، طبیعی است که رفتن به امثال سرعین عقلاییتر و به صرفهتر است و حتی اگر استدلال شود که امکانات تمرینی و شرایط و وسایل تدارکاتی در ترکیه بهروزتر و مدرنتر است، باز میزان این تفاوت به حدی نمیرسد که مخارج کلان سفر به امثال این کشور را توجیه کند و چنین قضیهای را برتابد. بدیهی است که بازخواست کردن از این تیمها به سبب برپایی این اردوها کاری اصولی و الزامی و قانونی باشد. بخصوص که این تیمها بهدلیل داشتن بودجههای کافی و ساختار به ظاهر حرفهای حق هرگونه اقدامی را در این زمینه دارند و قطعاً خواهند گفت که، چون سرمایه این کار را از جیب خود میپردازند و اختیاردار پول خود هستند هیچ پاسخی را به سایرین بدهکار نیستند و به قول معروف؛ دارندگی است و برازندگی!
با این حال وقتی اجتماع این همه تیم را در ترکیه میبینیم و متوجه میشویم که فقط مشکلاتی اداری و تأخیر در جور شدن تدارک سفر، پرسپولیس و یکی دو تیم دیگر را از تأسی از تیمهای مسافر بازداشته و در کشورمان ماندنی کرده است باز به سوی این پرسش عقلایی کشیده میشویم که این همه سفر به ترکیه به چه سبب بوده است و مسافران آنجا به لحاظ فنی و دستاوردهای ورزشی به چه چیزهایی نایل شدهاند که مشابه آن در ایران غیرقابل دستیابی بوده است.
جالبتر اینکه برخی از این تیمها ادعا کردهاند مخارج سفرشان به ترکیه آنقدر هم زیاد نبوده است که برخی میگویند و این سفرها ارزانتر از اردوهای داخلی تمام شده است! نمیدانیم جواب این مورد آخر را چگونه میتوان داد، اما شکی نیست که یا آنها معادل ریالی پولهای کلان خرج شده در ترکیه را نمیدانند و یا میخواهند وانمود کنند که اسپانسرها و یا افراد نامشخص دیگری در این زمینه اقدام کرده و موجب شدهاند تیمهای مسافر متحمل ضرری بابت سفرهای خود نشوند. موردی که البته بیشتر به یک جوک میماند و به شوخی تلخی که وقتی با آن مواجه میشوند و از هر سو مؤاخذه میگردند، چارهای جز رویکرد به آن و بیان ادعاهایی سست از این قبیل را ندارند.