کد مطلب: ۱۰۵۷۸۴۳
|
|
۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۱

پول ارزان تمام می‌شود!؟ وحشت از آمدن ۲۰۰۸

پول ارزان تمام می‌شود!؟ وحشت از آمدن ۲۰۰۸
گزارشی از زلزله مالی آمریکا؛ دلار، سهام و اوراق در میدان بحران

به گزارش مجله خبری نگار، بحران‌های ژئوپلیتیک در غرب آسیا و تنگه هرمز بار دیگر نشان داد که شریان‌های انرژی جهان تا چه حد به یکدیگر متصل هستند و چگونه یک جرقه در خلیج فارس، می‌تواند انبار باروت وال‌استریت را به آتش بکشد. تصمیم استراتژیک ایران مبنی بر انسداد تنگه هرمز به عنوان حیاتی‌ترین گذرگاه انرژی جهان که روزانه حدود یک‌پنجم نفت مصرفی دنیا از آن عبور می‌کند، شوک سهمگین و بی‌سابقه‌ای را به بازار‌های جهانی وارد کرده است.

این اقدام، بلافاصله قیمت نفت خام را به سمت ارقام نجومی سوق داد و مارپیچی از تورم انتظاری را در اقتصاد بین‌الملل بویژه در ایالات متحده آمریکا فعال کرد. پیامد مستقیم این جهش بی‌محابای قیمت انرژی، سقوط ارزش اوراق قرضه و در نتیجه، جهش جنون‌آمیز نرخ بازدهی آنها بود؛ تا جایی که نرخ بازدهی اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانه‌داری آمریکا به سقف بی‌سابقه ۵.۱۲ درصد رسید. این رقم بالاترین سطح از دوران منتهی به بحران مالی بزرگ سال ۲۰۰۸ است.

این یادداشت به بررسی ابعاد این بحران، مفهوم این نرخ و پیامد‌های ویرانگر آن بر اقتصاد آمریکا و جهان می‌پردازد.

نرخ بهره اوراق ۳۰ ساله به زبان ساده چیست و چرا اهمیت دارد؟

برای درک عمق این فاجعه، ابتدا باید بدانیم این اوراق چه هستند. فرض کنید دولت آمریکا برای مخارج خود (مثل ارتش، جاده‌سازی یا بهداشت) پول کم آورده است. دولت سندی به نام «اوراق قرضه ۳۰ ساله» چاپ می‌کند و به سرمایه‌گذاران می‌فروشد. در واقع، دولت از مردم یا کشور‌های دیگر پول قرض می‌کند و قول می‌دهد تا ۳۰ سال آینده، هر سال یک سود مشخص به آنها پرداخت کند و در پایان ۳۰ سال، اصل پول را پس بدهد.

«نرخ بازدهی» (Yield) به زبان ساده یعنی میزان سودی که یک سرمایه‌گذار از خرید این اوراق به دست می‌آورد. رابطه عجیبی بین قیمت این اوراق و سود آنها وجود دارد که مانند یک الاکلنگ عمل می‌کند:

وقتی همه چیز آرام است و تورم پایین است، مردم تمایل دارند این اوراق امن را بخرند. با افزایش تقاضا، قیمت اوراق بالا می‌رود و سود (بازدهی) آن پایین می‌آید. اما وقتی مثل امروز، بحران نفت و انرژی رخ می‌دهد، تورم شدید در راه است.

سرمایه‌گذاران می‌دانند که تورم، ارزش پول آنها را در ۳۰ سال آینده نابود خواهد کرد پس دیگر حاضر نیستند اوراق دولت آمریکا را با سود کم بخرند. آنها شروع به فروختن اوراق می‌کنند. وقتی قیمت اوراق سقوط می‌کند، دولت مجبور می‌شود برای جذب خریدار، سود یا همان نرخ بازدهی را به‌شدت بالا ببرد.

چرا این نرخ تا این حد مهم است؟

اوراق ۳۰ ساله خزانه‌داری آمریکا، «پایه نرخ بهره در کل سیستم مالی دنیا» است. این اوراق، امن‌ترین دارایی جهان محسوب می‌شوند. وقتی سود امن‌ترین دارایی دنیا به بالای ۵ درصد می‌رسد، یعنی تمام بانک‌ها، شرکت‌ها و بازار‌های دنیا مجبورند نرخ‌های خود را با آن تنظیم کنند. این نرخ، دماسنج اقتصاد جهانی است؛ وقتی داغ می‌شود، کل بدنه اقتصاد جهانی تب می‌کند.

تحلیل ۶ گزاره کلیدی و پیامد‌های زلزله مالی آمریکا

رسیدن نرخ بازدهی اوراق ۳۰ ساله به ۵.۱۲ درصد زنگ خطری است که از وقوع یک گسست ساختاری در اقتصاد کلان خبر می‌دهد. در ادامه ۶ پیامد اصلی این رویداد را که بازار‌ها را به‌شدت مضطرب کرده است، واکاوی می‌کنیم:

۱- گران‌تر شدن وام‌ها (قفل شدن چرخ دنده‌های اقتصاد)

وقتی نرخ بازدهی اوراق دولتی بالا می‌رود، بانک‌ها نیز مجبورند نرخ بهره وام‌های خود را افزایش دهند. در آمریکا، نرخ وام مسکن (Mortgage) مستقیماً به نرخ اوراق ۳۰ ساله وابسته است. با رسیدن بازدهی به ۵.۱۲ درصد، نرخ وام مسکن به ارقامی نزدیک به ۸ یا ۹ درصد چشم دوخته است.

نتیجه: خرید خانه برای شهروند عادی آمریکایی تبدیل به رویا می‌شود و بازار مسکن قفل خواهد شد. از سوی دیگر، وام‌های تولیدی شرکت‌ها و حتی نرخ بهره کارت‌های اعتباری مردم به‌شدت گران می‌شود. این یعنی کاهش شدید خرید و سرمایه‌گذاری، که مستقیماً موتور رشد اقتصادی آمریکا را خاموش کرده و کشور را به سمت رکود می‌برد.

۲- فشار شدید روی بازار سهام (کوچ سرمایه‌ها از وال‌استریت)

بازار سهام و اوراق قرضه، رقیب دیرینه یکدیگرند. تا پیش از این، سرمایه‌گذاران برای کسب سود بیشتر ریسک خرید سهام شرکت‌های تکنولوژی (مثل اپل، مایکروسافت یا انویدیا) را می‌پذیرفتند، اما اکنون وضعیت تغییر کرده است:

وقتی دولت آمریکا بدون هیچ‌گونه ریسکی، سود تضمین‌شده ۵.۱۲ درصدی و بیشتر از تورم فعلی پرداخت می‌کند، چرا باید پول را در بازار پرریسک سهام نگه داشت؟

در نتیجه، میلیارد‌ها دلار پول از وال‌استریت خارج شده و به سمت بازار اوراق سرازیر می‌شود. در این میان شرکت‌های تکنولوژی بیشترین ضربه را می‌بینند، زیرا ارزش‌گذاری آنها بر اساس سود‌های آینده است و وقتی نرخ بهره بالا می‌رود، ارزش فعلی آن سود‌های آینده به‌شدت افت می‌کند.

۳- تقویت موشکی دلار و بحران بدهی جهانی

با بالا رفتن سود اوراق قرضه، سرمایه‌گذاران خارجی از سراسر جهان (اروپا، آسیا و...) پول‌های خود را به دلار تبدیل می‌کنند تا بتوانند این اوراق پربازده را بخرند. تقاضای بالا برای دلار، ارزش این ارز را در برابر سایر ارز‌ها به‌شدت تقویت می‌کند.

اما این یک فاجعه برای اقتصاد جهانی است؛ بسیاری از کشور‌ها و شرکت‌های بین‌المللی وام‌های دلاری دارند. وقتی دلار گران می‌شود، آنها باید پول محلی بیشتری خرج کنند تا همان مقدار بدهی دلاری را پس بدهند. این یعنی صادرات بحران از آمریکا به کل جهان.

۴- فشار خردکننده بر بازار‌های نوظهور

کشور‌های در حال توسعه و بازار‌های نوظهور مانند ترکیه، آرژانتین، برزیل یا آفریقای جنوبی، اولین قربانیان این وضعیت هستند. این اقتصاد‌ها برای بقا به سرمایه‌گذاری خارجی وابسته‌اند. با جذاب شدن اوراق قرضه آمریکا، سرمایه‌گذاران خارجی پول‌های خود را از این کشور‌های نامنظم بیرون کشیده و به پناهگاه امن و پربازده خزانه‌داری آمریکا می‌برند. خروج سرمایه منجر به سقوط ارزش پول ملی این کشورها، ابرتورم و ناتوانی آنها در بازپرداخت بدهی‌های بین‌المللی خواهد شد.

۵- بحران کسری بودجه و سنگینی بدهی دولت آمریکا

طنز ماجرا اینجاست که این وضعیت بلای جان خود دولت آمریکا نیز می‌شود؛ بدهی ملی آمریکا از مرز ۳۸ تریلیون دلار عبور کرده است.

وقتی سررسید اوراق قرضه قدیمی (با سود‌های پایین مثلاً ۱ یا ۲ درصد) فرا می‌رسد، دولت آمریکا باید اوراق جدید چاپ کند تا بدهی قبلی را بدهد. اما حالا برای اوراق جدید باید سود ۵.۱۲ درصدی پرداخت کند! این یعنی بخش عمده‌ای از مالیات مردم آمریکا، صرفاً جهت پرداخت «سود بدهی‌های دولت» هدر می‌رود، کسری بودجه واشنگتن را به‌شدت عمیق‌تر می‌کند و دولت را در یک مارپیچ بدهی بی‌پایان می‌اندازد.

۶- ترس از تکرار تاریخ: کابوس بحران مالی ۲۰۰۸

مهم‌ترین دلیلی که معامله‌گران وال‌استریت را دچار وحشت کرده، حافظه تاریخی است. آخرین بار که نرخ بازدهی اوراق ۳۰ ساله در این سطوح قرار داشت، ماه‌های منتهی به فروپاشی بانک لمان برادرز و آغاز «بحران بزرگ مالی ۲۰۰۸» (Great Recession) بود.

وقتی نرخ بهره تا این حد بالا می‌رود، دارایی‌های قدیمی بانک‌ها (که اوراق با سود پایین خریده بودند) ارزش خود را از دست می‌دهند. بازار‌ها نگرانند که این بار نیز یک خرابی سیستمی در بخش بانکداری، املاک تجاری یا شرکت‌های بزرگ غرق در بدهی رخ دهد و دومینوی ورشکستگی آغاز شود.

اثر بر پناهگاه‌های امن: طلا و کریپتو

در ساختار سنتی بازار، نرخ بهره بالا دشمن درجه یک طلا و بیت‌کوین است، چرا که طلا و کریپتو سود دوره‌ای (کوبون) پرداخت نمی‌کنند و وقتی اوراق قرضه سود ۵ درصدی می‌دهد، جذابیت طلا کم می‌شود.

اما این قاعده فقط تا زمانی برقرار است که «ترس از فروپاشی» جدی نباشد. در وضعیت فعلی که ناشی از انسداد تنگه هرمز و تهدید سیستماتیک است، بازار‌ها دچار پارادوکس شده‌اند:

در کوتاه‌مدت: افزایش نرخ‌ها باعث اصلاح قیمت و فشار فروش بر طلا و بیت‌کوین می‌شود.

در میان‌مدت و بلندمدت: اگر بازار‌ها احساس کنند این نرخ بالا قرار است منجر به ورشکستگی بانک‌ها یا ناتوانی دولت آمریکا در پرداخت بدهی‌هایش شود، ورق برمی‌گردد. در این زمان، ترس از فروپاشی سیستم فیات (پول بدون پشتوانه)، هجوم بی‌سابقه‌ای را به سمت طلا به عنوان ناجی سنتی و بیت‌کوین به عنوان طلای دیجیتال و دارایی ضدسیستم رقم خواهد زد.

نتیجه‌گیری: پایان عصر پول ارزان

پیام نهایی و صریح بازار‌ها به زبان ساده یک چیز است: «پول دیگر ارزان نیست».

دوران نرخ‌های بهره صفر درصدی و چاپ بی‌رویه پول که اقتصاد غرب برای سال‌ها به آن معتاد شده بود، با شوک نفتی ناشی از اقدام استراتژیک ایران در تنگه هرمز به پایان رسیده است. نفت گران، تورم را ماندگار و خزانه‌داری آمریکا را تسلیم نرخ‌های بهره بالا کرده است. این نرخ ۵.۱۲ درصدی، آغازگر دوره‌ای از ریاضت اقتصادی، فشار مالی شدید بر خانواده‌ها و شرکت‌ها، و تغییر آرایش قدرت اقتصادی در جهان خواهد بود. غرب اکنون با واقعیتی تلخ روبه‌رو است: هزینه‌های اقتصادی تصمیمات ژئوپلیتیک، بسیار سریع‌تر از آنچه فکر می‌کردند به پشت مرزهای‌شان رسیده است.

پول ارزان تمام می‌شود!؟ وحشت از آمدن ۲۰۰۸

پول ارزان تمام می‌شود!؟ وحشت از آمدن ۲۰۰۸

منبع: وطن‌امروز-محمدطاهر رحیمی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر