کد مطلب: ۹۹۳۸۱۰
|
|
۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۲۱

«سرزمین فرشته ها»، معنا زیر آسمان سخت

«سرزمین فرشته ها»، معنا زیر آسمان سخت
«سرزمین فرشته‌ها» ادای یک دین انسانی است به رنج کودکان غزه؛ فیلمی که به‌جای شعار، شاعرانگی دارد و به‌خاطر لحن درست و زاویه دید بدیع می‌تواند توجه مخاطب جهانی را هم جلب کند

به گزارش مجله خبری نگار، گاهی لبخند، دقیقه‌ای بعد کمی گریه و حتی صدای آهی که انگار از تهِ دل مخاطب می‌آید. اینها واکنش‌هایی است که مخاطبان حین تماشای «سرزمین فرشته‌ها» اثر بابک خواجه‌پاشا داشتند؛ اثری شاعرانه با دکوری بی‌نظیر، قصه‌ای حساب شده و لحنی که می‌تواند هر انسانی با هر عقیده‌ای را درگیر کند. یک تلاش موفق سینمای ایران در روایت رنج مرده غزه. سینمایی که سال‌هاست با فهرستی از بدهی‌های انباشته روبه‌روست؛ بدهی به واقعیت‌های فعلی جامعه خودمان و حتی انسان امروز. به تجربه‌های زیسته انسان‌هایی که در جغرافیای رنج آن‌سوی مرز‌ها هم غم‌شان جریان دارد. مثل تجربه قربانی شدن کودک و کودکی‌هایش زیر سایه جنگ. البته آن‌قدر از فیلم‌های سفارشی در این زمینه گزیده شدیم که هر بار سینمای ما به سراغ چنین موضوعاتی می‌رود نگران می‌شویم مبادا باز یک ظرفیت خوب با اثری ضعیف تباه شود. اما «سرزمین فرشته‌ها» از معدود آثاری است که این بدبینی را به چالش می‌کشد. فیلمی که به‌جای فریاد زدن، روایت می‌کند؛ به‌جای بیانیه، تصویر می‌سازد و به‌جای تحریک گل‌درشت احساسات، بر تجربه انسانی تماشاگر تکیه می‌کند.

پروژه‌ای پرچالش با سرانجام خوب

«سرزمین فرشته‌ها» به کارگردانی بابک خواجه‌پاشا و با تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و مؤسسه تصویرشهر است؛ فیلمی عرب‌زبان که روایتی انسانی و جهان‌شمول از رنج کودکان غزه ارائه می‌دهد. داستان، از زاویه دید کودکانی روایت می‌شود که در دل جنگی همه جانبه زندگی می‌کنند و زنی معلم به نام «ضحی» که پس از از دست دادن همسر و دو دخترش در حمله‌ای پهپادی، سرپرستی و مراقبت از این کودکان را بر عهده می‌گیرد. فیلم، بیش از آن‌که بر خودِ جنگ مکث کند، بر تلاش برای زنده ماندن، امید و حفظ معنا در شرایطی غیرانسانی تمرکز دارد. سُلاف فواخرجی در نقش ضحی، ستون احساسی و دراماتیک فیلم است و در کنار او، گروهی از بازیگران کودک از کشور‌های مختلف از جمله ایران، سوریه و لبنان حضور دارند؛ انتخابی که به باورپذیری و لحن بین‌المللی اثر کمک کرده است. از نظر تولید، «سرزمین فرشته‌ها» پروژه‌ای پرچالش محسوب می‌شود: بازسازی دکور گسترده‌ای از غزه در اطراف فرودگاه امام و هشتگرد، طراحی صحنه‌ای دقیق و مدیریت صحنه‌های انفجار که حتی به هماهنگی با برج مراقبت فرودگاه انجامیده، نشان‌دهنده مقیاس و ریسک بالای کار است. در عین حال، فیلم بی‌نقص نیست. زمان نسبتاً طولانی اثر و تکرار برخی موقعیت‌های دراماتیک می‌تواند ریتم روایت را در بخش‌هایی کُند کند. با این حال، این ضعف‌ها در برابر نقطه قوت اصلی فیلم یعنی مضمون انسانی، شاعرانه و غیرشعاری آن کم‌رنگ می‌شود. «سرزمین فرشته‌ها» به موضوعی می‌پردازد که فارغ از زبان و جغرافیا، با هر مخاطبی در جهان امکان ارتباط برقرار می‌کند.

«سرزمین فرشته ها»، معنا زیر آسمان سخت

مادرانگی در فروپاشی انسانیت

«سرزمین فرشته‌ها» بیش از آن‌که فیلمی درباره جنگ باشد، فیلمی درباره زیستن در دل جنگ است؛ و این زیستن، با انتخابی درست از منظر کودکان روایت می‌شود. خواجه‌پاشا به‌جای آن‌که جهنم جنگ را با تصویر‌های خشن و مستقیم نمایش دهد، آن را از خلال جهان ذهنی کودکانی نشان می‌دهد که هنوز کودکی‌شان آن‌قدر قربانی کثافت جنگ نشده که بازی نکنند، رویا نداشته باشند، خیال نبافند و شاد نباشند. همین انتخاب فرمی، مهم‌ترین نقطه تمایز فیلم است و انسانیت در مرکز قاب می‌نشیند. در این میان، شخصیت «ضحی» نه صرفاً یک معلم، که تجسم مادرانگی در وضعیت فروپاشیده است. زنی که پس از فقدان خانواده‌اش، به جای فرو رفتن در سوگ، مادری را به کنشی پراز مسئولیت در قبال جامعه تبدیل می‌کند. بازی سُلاف فواخرجی در این نقش، کنترل‌شده، درونی و به‌دور از اغراق است؛ او احساسات را فریاد نمی‌زند، بلکه اجازه می‌دهد در سکوت، نگاه و مکث شکل بگیرند. همین رویکرد، به لحن کلی فیلم هم تسری پیدا می‌کند. فیلم لحظاتی مخاطب را می‌خنداند؛ گاهی در دل یک موقعیت تلخ احساسات دیگر مخاطب را درگیر می‌کند؛ اما اصراری بر این‌که به‌زور از مخاطب اشک بگیرد ندارند. از منظر سینمایی طراحی صحنه و دکور بازسازی‌شده غزه یکی از ستون‌های اصلی فیلم است؛ فضایی که هم واقع‌گراست و هم ظرفیت شاعرانه دارد. دوربین تصویر قاب‌بندی‌های حساب‌شده، جهان بهت‌زده و معلق کودکان را بازتاب می‌دهد و موسیقی، بدون تحمیل احساس، همراه موقعیت‌ها حرکت می‌کند. مجموع این عناصر یعنی فرم منسجم، بازی‌های باورپذیر کودکان، شخصیت‌پردازی دقیق و مضمونی انسانی باعث شده «سرزمین فرشته‌ها» فیلمی استاندارد و خوش‌ساخت از کار دربیاید؛ اثری که نه بر شانه شعار، بلکه بر ستون حس و معنا ایستاده است.

«سرزمین فرشته ها»، معنا زیر آسمان سخت

روایت نادیده‌ها در سرزمین زیتون

مجید حسین‌زاده| ‍ در یک سال گذشته، هزاران خبر، ویدئو و تصویر تلخ درباره فجایع انسانی در غزه پربازدید شده‌اند و توجهات را به خودشان جلب کردند؛ بمباران بیمارستان، آوار خانه‌ها، ضجه کودکان و زنان، نبود غذا، کمبود امکانات بهداشتی و .... اما حقیقت این است که ما فقط دیده‌ایم، نه این‌که زیسته باشیم. البته فقط و فقط بخشی از آن مصیبت‌ها را دیده‌ایم و قاب‌های بیشتری را نه دیده‌ایم و نه می‌توانم درک کنیم. اما پشت هر تصویر، هزاران قصه نادیده مانده که نباید بی‌توجه از کنارشان عبور کنیم؛ قصه‌هایی که «سرزمین فرشته‌ها» تلاش کرد تا بخشی از آنها را به تصویر بکشد و انصافا به خوبی از پس این مسئولیت سنگین برآمد. ما شاید بار‌ها صدا‌های انفجار و تصاویر گریه زنان و کودکان بی‌گناه در ویرانه‌های غزه بعد از حملات رژیم‌صهیونیستی را شنیده‌ایم، اما صدای فرو ریختن رویاهای‌شان را نه. این فیلم، همان صداست؛ صدای کودکانی که شاید بمیرند، اما رویاهایشان هرگز. رویا‌هایی که زیر آوار هم زنده می‌مانند و روزی، دوباره جهان را خواهند ساخت. «سرزمین فرشته‌ها» روایت جنگ نیست؛ روایت ایستادن است. ایستادن زنی معلم، در دل غزه، زیر آسمانی که هر لحظه می‌ریزد، اما او قهرمانانه و صبور، به فردا می‌اندیشید و خودش را وقت امید می‌کند.

«سرزمین فرشته ها»، معنا زیر آسمان سخت

منبع: خراسان-صابری

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر