کد مطلب: ۱۰۹۹۰۹۱
|
|
۰۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۹

نصری: منفعت روبیو در جنگ با ایران است

نصری: منفعت روبیو در جنگ با ایران است
مارکو روبیو مسئول سمتی است که اساسا برای دستیابی به توافق با ایران طراحی شده، اما او تمام دوران سیاسی خود را صرف این کرده که استدلال کند هیچ توافقی با ایران ممکن نیست. این صرفا یک تناقض نیست؛ بلکه تعارض منافع در بالاترین سطح دستگاه دیپلماسی آمریکا است.

به گزارش مجله خبری نگار، رضا نصری، حقوقدان بین الملل نوشت:

مارکو روبیو مسئول سمتی است که اساسا برای دستیابی به توافق با ایران طراحی شده، اما او تمام دوران سیاسی خود را صرف این کرده که استدلال کند هیچ توافقی با ایران ممکن نیست. این صرفا یک تناقض نیست؛ بلکه تعارض منافع در بالاترین سطح دستگاه دیپلماسی آمریکا است.

او همزمان سمت دومی هم دارد. از ماه می ۲۰۲۵، روبیو علاوه بر وزارت خارجه، به عنوان مشاور موقت امنیت ملی هم فعالیت می‌کند. اگر وجود چنین تعارض منافعی در راس دستگاه دیپلماسی یک مشکل باشد، حضور همان تعارض در جایگاهی که فرآیند تصمیم‌گیری امنیت ملی رئیس جمهور را هدایت می‌کند، مشکل بزرگتری است.

 کارنامه او هیچ ابهامی ندارد. روبیو با برجام مخالفت کرد، هویت سیاست خارجی خود را بر پایه سیاست فشار حداکثری بنا نهاد و همواره دولت ایران را با ادبیاتی توصیف کرده که اساسا هرگونه مصالحه را ناممکن جلوه می‌دهد.

سوابق مالی او هم همین مسیر را نشان می‌دهد. در چرخه مالی سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، Pro-Israel America PAC بزرگترین حامی مالی او بود و برآورد‌ها نشان می‌دهد که در طول دوران حضورش در سنا، بیش از یک میلیون دلار از گروه‌های حامی اسرائیل دریافت کرده؛ رقمی که او را در زمره نمایندگانی با بیشترین حمایت مالی این لابی قرار می‌دهد.

ساختار انگیزه‌ها هم کاملا روشن است. جی‌دی ونس رهبری تیم آمریکایی در مذاکرات ایران را برعهده دارد. او به همراه استیو ویتکاف و جرد کوشنر، یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن را مذاکره کرد و ترامپ را برای امضای آن تحت فشار قرار داد؛ در حالی که روبیو، جان راتکلیف و پیت هگست از مخالفان آن بودند.

هر دو، نامزد‌های بالقوه حزب جمهوری‌خواه برای انتخابات ۲۰۲۸ به شمار می‌روند. یکی از مقامات آمریکایی به آکسیوس گفت: «روبیو عمدا در صندلی جلو ننشست و منتظر ماند ببیند آیا ونس خودش را نابود می‌کند یا نه.»

این همان ساختار ماجراست. اگر یادداشت تفاهم پابرجا بماند یا به توافق نهایی منجر شود، اعتبار آن به نام معاون رئیسی ثبت خواهد شد که آشکارا از عملکرد اسرائیل انتقاد کرده و نسبت به جنگ‌های بی‌پایان بدبین است.

اما اگر توافق فروبپاشد، ونس مسئول شکست شناخته می‌شود، روبیو خود را محق جلوه می‌دهد و ائتلافی که پانزده سال از او حمایت مالی کرده، نامزد مطلوب خود را به دست خواهد آورد.

 بنابراین، منفعت روبیو رسیدن به توافق بهتر نیست؛ منفعت او این است که هیچ توافقی شکل نگیرد. در واقع، منفعت او جنگ است.

 رفتار او هم دقیقا با این منافع همخوانی دارد. در سفر خود به کشور‌های حوزه خلیج فارس، زمانی که مذاکرات هنوز جریان داشت، از همتایان منطقه‌ای خواست فشار بر تهران را افزایش دهند.

همین هفته هم در مانیل اعلام کرد که واشنگتن آماده مذاکره است، اما همزمان تهران را به جدی نبودن متهم کرد؛ همان فرمولی که ظاهر دیپلماسی را حفظ می‌کند، اما از پیش مسئولیت شکست مذاکرات را بر گردن ایران می‌اندازد.

 و این همان جنگی است که او در پی آن است. ترامپ دو بار با وعده پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان و آغاز نکردن هیچ جنگ جدیدی انتخاب شد.

اما مسیری که مارکو روبیو او را به سمت آن هدایت می‌کند، دقیقا همان چیزی است که آن وعده‌ها علیه آن داده شده بود: یک کارزار نظامی بی‌پایان، بدون هدف مشخص، بدون راه خروج و بدون چشم‌اندازی برای پایان یافتن پیش از ژانویه ۲۰۲۹.

در چنین شرایطی، تمام ماه‌های باقی مانده از ریاست جمهوری ترامپ صرف ایران خواهد شد.

رئیس‌جمهوری که با شعار رئیس‌جمهور صلح به قدرت رسید، ممکن است در پایان دوران خود به عنوان آغازگر یک جنگ بی‌پایان دیگر شناخته شود؛ جنگی که وزیر خارجه‌ای، که در نهایت خواهان جایگاه او هم هست، او را به سوی آن سوق داده است.

در نهایت، روبیو از دو منصب همزمان برای محدود کردن فضای دیپلماسی استفاده می‌کند؛ آن هم در خدمت رقابت برای نامزدی انتخابات و تامین منافع حامیان مالی‌اش، در حالی که مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینه آن را می‌پردازند و مردم منطقه پیامد‌های آن را تحمل می‌کنند.

نصری: منفعت روبیو در جنگ با ایران است

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر