کد مطلب: ۱۰۷۷۰۸۰
|
|
۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۴

باخت چهل دزد از بغداد

باخت چهل دزد از بغداد
مقاومت عراق چطور در «جنگ رمضان» جلوی ترامپ ایستاد

به گزارش مجله خبری نگار، ایران پیش از جنگ رمضان، هشدار داده بود هرگونه حمله به خود چه در مقیاس کوچک و چه در مقیاس بزرگ را با نوع جدیدی از حملات پاسخ می‌دهد. تهران ابتدا تأکید کرد هرگونه حمله با «جنگ فراگیر» روبه‌رو خواهد شد و سپس شکل‌گیری «جنگ منطقه‌ای» را به آن افزود. جنگ فراگیر به این معنا بود که ایران دست به تهاجمی همه‌جانبه به پایگاه‌ها و تأسیسات مرتبط با آمریکا در منطقه می‌زند؛ اما جنگ منطقه‌ای به این معنی بود که گروه‌های مقاومت به نبرد می‌پیوندند. هر دو این هشدار‌ها به وقوع پیوستند و غرب آسیا دچار جنگی تمام‌عیار و منطقه‌ای شد. اگر ستون جنگ تمام ایران، بخش موشکی نیرو‌های مسلح و در هسته آن نیروی هوافضا بود، در قلب جنگ منطقه‌ای، مقاومت عراق قرار داشت.

مقاومت یمن به‌صورت رزرو باقی ماند و در اواخر جنگ تحرکاتی از خود نشان داد و مقاومت لبنان هرچند موقعیت مهمی در مبارزه با رژیم صهیونیستی داشت، محدوده آتش‌باری آن جغرافیایی کوچک بود. مقاومت عراق، اما در حملات به پایگاه‌های آمریکا در عراق، سوریه، اردن، کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر و امارات نقش‌آفرینی کرد تا پایگاه‌های بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در ۸ کشور زیر آتش آن قرار گیرند. ایران خود نیز به پایگاه‌های آمریکا در خاک این کشور‌ها حمله می‌کرد؛ اما سهم عراقی‌ها کم نبود؛ طبق آنچه پس از جنگ «روزنامه وال‌استریت ژورنال» گزارش کرد، حدود نیمی از حملات انجام‌شده علیه عربستان از خاک عراق صورت گرفتند. باتوجه‌به اغراض سیاسی و تبلیغاتی نمی‌توان به طور کامل به چنین گزارش‌هایی اتکا کرد، اما حجم نفرات و سلاح‌های موجود در عراق به همراه وجود سوابق این حملات در سال‌های گذشته، توان حملاتی در این حجم را به گروه‌های مقاومتی عراقی می‌دهد. این گروه‌ها نقش مهمی در جنگ داشتند و به همین دلیل، آمریکا پس از جنگ به سمت آسیب‌زدن به آنها حرکت کرده است. یکی از نقاط عطف جنگ، حمله به دو سوخت‌رسان آمریکایی در غرب عراق بود که منجر به سرنگونی یک فروند و آسیب به پرنده دیگر شد. مرگ ۶ سرنشین سوختگیر ساقط شده تقریباً نیمی از تلفات آمریکا در جنگ هستند.

محیط‌های اثرگذاری مقاومت عراق

مقاومت عراق در طول جنگ بر چند محیط اثرگذاری‌های مهمی داشت که باعث شد دشمن از اجرایی‌کردن تمام اجزای نقشه خود ناتوان شود.

۱- محیط داخلی عراق

منظور از محیط داخلی عراق، باتوجه‌به خودمختاری اقلیم کردستان عراق و فضای متفاوت مناطق غربی، بیشتر مناطق مرکزی و جنوب است. این مناطق محل اصلی تمرکز مقاومت‌اند. اهمیت این منطقه، وجود چاه‌های نفت و قرارداشتن بغداد به‌عنوان پایتخت و مرکز قدرت سیاسی و ساختاری در آن است. یکی از سناریو‌های حداکثری در صورت اقدامات کلان آمریکا علیه ایران، تصرف تمامی نقاط مهم و حساس استقرار واشنگتن در خاک عراق است. سفارت آمریکا در بغداد و پایگاه‌های این کشور در صورت آتش‌باری راکتی و پهپادی مقاومت و حمله زمینی آسیب‌پذیری‌های زیادی داشته و در نهایت سقوط می‌کنند. مقاومت عراق در جنگ رمضان، این سناریو را به طور کامل اجرا نکرد، اما حملاتی به بخش‌های نظامی سفارت آمریکا در بغداد داشت. چنین حملاتی صرفاً برای اعمال فشار بر آمریکا نبودند؛ بلکه دلایل عملیاتی داشتند. واشنگتن از طریق نقاط استقرار خود در عراق، از جمله محوطه‌های سفارت و فرودگاه، اقدام به پرتاب موشک به خاک ایران می‌کرد. تهدید موقعیت‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا در عراق، از جمله سفارت و تأسیسات نفتی متعلق به شرکت‌های نفتی آمریکایی، نقش مهمی در مهار واشنگتن داشت. میزان اثرگذاری و توانایی مقاومت عراق را از دو نوع رفتار آمریکا می‌توان دریافت؛ نخست آنکه واشنگتن در حین جنگ با وجود تکاپو و فعالیت شدید مقاومت عراق، آن را تحریک نکرد، زیرا می‌دانست بهانه دادن به مقاومت جهت ورود بیشتر به جنگ، چه تبعاتی برایش دارد. دومین مسئله، به تمرکز آمریکا بر مقاومت عراق با ابزار‌های سیاسی و اقتصادی پس از پایان جنگ است به‌گونه‌ای که واشنگتن اعلام کرد هر گزینه‌ای را در مقام نخست‌وزیری نمی‌پذیرد و بعد از آن نیز به نخست‌وزیر هشدار داد نباید هیچ سهمی از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی را به گروه‌های مقاومت بدهد.

۲- اقلیم کردستان عراق

مقاومت عراق با استقرار در جنوب اقلیم کردستان، نقش مهمی در مهار گروه‌های تروریستی مستقر در این منطقه داشت. یکی از ستون‌های طراحی جنگی دشمن، هجوم هزاران تروریست مسلح از سمت اقلیم کردستان به مرز‌های غربی کشور بود. این طراحی برای دشمن تا آنجا مهم بود که ترامپ بار‌ها به نقض عهد تروریست‌ها اشاره کرده و تأکید داشت آنها از آمریکا اسلحه گرفتند؛ اما از به‌کارگیری‌اش خودداری کردند. اگر این تروریست‌ها به مرز‌های غربی ایران حمله می‌کردند، علاوه بر مقابله‌ای که تهران با آنها انجام می‌داد و از سمت مرز‌های شرقی اقلیم کردستان وارد این منطقه می‌شد، مقاومت عراق از جنوب به سمت اقلیم کردستان تهاجم می‌کرد. این ورود تنها تبعات نظامی نداشت. اگر حکومت اقلیم و احزاب حاکم بر آن ادعا می‌کردند نقشی در فعالیت تروریست‌ها ندارند که این امر قابل‌قبول نبود، صرف ورود مقاومت به اقلیم باعث کنترل قسمت‌هایی از آن توسط بغداد می‌شد؛ چه اینکه پس از هرگونه درگیری، مقاومت و نیرو‌های مسلح دولت مرکزی در منطقه باقی می‌مانند تا دیگر این مناطق به منشأ تهدید برای همسایگان تبدیل نشود. هراس تروریست‌ها از گیرافتادن بین تهاجم هم‌زمان ایران و مقاومت عراق، نگرانی سرمایه‌گذاران بین‌المللی در اقلیم کردستان که در میادین انرژی آن حضور دارند به همراه هراس شدید احزاب حاکم، مانع از این تحرک شد.

۳- سوریه

ارتش رژیم صهیونیستی بدون حملات و پشتیبانی هوایی، توان رزمی اندکی دارد. در جنگ، جنگنده‌های رژیم صهیونیستی بر بمباران ایران متمرکز بودند و صهیونیست‌ها توان زیادی برای مقابله با حملات لبنان نداشتند. براین‌اساس، یکی از راه‌های دشمن برای مهار مقاومت لبنان، استفاده از تروریست‌های همراه با جولانی بود تا هم‌زمان با مبارزه مقاومت با رژیم در جنوب، نیرو‌های جولانی از سمت شرق به لبنان هجوم ببرند. مقاومت جولانی را تهدید کرد در صورت مبادرت به چنین خیانتی، ضمن آغاز حملات موشکی و پهپادی ایران به مواضع تروریست‌های سوری، مقاومت عراق از مسیر زمینی و شرق سوریه به این کشور حمله می‌کند.

۴- خلیج‌فارس با تمرکز بر کویت و عربستان سعودی

عراق برای حمله به کویت و عربستان و حتی بحرین و امارات موقعیت و وضعیت مناسبی نسبت به ایران داشت. حمله از سمت عراق، هم‌زمان با حملات از سمت ایران، باعث دشوارتر شدن مقابله پدافند دشمن می‌شد و ازسوی‌دیگر، آمریکا نمی‌توانست هم‌زمان با جست‌و‌جو در ایران برای یافتن پرتابگر‌های موشکی، در گسترده عراق نیز دست به چنین کاری بزند؛ زیرا به هواگرد‌های زیادی نیاز بود.

مقاومت عراق

مقاومت عراق از نظر وجود نیرو‌های انبوه، سلاح‌های نیمه‌سنگین و ساختار، دارای سه بخش دولتی، غیردولتی و عشایری است. تعداد نیرو‌ها و تجهیزات هر سه بخش بسیار بالاست.

۱- مقاومت دولتی

حشدالشعبی به‌عنوان بسیج مردمی عراق، تحت‌تأثیر حضور گروه‌های مقاومتی است. از نظر عمومی، تمام گروه‌های حاضر در آن اهل مبارزه‌اند و این مسئله را در نبرد با داعش نشان دادند، اما همه آنها جزئی از محور مقاومت به معنای خاص به شمار نمی‌روند. گروه سرایاالسلام وابسته به مقتدی صدر و برخی از تیپ‌های وابسته به مدیریت عتبات‌عالیات، تعدادی از مبارزان اهل‌سنت و مسیحی، جزء این بخش هستند. بخش اصلی حشد را گروه‌های نزدیک به محور مقاومت تشکیل می‌دهند. تعدادی از گروه‌های مقاومتی، تمام نیرو‌های خود را وارد حشدالشعبی کرده و بعضی نیرو‌های خود را تقسیم کرده و علاوه بر حضور در حشدالشعبی، به شکل جداگانه‌ای نیز دارای یگان نظامی هستند.

۲- مقاومت غیردولتی

هرچند حشدالشعبی تشکیل شد و گروه‌های مقاومت در آن جای گرفتند؛ اما تعدادی از گروه‌ها هیچ‌گاه جزئی از این سازمان نشدند.

۳- مقاومت عشایری

در کنار گروه‌های مسلح با دیدگاه‌های ایدئولوژیک، می‌توان بخش سومی برای مقاومت عراق قائل شد که همان نیروی عشایر مسلح شیعه است. میان این سه بخش همپوشانی‌هایی وجود دارد، اما بخش‌های غیرهم‌پوشان نیز قابل‌توجه‌اند.

عراق در قیاس با دیگر کشور‌های مقاومت

نسبت به فلسطین، لبنان و یمن، عراق جمعیت بیشتری داشته و شهر‌های حساس آن در اختیار شیعیان قرار دارند. ازسوی‌دیگر موقعیت مالی آن بهتر است. عراقی‌ها علاوه بر این مزیت‌ها، دارای مرز مشترک با ایران بوده و دسترسی سریع و آسان‌تری به سلاح‌های ایرانی دارند. براین‌اساس انبوهی از موشک‌های بالستیک و کروز به همراه پهپاد‌های انتحاری در آن ذخیره شده‌اند.

توان آتش مقاومت

ایران برای پرتاب موشک و پهپاد به سمت دشمن دشواری‌هایی داشت. ایران به دلیل فاصله زیاد، موشک‌ها و پهپاد‌های بزرگ‌تری به سمت دشمن پرتاب می‌کرد. فاصله زیاد و ابعاد بزرگ‌تر، باعث شناسایی آسان‌تر این پرتابه‌ها توسط دشمن می‌شد، در نتیجه برای غلبه بر پدافند نیاز به شلیک‌های متعدد وجود داشت. شلیک‌های متعدد و هم‌زمان، درحالی‌که دشمن در جست‌وجویی نابودی پرتابگر‌ها بود، ضمن آسیب به قدرت شلیک، باعث کاسته‌شدن از ذخایر تسلیحاتی کشور می‌شد. در مقابل گروه‌های مقاومت عراق برای حمله به پایگاه‌های آمریکا در داخل خاک عراق و در سوریه، اردن، کویت و عربستان به دلیل فاصله نزدیک به سلاح‌های کوتاه‌برد و کوچک‌تری نیاز داشتند. همچنین این فاصله کم و ابعاد کوچک پهپاد‌ها و موشک‌ها باعث دشواری دشمن در رهگیری می‌شد، پس روش شلیک موجی برای اشباع سامانه‌های دشمن چندان ضروری نبود. ازسوی‌دیگر ایران باید به سمت رژیم صهیونیستی موشک و پهپاد پرتاب می‌کرد که حداقل فاصله مرز تا مرز با آن، یک هزار کیلومتر بود. فشار شدید به شهر‌های موشکی ایران بر اثر بمباران‌های مداوم دشمن، شلیک‌های پرتعداد موشک‌های عظیم‌الجثه میان‌برد و آلوده بودن آسمان، تهران را در وضعیت دشواری قرار می‌داد؛ اما ورود مقاومت عراق، از میزان این دشواری کاست.

اهرم اقتصادی و ژئوپلیتیکی

مقاومت عراق در صورت لزوم می‌توانست با تصرف میادین انرژی این کشور به همراه میادین انرژی دولت‌های کویت و عربستان سعودی، به‌سرعت تولید نفت آنها را برای فشار به بازار‌های جهانی متوقف کند. این اقدام علاوه بر ضربه به انرژی، بازار‌های مبادلات مالی مستقر در حاشیه جنوبی خلیج‌فارس را به محاق می‌برد. مقاومت در صورت لزوم، با تهاجم و پاک‌سازی کویت و عربستان، می‌توانست در کنار یمن کار سعودی را یکسره کند. تهاجم یمن از جنوب برای دستیابی به حجاز و تهاجم عراق از شمال برای دستیابی به نجد، ضمن تمام‌کردن کار سعودی، مقاومت را در جنوب فلسطین اشغالی به موقعیت مناسبی می‌رساند. در کنار مزیت‌های سلبی مقاومت عراق، این گروه دست به حمایت‌های اقتصادی از مقاومت زده است. حفظ روابط تجاری با ایران، ارسال محموله‌های سوخت برای لبنان که ارزش آن به دو میلیارد دلار می‌رسد و ایفای نقش پل پروازی میان مقاومت و بیروت، از جمله این فعالیت‌ها هستند.

منبع: فرهیختگان-سیدمهدی طالبی، پژوهشگر حوزه بین‌الملل

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر