کد مطلب: ۱۰۶۰۹۹۲
|
|
۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۹

هنر آرتتا؛ لذت تاخت زدن زیبایی با قهرمانی

هنر آرتتا؛ لذت تاخت زدن زیبایی با قهرمانی
گاهی در فوتبال، مسیر رسیدن به قله از خود قله مهم‌تر است؛ مسیری که پر از تردید، فشار، شکست‌های نزدیک و لحظاتی است که یک مربی باید تصمیم بگیرد ادامه بدهد یا تسلیم شود.

به گزارش مجله خبری نگار، گاهی در فوتبال، مسیر رسیدن به قله از خود قله مهم‌تر است؛ مسیری که پر از تردید، فشار، شکست‌های نزدیک و لحظاتی است که یک مربی باید تصمیم بگیرد ادامه بدهد یا تسلیم شود. فصل ۲۰۲۵–۲۶ برای میکل آرتتا دقیقاً چنین مسیری بود؛ مسیری که او را از مربی‌ای زیر سؤال، به قهرمان لیگ برتر و یکی از مهم‌ترین چهره‌های فصل تبدیل کرد. این قهرمانی فقط یک جام نبود؛ نقطه پایانی بر پنج سال جنگیدن، ساختن، تحمل کردن و ایستادن بود.

آرتتا فصل را با فشاری آغاز کرد که کمتر مربی‌ای در فوتبال انگلیس تجربه کرده است. پنج سال بدون جام، هزینه‌های سنگین، انتظارات هواداران، و خاطره تلخ از دست رفتن قهرمانی در فصل‌های قبل، همه روی شانه‌های او سنگینی می‌کرد. بسیاری معتقد بودند اگر این فصل هم بدون جام تمام شود، دوران او در آرسنال به پایان می‌رسد. اما آرتتا برخلاف تصور عموم، نه‌تنها عقب‌نشینی نکرد، بلکه تیمی ساخت که شاید زیبا بازی نمی‌کرد، اما بی‌رحمانه نتیجه می‌گرفت.

آرسنال این فصل فوتبال چشم‌نواز ارائه نداد؛ اما فوتبال کارآمد، منظم و حساب‌شده‌ای داشت. تیمی که در لحظات سخت، با وقت‌کشی، مدیریت بازی و استفاده از ضربات ایستگاهی، امتیاز‌های حیاتی جمع کرد. بسیاری این سبک را «زشت» توصیف کردند، اما حقیقت این است که فوتبال مدرن دیگر فقط درباره زیبایی نیست؛ درباره بقا، رقابت و برنده شدن است. آرتتا این واقعیت را بهتر از هر مربی دیگری فهمید و تیمش را بر اساس همین منطق ساخت.

نماد این فصل، پیروزی یک بر صفر مقابل برنلی بود؛ مسابقه‌ای که در آن، داوید رایا و لئاندرو تروسار در دقایق پایانی با شبیه‌سازی مصدومیت زمان را کشتند و گل پیروزی هم از یک ضربه کرنر به دست آمد. این بازی شاید زیبا نبود، اما نشان داد آرسنال یاد گرفته چگونه در سخت‌ترین شرایط هم برنده شود. این همان چیزی بود که سال‌ها کم داشت؛ همان چیزی که تیم‌های قهرمان را از تیم‌های خوب جدا می‌کند.

اما قهرمانی آرسنال فقط نتیجه تاکتیک‌های آرتتا نبود؛ نتیجه تغییر ذهنیتی بود که او طی پنج سال در باشگاه ایجاد کرد. آرسنال سال‌ها تیمی بود که در لحظات حساس فرو می‌ریخت. اما این فصل، در همان ماه آوریل که همیشه کابوس این تیم بود، آرسنال ایستاد، جنگید و عقب نکشید. این تغییر ذهنیت، نتیجه مستقیم کار مربی بود؛ مربی‌ای که فرهنگ جدیدی در باشگاه ساخت، فرهنگی که بر پایه سخت‌کوشی، تمرکز و باور شکل گرفته بود.

آرتتا در این فصل نشان داد که می‌تواند تیمش را از نظر ذهنی به سطحی برساند که در لحظات فشار، فرو نریزد. او یاد گرفته بود که فوتبال مدرن فقط با مالکیت و پاس‌کاری زیبا به دست نمی‌آید؛ گاهی باید زشت برد، گاهی باید زمان کشت، گاهی باید بازی را کُشت تا سه امتیاز را گرفت. این همان بلوغی بود که آرسنال سال‌ها نداشت.

حتی تیری آنری، اسطوره باشگاه، که همیشه منتقد سبک بازی آرتتا بود، این‌بار اعتراف کرد که نتیجه مهم‌تر از زیبایی است. او گفت شاید این فوتبال مورد علاقه‌اش نباشد، اما نمی‌توان انکار کرد که آرتتا تیمی ساخته که می‌داند چگونه قهرمان شود.

قهرمانی آرسنال پس از ۲۲ سال، فقط یک جام نبود؛ نقطه پایانی بر سال‌ها تمسخر، تردید و فشار بود. آرتتا تیمی را که زمانی «متخصص در ناکامی» نامیده می‌شد، به بهترین تیم انگلستان تبدیل کرد؛ و حالا، با رسیدن به فینال لیگ قهرمانان اروپا، حتی رؤیای یک دوگانه تاریخی هم در دسترس است.

این فصل برای آرتتا یک پیام روشن داشت:

گاهی لازم است مسیر طولانی، سخت و پرانتقاد را طی کنی تا به نقطه‌ای برسی که همه مجبور شوند به تو احترام بگذارند.

آرتتا این مسیر را رفت، ایستاد، جنگید و در نهایت، برنده شد.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر