کد مطلب: ۱۰۴۷۴۰۱
|
|
۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۵

امت مبعوث چگونه به قدرت تمدنی تبدیل شدند؟

امت مبعوث چگونه به قدرت تمدنی تبدیل شدند؟
تاریخ جمهوری اسلامی به یک معنا تاریخ انکار است! انکار مردمی که همواره به‌مثابه یک قدرت در متن جامعه زندگی می‌کردند، اما همیشه توسط دشمنان داخلی و خارجی نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفته می‌شدند.

به گزارش مجله خبری نگار، تاریخ جمهوری اسلامی به یک معنا تاریخ انکار است! انکار مردمی که همواره به‌مثابه یک قدرت در متن جامعه زندگی می‌کردند، اما همیشه توسط دشمنان داخلی و خارجی نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفته می‌شدند. راهپیمایی‌ها اغلب با تعابیری، چون حضور اتوبوسی به مانور سازمانی تقلیل داده می‌شد و تجمعات مناسبتی، غیرمردمی و اقلیتی فهم می‌شد. حتی حضور حماسی مردم در جنگ تحمیلی اول و دفاع تمام‌قدشان به‌عنوان یک پدیده نوستالژیک صورت‌بندی می‌شد که برای همیشه از دست رفته و اکنون دیگر بخشی از تاریخ است نه یک امکان زنده که قابلیت بازتولید دارد. عجیب‌تر آن‌که بخشی از متفکران هم‌سو با جمهوری اسلامی نیز خوانش‌هایی نزدیک به همین داشتند و آن ارتش چندمیلیونی بسیج را امر ازدست‌رفته‌ای می‌دیدند که حالا وجوه نمادینی از آن مانده است و انباشت نارضایتی‌ها باعث شده امکان تکرار نداشته باشد!

سید علی خامنه‌ای، اما نظام محاسبه دیگری داشت. او در جهان سنت‌های الهی زندگی می‌کرد و حساب و کتابش در آن نظام محاسبه می‌گفت بعثت مردم در پیش است. غیب‌گویی هم نمی‌کرد. به قول رهبر انقلاب این هنری بود که «در اثر صیقل خوردن روح بلندش در شدائد و امتحانات و ابتلائات و به‌خاطر صبر و استقامت در مسیر حق حاصل شده بود و قدرت پیش‌بینی حوادث دوردست را پیدا کرده بود؛ چون که اَلمُؤمِنُ ینْظُرُ بِنورِ الله...»

و جنگ تحمیلی سوم، تقابل دو نظام محاسبه بود. نظام محاسبه‌ای که آن‌قدر حقیقت قدرت مردم را انکار کرد که خودش هم باورش شد می‌تواند در غیاب این قدرت با یک عملیات سریع در مدت کوتاهی تمدن ایران را نابود کند و نظام محاسبه‌ای که به پشتوانه این مردم می‌گفت حاشا و کلاً... و آنچه امروز در خیابان‌های ایران می‌بینیم دست برنده این نظام محاسبه است. آنچه امروز در کشور به صحنه آمده یک حضور نمادین جمعی برای گرامی‌داشت امری یا پاسداشت خاطره‌ای نیست، بلکه ضلع مهمی از قدرت تمدنی ایران اسلامی است که توانست در توازن قدرت نقش ایفا کند و سرنوشت یک جنگ را تغییر دهد و چنان مؤثر افتاد که خشم بت استکبار را بر‌انگیخت و او را وادار کرد که هرچه هم‌قطاران آمریکایی‌اش از رؤیای آمریکایی رشته بودند را پنبه کند و دست از ژست مهوع حافظ حقوق بشر و منجی انسانیت‌بودن بکشد و چشم در چشم مردم بگوید می‌خواهد تمدنشان را نابود کند و آنها را به عصر حجر برگرداند!

او با این تهدید دو باخت سنگین را بر پیکره نیمه‌جان آمریکا تحمیل کرد. اول این که با دست‌گذاشتن روی دارای یک ملت آنها را به خروش انداخت و باعث شد آنها در قامت حافظان تمدنشان دست از جان شسته با بدن‌هایشان مقابل دارایی‌های تمدنی‌شان سپر انسانی تشکیل دهند و آنها را نفوذناپذیر کنند و دوم و مهم‌تر این‌که باعث شدند به تعبیر رهبر انقلاب «مستکبران عالم، نقاب‌های فریبنده و دروغین را از رخ برگرفته و چهره کریه و شیطانی قتل و ظلم، تجاوز و دروغ، تفرعن و کودک‌کشی و استبداد و فساد را به نمایش بگذارند.» در پس این رویارویی به قدرت مقاومت این مردم رؤیای بهشت آمریکایی که ضامن باور به ابرقدرت‌بودنش در جهان بود به‌تمامه بی‌معنا شد و افول تمدن‌ها از افول رؤیاهایشان آغاز می‌شود.

چنان‌که به اوج رسیدنشان از اوج‌گرفتن رؤیاهایشان تثبیت می‌شود. همین رؤیای زیبایی که این شب‌ها در اجتماعات به زیباترین شکل بر زبان ملت جاری می‌شود و آرام‌آرام دنیا را می‌گیرد: رؤیا یعنی... دوباره حسین... می‌آید خورشیدی از تبار حسین... کنار او می‌جنگیم... کنار حسین... زمین برمی‌گردد بر مدار حسین...

قدرت انسانی تمدن یک چنین سروشکلی دارد: ملتی که رؤیا دارند و در پای تحقق رؤیاهایشان از جان می‌گذرند و از لحظه‌ای که جانشان را دسته‌جمعی کف دست می‌گیرند ورق بازی می‌گردد و قدرت‌های اتمی در برابر قدرت معنوی‌شان زمین‌گیر می‌شوند. این حماسه باشکوه محصول یک حضور نمادین نیست. نماد نمی‌تواند بجنگد. این حقیقت زنده انسان مقاومت است که این‌چنین قدرت پیشروی دارد و تکنولوژی را هم جا می‌گذارد...، چون شما هرگز نمی‌توانید کسانی را بکشید که آمده‌اند در راه تحقق رؤیایشان جان بدهند...

منبع: فرهیختگان-فاطمه رایگانی، پژوهشگر

برچسب ها: ایران جامعه جنگ
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر