کد مطلب: ۱۰۴۱۰۹۲
|
|
۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۴

۵۴ شب ایستادگی در کردستان؛ مردمی که میدان را خالی نکردند

۵۴ شب ایستادگی در کردستان؛ مردمی که میدان را خالی نکردند
حضور ۵۴ شبه مردم کردستان در میادین، نشانه‌ای روشن از تداوم حمایت اجتماعی از انقلاب اسلامی است.

به گزارش مجله خبری نگار، شب، وقتی از نیمه می‌گذرد، شهر چهره واقعی‌تری از خود نشان می‌دهد. خیابان‌ها خلوت‌تر می‌شوند، صدا‌ها فروکش می‌کند و آنچه باقی می‌ماند، حقیقتی است که در روز کمتر دیده می‌شود. در همین سکوت شبانه، میدانی شکل می‌گیرد که نه صرفاً یک نقطه جغرافیایی، بلکه به نماد حضور و اراده مردم تبدیل می‌شود.

۵۴ شب، عدد کوچکی نیست. این عدد یعنی تداوم، یعنی خستگی‌ناپذیری، یعنی عبور از هیجان‌های مقطعی و رسیدن به یک باور عمیق. مردمی که هر شب به میدان آمدند، فقط برای حضور نیامدند؛ آنها آمده بودند تا بگویند هنوز در صحنه‌اند و از آنچه به آن باور دارند، عقب ننشسته‌اند.

در روز‌های نخست، شاید بسیاری تصور می‌کردند این حضور و تجمعات شبانه، چند شبی بیشتر دوام نیاورد. اما این‌بار، روایت متفاوت شد. شب‌ها یکی پس از دیگری گذشت، اما جمعیت نه‌تنها کم نشد، بلکه شکل منسجم‌تری به خود گرفت.

این میدان، به‌تدریج به یک فضای موضع‌گیری تبدیل شد. جایی که مردم، بدون دعوتی حضور پیدا می‌کنند و خشم و انزجار خود را از جنایات آمریکایی-صهیونی با شعار‌های انقلابی و کوبنده نشان می‌دهند. هر شب، شبیه شب قبل نبود. هر شب، روایتی تازه داشت.

از منظر اجتماعی، چنین حضوری را نمی‌توان صرفاً یک واکنش احساسی دانست. این یک کنش آگاهانه بود. مردمی که درگیر مشکلات معیشتی، فشار‌های اقتصادی و دغدغه‌های روزمره‌اند، اگر بخواهند ۵۴ شب پیاپی در میدان بمانند، حتماً دلیلی فراتر از هیجان دارند، کُرد‌ها سر وطن و خاکشان با هیچ کسی حرفی ندارند، مردمانی که جان می‌دهند، اما خاک نمی‌دهند.

در این میان، میدان به یک آیینه تبدیل شد؛ آیینه‌ای که هم حمایت را نشان می‌داد و هم دفاع را در خود داشت. این همان نقطه‌ای است که اهمیت این حضور را دوچندان می‌کند.

پنج‌شنبه شب؛ شب پنجاه‌وچهارم، حال‌وهوای میدان آزادی سنندج با شب‌های ابتدایی تفاوت محسوسی داشت. چهره‌های جدیدی آمده بودند و بعضی‌ها در ادامه شب‌های گذشته، حتی مشخص بود که این حضور برایشان تبدیل به یک عادت شده است.

در گوشه‌ای از میدان، چند جوان حلقه‌ای تشکیل داده بودند و درباره علت حضور خود صحبت می‌کردند. یکی از آنها می‌گفت: ما فقط برای دفاع نیامدیم؛ ما می‌خواهیم دنیا بداند که پای انقلابمان ایستاده‌ایم.

کمی آن‌طرف‌تر، مردی ایستاده، با صدایی آرام، اما قاطع گفت: ۵۴ شب یعنی ما جدی هستیم.

گفت‌و‌گو با یک زن جوان که همراه فرزندش به میدان آمده بود، لایه دیگری از این حضور را نشان می‌داد. او گفت: من برای آینده بچه‌ام آمده‌ام. دفاع از انقلاب یعنی دفاع از عدالت. اگر عدالت نباشد، این حضور‌ها هم کم‌کم بی‌معنا می‌شود.

در میان جمعیت، حضور نسل‌های مختلف به‌وضوح دیده می‌شد. از نوجوانانی که شاید اولین تجربه حضور اجتماعی‌شان بود، تا سالمندانی که با تکیه بر عصا آمده بودند. این تنوع، نشان می‌داد که میدان، فقط متعلق به یک قشر خاص نیست.

آنچه در میدان به‌چشم می‌آمد، صرفاً جمعیت مردمی نبود؛ بلکه مسئولان استانی نیز بودند. هر شب، برنامه‌های مشخصی برای سخنرانی‌های کوتاه ترتیب داده شده می‌شود.

نور چراغ‌های میدان، چهره‌ها را روشن کرده بود؛ چهره‌هایی که نشانی از عقب‌نشینی نداشت. بعضی‌ها روی لبه جدول‌ها نشسته بودند، برخی ایستاده، برخی در حال صحبت. اما یک چیز مشترک بود: ماندن.

در گوشه‌ای، چند نفر مشغول پخش چای بودند. یکی از آنها می‌گفت: «این کار کوچک ماست. وقتی مردم می‌مانند، ما هم باید سهمی داشته باشیم.» همین جزئیات کوچک، فضای میدان را انسانی‌تر کرده بود.

نکته قابل تأمل دیگر، حضور پررنگ گفت‌و‌گو‌ها بود. برخلاف تصور رایج، این میدان فقط محل شعار نبود. بسیاری از افراد، صریح و بی‌پرده به ما از مشکلات می‌گفتند؛ از گرانی، از بیکاری، اما تاکید داشتند وقتی صحبت خاک و ناموس مطرح باشد، دیگر اینها جایی ندارد، می‌مانیم تا آخرین قطره خون پای انقلابمان.m

یکی از جوانان در میان جمع، جمله‌ای گفت که شاید خلاصه‌ای از حال‌وهوای میدان باشد: ما آمده‌ایم که بگوییم هستیم تا پای جان.

۵۴ شب حضور مردم در میدان، صرفاً یک عدد یا یک اتفاق گذرا نیست؛ این یک پیام روشن است. پیامی که هم حمایت از انقلاب را در خود دارد و هم هشدار به دشمنان.

این حضور مردمی، امروز یک سرمایه اجتماعی است؛ سرمایه‌ای که به‌سادگی به‌دست نیامده و به‌سادگی هم از دست خواهد رفت.

این ۵۴ شب، آزمونی برای برخی‌ها هم بود؛ کسانی که به لطف نظام آبرو و مسئولیت گرفتند، اما در این ایام جنگ تحمیلی در برابر حمله متجاوزانه آمریکایی-صهیونی به خاک مقدس کشورمان، شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان نظامی و دانش‌آموزان مدرسه میناب کوچکترین واکنشی از خود نشان ندادند و مدت‌هاست خود را در سوراخ قایم کرده‌اند. آزمونی که نتیجه آن را، همین میدان تعیین خواهد کرد.

منبع: تسنیم
برچسب ها: کردستان مردم
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر