کد مطلب: ۱۰۳۹۷۲۵
|
|
۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۱

نقطه عدم قطعیت حداکثری

نقطه عدم قطعیت حداکثری
در آخرین ساعات آتش‌بس ابهامات زیادی در فضای سیاسی و نظامی وجود دارد

به گزارش مجله خبری نگار، توپ دیپلماسی مثل جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا گم شده است. در آستانه پایان آتش‌بس ۱۴ روزه هنوز مشخص نیست رئیس هیئت مذاکره‌کننده آمریکایی به اسلام‌آباد خواهد آمد یا خیر. در زمین ایران نیز صراحتاً اعلام شده تا زمانی که «محاصره نظامی» به‌عنوان یک اقدام جنگی و ناقض آتش‌بس ادامه داشته باشد، تهران دلیلی برای مذاکره و دستیابی به توافق پیدا نخواهد کرد.

بااین‌حال ایران دو کانون گردوغبار مهم را حوالی گفت‌و‌گو‌های اسلام‌آباد شناسایی کرده که افق دید ماشین دیپلماسی را کور کرده است. کانون اول در آب‌های عمان است. جایی که دزدان دریایی آمریکایی محاصره را تنگ‌تر کرده و امنیت آب‌های آزاد را به هم ریخته‌اند. کانون دوم، اما در آسمان و زمین منطقه، امنیت هیئت ایرانی را تهدید می‌کند و با توجه به الگوی رفتاری طرف آمریکایی در طول مذاکرات گذشته، تهران در کنار پایبندی به اصل دیپلماسی، کمترین اعتماد را هم نسبت به‌طرف مقابل ندارد. این دو محور باعث شده در این چند روز، مذاکره هم مثل میدان در وضعیت سکوت قرار گیرد. تا زمانی که صحنه از غبار و ابهام خالی شود، نمی‌توان صورت‌بندی قطعی از شرایط ارائه کرد، اما وضعیت فعلی نیازمند یک ارزیابی اولیه است تا مقدمه‌ای برای نتایج قطعی پیش‌رو باشد.

محاصره هم در دریا تمام شود، هم در تروث

ماجرای محاصره دریایی ایران از جایی شروع شد که مذاکرات فشرده در اسلام‌آباد، در روز یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۵، بدون دستیابی به هیچ توافقی پایان یافت. بلافاصله پس از شکست آمریکا در این گفت‌وگوها، دولت آن کشور اعلام کرد برای تحت‌فشار قرار دادن ایران، محاصره دریایی را آغاز می‌کند.

روز دوشنبه ۲۴ فروردین، ارتش ایالات متحده رسماً اعلام کرد این محاصره از ساعت ۵ عصر به‌وقت تهران اجرایی می‌شود. طبق اعلام سنتکام، این طرح تمامی خطوط ساحلی ایران در خلیج‌فارس و دریای عمان را دربر می‌گرفت و هدف آن کشتی‌هایی بود که به مقصد بنادر ایران حرکت می‌کردند یا از آنجا خارج می‌شدند. در این میان، دونالد ترامپ هشدار داد هرگونه حرکت قایق‌های تندرو برای مقابله با این طرح، با واکنش نظامی روبه‌رو خواهد شد.

درحالی‌که کاخ سفید مصرانه بر اجرای این محاصره تأکید می‌کرد، در داخل واشنگتن ناهماهنگی‌هایی دیده می‌شد؛ به‌طوری که وقتی خبرنگاران برای دانستن جزئیات عملیاتی محاصره به پنتاگون مراجعه کردند، مقامات نظامی آنها را دوباره به کاخ سفید ارجاع دادند. بااین‌حال، دزدان دریایی سنتکام در دریا مستقر شدند و اعلام کردند کشتی‌های تمامی کشور‌ها را که به سمت ایران می‌روند، رهگیری یا متوقف می‌کنند. طی این محاصره دریایی، سایت‌های ردیابی کشتی‌ها طی گزارش‌های مختلف اعلام کردند کشتی‌های مرتبط با ایران از محاصره ادعایی آمریکا عبور و به سمت ایران حرکت کرده‌اند یا از مبدأ ایران به مقصد بنادر خارجی عبور کرده‌اند. جدی‌ترین برخورد ۳۱ فروردین اتفاق افتاد؛ جایی که ایالات متحده اعلام کرد یک کشتی باری ایرانی به نام «توسکا» را در دریای عمان توقیف کرده است. نیرو‌های آمریکایی با شلیک به موتور کشتی، آن را متوقف کردند و به آن یورش بردند.

ایران در مقابل، این اقدامات را «دزدی دریایی» و غیرقانونی خواند. ارتش کشورمان در بیانیه‌ای رسمی هشدار داد اگر امنیت بنادر ایران تهدید شود، هیچ بندر دیگری در خلیج‌فارس و دریای عمان امنیت نخواهد داشت، همچنین ایران تأکید کرد ورود کشتی‌های نظامی به نزدیکی تنگه هرمز را به معنای نقض آتش‌بس تلقی کرده و به آن پاسخ مقتضی خواهد داد. در این مدت، عبور و مرور از تنگه هرمز همچنان تحت کنترل و نظارت ایران باقی ماند. بااین‌حال ایران چندین بار اعلام کرده لازمه ازسرگیری مذاکرات، این است که دزدان دریایی آمریکا از منطقه خارج شوند و امنیت به مسیر‌های عبور و مرور دریایی بازگردد. تهران با فعال‌کردن اهرم بازدارندگی غیرهسته‌ای یعنی تنگه هرمز، معتقد است آمریکا با آزمودن ژئوپلیتیک ایران و شکست سنگین در این آزمون، دیگر اعتباری برای گنده‌گویی ندارد؛ ازاین‌جهت، نشانه‌های رفع محاصره باید هم در دریا دیده شود و هم در صفحات اجتماعی ترامپ.

میانجی‌گر: محاصره مانع گفت‌و‌گو است

آمریکا طبق روال همیشگی خود، از مذاکره برای به توافق نرسیدن و امتیاز گرفتن از طرف مقابل استفاده می‌کند. راهبردی که ایران قصد دارد در مذاکرات احتمالی پیش‌رو، علیه خود واشنگتن استفاده کند. در همین حین، ایالات متحده دو مانع بر سر راه مذاکره قرار داده؛ اولین مانع محاصره دریایی است. مانعی که حتی عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان نیز به ترامپ هشدار داده که «محاصره دریایی مانعی برای گفت‌وگوهاست.»

پس از جنگ اگرچه شناور‌های تجاری ایران مشغول تردد در آب‌های بین‌المللی بودند، اما به دلیل حاکمیت وضعیت جنگی، این اتفاق بااحتیاط و حساسیت بیشتری انجام می‌شد. بااین‌حال ایران از پیش خود را آماده چنین جنگی کرده بود و تا امروز که نزدیک به دو ماه از آغاز جنگ می‌گذرد، برخلاف انتظار دشمن، ایران با هیچ‌گونه کمبودی در تأمین کالا‌های اساسی مواجه نشده است. علاوه بر این، اگرچه ایران به‌عنوان «کشور ساحلی» کنترل امنیت تنگه هرمز را به دست گرفته، اما ظاهراً مزیت آب‌های شمالی و مرز‌های زمینی شرق و غرب، خارج از توان محاسباتی و محاصراتی دشمن بوده است. با این حساب، لجبازی ترامپ در مسدود کردن مسیری که از پیش مسدود شده بود، تنها کار او و شرکایش در منطقه را سخت‌تر می‌کند. روز گذشته، ارتش ایران اعلام کرد با وجود اخطار‌ها و تهدید‌های متعدد ناوگروه نیروی دریایی ارتش آمریکا، نفت‌کش ایرانی «سیلی سیتی» با حمایت عملیاتی نیروی دریایی ارتش و در امنیت کامل، پس از گذر از «دریای عربی»، وارد آب‌های سرزمینی ایران شد و در یکی از لنگرگاه‌های بنادر جنوبی ایران مستقر شده است. پیش‌تر سایت‌های راداری بین‌المللی عبور راحت کشتی‌های ایرانی از محاصره ادعایی آمریکا را رصد کرده و گزارش داده بودند.

عملیات فریب در پاکستان؟

دومین مانع تهدیدکننده دیپلماسی و صلح، احتمال عملیات فریب بودن دور دوم مذاکرات آتش‌بس است. آمریکایی‌ها سابقه طولانی در بمباران میز مذاکره دارند. در شرایط فعلی و با توجه به اینکه ائتلاف آمریکایی - صهیونی طی چهل روز جنگ، تعداد قابل‌توجهی از مقامات کشور را ترور کرده، حساسیت‌ها درباره اعزام تیم ایران به کشور ثالث بیشتر شده است. در دور ابتدایی مذاکرات این نگرانی وجود داشت و بسیاری آن را عملیات فریب می‌دانستند؛ اما در نهایت با ملاحظات امنیتی و تضامین اسلام‌آباد، آن سفر انجام شد. بنا به اعلام برخی اعضای حاضر در تیم مذاکره‌کننده، تیم ایرانی هنگام بازگشت از اسلام‌آباد، با روش‌های غیرمعمولی وارد تهران شده تا احتمال وقوع عملیات ترور به حداقل برسد. محمد مرندی، عضو تیم مذاکره‌کننده ایرانی اعلام کرد: «هیئت ایرانی پس از دریافت اطلاعاتی درباره «احتمال تعرض به هواپیما»، مسیرش را تغییر داد، در «مشهد» فرود آمد و سپس اعضای هیئت با «قطار» و «خودرو» راهی تهران شدند.»

مرندی مدعی شد که تحریک روزنامه «واشنگتن‌پست» علیه هیئت ایرانی، پیامی روشن برای آن بود. دو روز قبل از آغاز مذاکرات اسلام‌آباد، لیندسی گراهام سناتور جنگ‌طلب آمریکایی پیشنهاد عجیب ترور مقامات ایران را مطرح کرده بود. او گفته بود مذاکره‌کنندگان ایران در صورت عدم‌پذیرش توافق با آمریکا ترور شوند! هم‌زمان روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست با انتشار یادداشتی این پیشنهاد را مطرح کرده بود. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه به این مواضع جنایت‌کارانه واکنش نشان داد: «درحالی‌که مقامات آمریکایی ایران را به فقدان «حسن‌نیت» و «اخاذی» متهم می‌کنند، برخی جریان‌ها در عرصه سیاست‌گذاری و رسانه‌ای آمریکا آشکارا توصیه می‌کنند در صورت شکست مذاکرات، مذاکره‌کنندگان ایرانی ترور شوند.»

در جست‌وجوی پیروزی واقعی

در نهایت، یک موضوع مشخص در این صحنه ناآرام وجود دارد؛ ترامپ از دستاوردسازی خسته شده و خواهان یک کامبک علیه ایران است. ایران هم به‌عنوان قدرت جدید شناخته‌شده و دارنده اهرم بازدارنده غیرهسته‌ای، نمی‌خواهد معادلات امنیتی منطقه به حالت سابق بازگردد. ترامپ که به هیچ‌کدام از اهداف خود در ایران (رژیم چنج، نابودی نیروی زمینی، نابودی نیروی دریایی، نابودی برنامه هسته‌ای و نابودی برنامه موشکی) نرسیده و زیرضرب رسانه‌های آمریکایی قرار گرفته، اخیراً به حمله علیه این رسانه‌ها پرداخته است: «اخبار جعلی CNN و سایر شبکه‌ها و پلتفرم‌های رسانه‌ای فاسد، شایستگی خلبانان بزرگ ما را به رسمیت نمی‌شناسند. آنها همیشه در تلاش برای تحقیر و کوچک‌شمردن هستند.» او پیش‌تر هم خطاب به نیویورک‌تایمز و سی‌ان‌ان نوشت آنها «به‌شدت به دنبال بهانه‌ای برای انتقاد از او درباره مسئله ایران هستند، اما به‌سادگی نمی‌توانند چیزی پیدا کنند. این رسانه‌ها نمی‌دانند چه‌کار کنند و بهتر است به‌جای انتقاد، بگویند آفرین، آقای رئیس‌جمهور.» رئیس‌جمهور آمریکا همچنین هم‌زمان با اعلام محاصره دریایی ایران، روزانه برخی گزارش‌های رسانه‌ای مربوط به این موضوع را در صفحه اجتماعی خود بازنشر می‌کرد تا به‌نوعی شکستش را با قرار دادن گزارش‌های رسانه‌ای به نفع خود جبران کند و بر شکست‌های پیاپی خود در دوره ریاست‌جمهوری دوم سرپوش بگذارد. تا این لحظه «ایران» بزرگ‌ترین مانع برابر پروژه‌های بلندپروازانه و حساب‌نشده ترامپ بوده است. شکست تصویر هژمونیک آمریکا در جهان بعد از حمله به ایران، طوری بازتاب پیدا کرده که حتی بر دیگر بازیگران بین‌المللی نیز اثر گذاشته است. مخالفت صریح اروپایی‌ها با پیوستنشان به جنگ، تلاش انگلیس برای بازگشت به ناتو، مواضع چین در خصوص تایوان و ادامه حملات روسیه به اوکراین، در همین پارادایم قابل‌ارزیابی است. اکنون میزان احتیاط در میز و میدان تعیین‌کننده است؛ چراکه انتظار دو طرف از یکدیگر این است که سکوت نظامی حاکم بر صحنه، با «شگفتی» در هم خواهد شکست.

منبع: فرهیختگان-علی ملکی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر