کد مطلب: ۶۱۹۱۲
|
|
۱۰ دی ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۶

تجربه ناکام جهان در دو دهه نخست قرن 21

تجربه ناکام جهان در دو دهه نخست قرن 21

«خاویر سولانا» مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا در یادداشت خود برای اندیشکده «بروکینگز»، دودهه نخست قرن ۲۱ را دوره ای ناکام و توام با شکست دانست که به رغم موفقیت های اندک موجب نابودی امیدهای اولیه برای صلح و رفاه جهان شد.

روزهای پایانی سال ۲۰۲۰ فرا رسیده و تحلیلگران، کارشناسان و موسسات پژوهشی جهان به ارزیابی تحولاتی که جهان در دو دهه نخست قرن ۲۱ پشت سر گذاشته است می پردازند. «خاویر سولانا» نماینده عالی سابق سیاست امنیتی و خارجی اتحادیه اروپا در یادداشتی که به مناسبت پایان سال ۲۰۲۰ برای اندیشکده «بروکینگز» نوشت بر این اعتقاد است که شکست ها در سال های اخیر فراوان بوده است و باید با استفاده از تجربه دو دهه گذشته قرن ۲۱ را به مسیر درست آن باز گرداند.

در نوشتار سولانا که از جمله مقام های اروپایی است که چند سال بر سر پرونده هسته ای ایران با کشورمان در تعامل بود می خوانیم:

بیشتر خوانندگان این مطلب به یاد دارند که با چه شور اشتیاق شدیدی به استقبال قرن ۲۱ رفته بودند. در آن زمان امیدهای فراوانی به آینده وجود داشت و غرب در این موضوع خود را جسور نشان می داد. با این حال در یک چشم بر هم زدن شرایط کاملا تغییر کرد. این ادعا حتی در مورد دوره پیش از کورونا هم صادق است. اکنون برای بیشتر جهان، قرن ۲۱ دوره ناامیدی و سرخوردگی شده است و بسیاری از افکارعمومی جهان با ترس به آینده می نگرند.

دو دهه از قرن ۲۱  گذشت اما در ابتدای این قرن پاسخ ها برای هر سیاست یا راهبردی، جهانی سازی عنوان می شد که هدفی مشروع و قابل ستایش بود. ما نتوانستیم اقدامات مراقبتی خوبی را انجام دهیم. رکود اقتصادی بزرگ پس از سال ۲۰۰۸ و همه گیری کنونی نشان داد وابستگی متقابل گسترده تر به مفهوم خطرات بیشتر است چه این وابستگی مالی باشد یا مربوط به ویروس یک بیماری. اختلال در زنجیره تامین هم آسیب پذیری کارکردها را نشان داد حال آنکه پیامدهای سیاسی آن نیز ناچیز شمرده شدند.

اوضاع نابسامان در آمریکا

وقتی در سال ۲۰۰۰ کارزار انتخاباتی ترامپ با «حزب اصلاح» (Reform Party) شکست خورد کمتر کسی فکر می کرد که وی دوباره در سال ۲۰۱۶ ظاهر شود، جمهوریخواهان را مهار کند و علیه تجارت آزاد موضع بگیرد. در واقع این توصیه «آدام اسمیت» نادیده گرفته شد که دولت ها باید به رفاه و سعادت کشورهایی که با آن ها تجارت می کنند هم توجه داشته باشند.

در ابتدای قرن ۲۱ به نظر نمی رسید ایالات متحده کشوری باشد که جلوی نا امنی سر خم می کند. حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر نقش مخرب بازیگران غیردولتی را برجسته ساخت و به دوران طلایی سلطه جهانی آمریکا پایان داد حال آنکه هنوز چند ماه از نخستین سال قرن جدید باقی مانده بود. «جورج دبلیو بوش» رییس جمهوری تازه انتخاب شده آمریکا که از تنش های ژئوپلیتیک بی اطلاع بود از «ولادیمیر پوتین» رییس جمهوری روسیه تمجید می کرد زیرا روسیه آن زمان عضو متعهد گروه ۸ (G8) به شمار می رفتy کره شمالی هنوز به صورت رسمی از پیمان منع گسترش سلاح هسته ای خارج نشده بود و فعالیت هسته ای ایران هنوز به مرحله چالشی آن نرسیده بود. چین در آن دوره اقتصادش سال ها از آمریکا عقب تر بود و تا پایان سال ۲۰۰۱ هنوز به سازمان تجارت جهانی نپویسته بود.

تسریع در تخریب محیط زیست

از آن زمان تاکنون جهان تغییرات ساختاری عمیقی را تجربه کرده است. در سال ۲۰۰۱ آمریکا و چین به ترتیب ۲۱ و ۱۳ درصد دی اکسید کربن جهان را تولید می کردند. براساس تازه ترین آمار اکنون آمریکا ۱۵ و چین ۲۸ درصد از کل گازهای گلخانه ای را تولید می کند. البته محاسبه آمار طبق سرانه جمعیتی، آمار چین بسیار کمتر از آمریکا است.

در حالیکه فرایند انتشار سالانه این گاز روند رو به افزایشی را نشان می دهد (البته به علت بحران کورونا کاهش اندکی داشته است) منطقه یخزده قطبی الان حدود نصف سال ۲۰۰۱ شده است. تغییرات اقلیمی واقعیتی ملموس است و نسل های بشر در قرن ۲۱ خواستار یک راه حل فوری برای آن هستند.

معایب و مزایای دیجیتالی شدن جهان

در ۲۰ سال گذشته انقلابی بی سابقه در زمینه رابطه ما با دیگران رخ داده است. اینترنت در همه جا گسترده شده است و شبکه های اجتماعی شالوده زمان ما را تشکیل می دهند. بهار عربی که از سال ۲۰۱۰ شکل گرفتند اگرچه به نتایج مورد نظر دست نیافتند اما ظرفیت این فناوری‌ها در ایجاد دموکراسی را نشان دادند.

اکنون دریافته ایم ابزارهای دیجیتال بدون اثرات زیانبار نیستند. در ضمن تلاش برای حداکثرسازی سود موجبات فقر در مباحث عمومی را ایجاد کرده است. همچنین حوزه دیجیتال برای بازیگران مخرب بستر جنگ هیبریدی (ترکیبی ) و حملات تروریستی و سرقت گسترده اطلاعات را فراهم کرده است.

اروپا هم به اندازه دیگر بخش های جهان از جنبه تاریک دیجیتالی شدن رنج می برد. در سال های اخیر پوپولیسم منطقه ای بیشتر مورد توجه قرار گرفت و جناح بندی کشورها را دگرگون و ناکارآمد کرده است. خوش بینی های آغاز قرن ۲۱ که به معرفی یورو منجر شد جای خود را به یک وضعیت فوق العاده دائمی داد. برگزیت باعث شد که برای اولین بار یک کشور از حوزه یورو خارج شود و بحرانی را برای اروپا ایجاد کند. با توجه به اینکه موازنه دوباره اقتصادی و ژئوپلیتیکی از اقیانوس اطلس تا آقیانوس آرام به جریان افتاده است، شکاف و تقسیم بندی‌ها در دوره ای که باید به هم نزدیک تر بشویم، تشدید شده است.

ضرورت استفاده از تجربه دو دهه ‌ای

نباید اجازه بدهیم ناآرامی ها نقاط عطف و موفقیت های کسب شده را کم رنگ کند. بین سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۹ متوسط امید به زندگی در سطح جهان از ۶۷ به ۷۳ و در آفریقا از ۵۳ به ۶۳ افزایش یافت. حضور زنان در مناصب قدرت به شدت رشد کرد و اکنون ۱۹ رییس دولت در سراسر جهان وجود دارند که البته هنوز آمار کمی است.

علاوه براین پس از روی کار آمدن «جو بایدن» در آمریکا همه کشورهای جهان بار دیگر از توافق اقلیمی پاریس حمایت خواهند کرد. اتحادیه اروپا هم به سهم خود و به شیوه ای نظام‌مند و از طریق همگرایی بیشتر بر مشکلات غلبه خواهد کرد. یک صندوق احیای مشترک کووید ۱۹ نیز بخشی از ضررهای شیوع بیماری را جبران خواهد کرد.

تامل در سناریوهای متفاوت می تواند در بهبود دیدگاه کمک کند. به طور مثال اقتصاد جهانی بدون محرک از سوی چین می تواند ارتقا یابد؟ چین کشوری است که به یمن صنعتی شدن صدها میلیون نفر را از فقر نجات داد. چه اتفاقی رخ می داد اگر این  بیماری همه‌گیر ۲۰ سال قبل رخ می داد. در آن زمان بسیاری از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی کنونی برای محافظت از اقتصاد و جامعه در دسترس نبودند؟

با نزدیک شدن به پایان سال ۲۰۲۰ و شروع سومین دهه قرن ۲۱ ، زمان آن فرا رسیده است که موفقیت ها و ناکامی های خود را بررسی کنیم. هنگامی که به آینده نگاه می کنیم باید از راحت‌طلبی ساده‌لوحانه سال ۲۰۰۰ و از احساس هراس و ناتوانی فلج کننده به ویژه در غرب و در سال های حضور ترامپ دوری کنیم.

در سال های آینده نیاز است تا چندقطبی ژئوپلیتیکی برای تقویت صلح و همکاری بین المللی تشکیل شود. این بهترین تضمین برای پیشرفت های انسانی است. ما باید شکاف های موجود در جوامع دیجیتال خود را ترمیم کنیم و به تعادلی پایدار با طبیعت برسیم. این موارد چالش هایی سخت اما قابل کنترل هستند.

این ما هستیم که باید تعیین کنیم آیا از سال ۲۰۲۰ به عنوان نقطه عطفی در یک قرن پرتلاطم یاد می شود یا به عنوان مقدمه ای برای بدتر شدن اوضاع.

منبع: ایرنا

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر