کد مطلب: ۱۱۴۱۴۲۲
|
|
۰۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۰

بازی قدرت در هالیوود بلوار! پای باند اپستین و ترامپ در میان است؟

بازی قدرت در هالیوود بلوار! پای باند اپستین و ترامپ در میان است؟
بالاخره مشخص شد پروژه ۱۱۱ میلیارد دلاری «پارامونت اسکای‌دنس» برای تصاحب یک‌جا «وارنر برادرز دیسکاوری» با جلب موافقت دادستان‌های ایالتی وارد ایستگاه پایانی شده است و تا چند صباح دیگر این دو غول صنعت سرگرمی زیر چتر یک مدیریت واحد به کار خود ادامه خواهند داد. همین مسئله باعث شد...

به گزارش مجله خبری نگار، بالاخره مشخص شد پروژه ۱۱۱ میلیارد دلاری «پارامونت اسکای‌دنس» برای تصاحب یک‌جا «وارنر برادرز دیسکاوری» با جلب موافقت دادستان‌های ایالتی وارد ایستگاه پایانی شده است و تا چند صباح دیگر این دو غول صنعت سرگرمی زیر چتر یک مدیریت واحد به کار خود ادامه خواهند داد. همین مسئله باعث شد «زهران ممدانی»، شهردار دموکرات نیویورک این توافق را به شدت محکوم کند و آن را بنای یادبود شرم‌آوری برای فساد لقب دهد. اگر تصور می‌کنید که این مسئله چندان ارتباطی با وظایف ذاتی ممدانی به‌عنوان کلیددار شهر نیویورک ندارد، سخت در اشتباهید، چون سیاست‌مدارانی، چون او به‌خوبی می‌دانند تسلط پارامونت بر برادران وارنر تا چه حد می‌تواند بر رفتار هالیوود اثر بگذارد و بزرگ‌ترین کارخانه سرگرمی در دنیا را به سمتی که ترامپ و حامیانش می‌خواهند هدایت کند.

مضاف بر این، یکی دیگر از آثار ادغام را می‌توان در تغییر رفتار شبکه خبری سی‌ان‌ان جست‌و‌جو کرد. این رسانه متعلق به برادران وارنر است و خط‌مشی آن در دوگانه‌های سیاست آمریکا نزدیکی قابل‌مشاهده‌ای به حزب دموکرات دارد. از سوی دیگر، پارامونت که پیشنهاد خرید برادران وارنر را به «دیوید زاسلاو» و شرکایش داده برخلاف دیگر استودیو‌های بزرگ فیلم‌سازی تمایل بیشتری به حزب جمهوری‌خواه دارد، اما این تنها عامل وابستگی این کمپانی به اعضای باند اپستین، خصوصاً دونالد ترامپ نیست، زیرا «دیوید الیسون»، بنیان‌گذار اسکای‌دنس و همین‌طور رئیس پارامونت یکی از بزرگ‌ترین حامیان مالی رئیس‌جمهور آمریکا و حزب جمهوری‌خواه به‌شمار می‌رود؛ به‌طوری‌که او در یکی از اظهاراتش بیان کرد دیگر دوران سلطه محتوای چپ‌گرایانه در هالیوود به پایان رسیده و می‌خواهد با همراهی نزدیکانش شکلی از فعالیت در جریان اصلی سرگرمی را پی بگیرد و دنبال کند که با ارزش‌های سنتی و محافظه‌کار هم‌خوانی داشته باشد، در نتیجه چندان عجیب نیست که ادغام فعالیت‌های وارنر برادرز و پارامونت صدای دموکرات‌ها را دربیاورد. اما مسئله - همان‌طور که در ادامه این گزارش مطالعه خواهید کرد - صرفاً محدود به دغدغه‌های انتخاباتی ممدانی نمی‌شود، زیرا بحث بر سر تعدیل نیروی گسترده و پیگیری سیاست‌های انحصارطلبانه است.

همه‌چیز از ۲۰۲۰ شروع شد

برای درک چرایی این ادغام، باید به تحول صنعت سرگرمی از ابتدای دهه سوم قرن بیست‌ویک یعنی از ۲۰۲۰ به این‌سو نگاه کنیم. با ظهور سرویس‌های پخش استریم مانند «نتفلیکس»، «آمازون» و «اپل»، استودیو‌های سنتی هالیوود در یک جنگ پرهزینه گرفتار شدند. آنها میلیارد‌ها دلار برای تولید محتوای اختصاصی و جذب سرمایه‌گذاری مشترک هزینه کردند، اما به سودی دست نیافتند که انتظارش را داشتند. برادران وارنر دیسکاوری که خود حاصل ادغام پرهزینه وارنرمدیا و دیسکاوری در سال ۲۰۲۲ بود با بار سنگین بدهی‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کرد که میزان آن بیش از ۴۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شد. دیوید زاسلاو، مدیرعامل WBD برای کاهش این بدهی نه‌تنها پروژه‌های آماده و تکمیل‌شده‌ای نظیر batgirl را لغو کرد، بلکه برای فرار از پرداخت مالیات دست به تعدیل نیروی گسترده زد که همین مسئله خشم هنرمندان، تکنسین‌ها، اتحادیه‌های هنری و همین‌طور جامعه هدف تولیدات سینمایی را برانگیخته کرد و ارزش سهام شرکت را هم به‌شدت کاهش داد.

در طرف مقابل، «پارامونت گلوبال» هم با چالش‌های مشابهی روبه‌رو بود. خانواده «ردستون» به‌عنوان مالکان تاریخی استودیو به دنبال خروج از این کسب‌وکار بودند و در نهایت، شرکت تولیدی اسکای‌دنس، به رهبری دیوید الیسون توانست کنترل سهام مدیریتی پارامونت را به دست بگیرد. اسکای‌دنس که به‌تنهایی قدرت لازم برای رقابت با غول‌های فناوری را نداشت، ایده ادغام اسکای‌دنس و برادران وارنر را به‌منظور ایجاد یک شرکت نسل جدید رسانه و سرگرمی جهانی عملی کرد. خبر این اتفاق در فوریه ۲۰۲۶ در خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت و پس از ماه‌ها مذاکره و بررسی با رفع موانع در سپتامبر ۲۰۲۶ عملیاتی شد. در طول این معامله قرار شد پارامونت صددرصد سهام WBD را به‌ازای ۳۱ دلار به‌ازای هر سهم خریداری کند. براین‌اساس، ارزش سهام شرکت حدود ۸۱ میلیارد دلار و ارزش کل بنگاه Enterprise Value با احتساب بدهی‌های موجود، حدود ۱۱۱ میلیارد ارزیابی شد.

چرا ممدانی از این ادغام عصبانی است؟

پیش‌تر بیان شد یکی از دلایل خشم شهردار نیویورک نسبت به این ادغام رقابت بر سر انتخابات پیش رو در سطح ایالتی و فدرال است؛ اما سوای این باید میان سطور و بین خطوط را مورد مداقه و ارزیابی مجدد قرار داد تا گره از پیش‌وپس این اظهارنظر باز شود. نیویورک در جایگاه یکی از قطب‌های اصلی صنعت رسانه در دنیا شناخته می‌شود و منزلگاه پارامونت و برادران وارنر دیسکاوری و تعداد زیادی استودیو و رسانه دیگر است. وقتی به تاریخ ادغام‌های بزرگ نظر می‌اندازیم برایمان به‌روشنی آشکار می‌شود اولین قدم پس از انجام این مهم، تعدیل نیروی بسیار گسترده، لغو قابل‌توجه پروژه‌ها و ازدست‌رفتن بسیاری از موقعیت‌های شغلی در بخش‌های تولید، پس‌تولید و همین‌طور روزنامه‌نگاری است. ممدانی که با شعار کاهش هزینه‌های زندگی برای طبقه کارگر نیویورک در مقام شهردار انتخاب شده، سخت نسبت به ادغام پارامونت اسکای دنس و برادران وارنر دیسکاوری نگران است و این اتفاق را حمله‌ای مستقیم به معیشت هزاران نیویورکی می‌داند که می‌تواند بر آینده زندگی سیاسی و کاری او نیز برای انتخاب مجدد به‌عنوان شهردار یا دیگر جایگاه‌های ایالتی و کشوری اثر منفی بگذارد. اما این امر تنها بخش کوچکی از ماجراست، زیرا با این ادغام تنوع انتشار محتوا در وضعیت بسیار بدی قرار می‌گیرد، چون بخش گسترده‌ای از ظرفیت‌های رسانه‌ای در دست یک ابرشرکت متمرکز می‌شود و تصمیم‌گیری در باب اینکه چه اثری تولید، چه خبری پخش و چه روایتی ترویج شود کاملاً در ید الگوریتم‌ها و همین‌طور اعضای هیئت‌مدیره‌ای قرار می‌گیرد که تنها هدفش حداکثرکردن سود برای سهام‌داران است. اگر بخواهیم از تأکید بر کلی‌گویی پرهیز کنیم باید بگوییم ادغام پارامونت و برادران وارنر باعث نابودی قدرت چانه‌زنی اتحادیه نویسندگان (WGA) و بازیگران (SAG-AFTRA) می‌شود.

این دو اتحادیه در سال‌های اخیر نبرد‌های سختی را به‌منظور حفظ حقوق خویش در برابر پلتفرم‌های استریم پیش برده‌اند، اما وقتی یک ابرشرکت انحصار بازار کار را در دست داشته باشد، پرواضح است قدرت چانه‌زنی کارگران و کارمندان را به‌شدت تضعیف می‌کند. برای نمونه، اگر تنها یک یا دو خریدار بزرگ برای فیلمنامه‌ها و استعداد‌های هنری وجود داشته باشد، آنها می‌توانند دستمزد‌ها را به طور مصنوعی پایین نگه دارند. از طرف دیگر هم پارامونت و هم وارنر برادرز به دلیل حجم سنگین بدهی‌های خود به‌شدت ریسک‌گریزند و به‌جای حمایت از فیلمسازان مؤلف و مستقل و همین‌طور آثار آرت‌هاوسی، تنها روی تولید فرانچایز‌ها تمرکز و سرمایه‌گذاری می‌کنند که این امر به‌مرورزمان، ریشه خلاقیت در هالیوود و صنعت سرگرمی را می‌خشکاند.

ترامپ فعلاً می‌تواند با دمش گردو بشکند

چندی پیش، «سیلوستر استالونه» در گفت‌وگویی فاش کرد ترامپ بدون هماهنگی، سال گذشته او را به‌عنوان یکی از سفرای ویژه خود در هالیوود معرفی کرده، درحالی‌که وی به این اقدام جوابی نداده است. استالونه به‌درستی معتقد است سازوکار حاکم بر هالیوود شبیه مجموعه‌ای از حکومت‌های فئودالی است و به همین دلیل نمی‌شود با معرفی یک سفیر یا چیزی شبیه به این ساختار موجود را تغییر داد. براین‌اساس، دیوید الیسون و دیگر سرمایه‌داران جریان راست محافظه‌کار در طلب آن هستند که با خرید کمپانی‌های بزرگ صنعت سرگرمی و رسانه‌ای عملیات غیرممکن را برای ارباب نیویورکی خود ممکن کنند؛ بنابراین باید تلاش برای خرید برادران وارنر و جلوگیری از فروش آن به نتفلیکس را در همین راستا تحلیل کرد. شبکه‌هایی مانند سی‌ان‌ان که زیرمجموعه برادران وارنر دیسکاوری محسوب می‌شوند، همواره هدف حملات لفظی ترامپ و برچسب اخبار جعلی بوده‌اند. ادغام و ساختارشکنی داخلی ناشی از این توافق، فرصتی طلایی برای تعدیل نیروی خبرنگاران و مدیرانی فراهم می‌کند که با خط‌مشی ترامپ مخالف هستند. ازسوی‌دیگر، نقش دیوید الیسون و شرکت اسکای‌دنس در این معامله بسیار کلیدی است و همان‌طور که پیش‌تر عنوان شد، رئیس اسکای‌دنس به طور آشکار وعده داده دوران محتوای به‌اصطلاح کمونیستی و ایضاً جولان ووکیسم در هالیوود به پایان رسیده و استودیو‌های جدید به سمت تولید آثاری حرکت خواهند کرد که با ارزش‌های سنتی و محافظه‌کارانه همخوانی بیشتری دارد. این دقیقاً مطابق با همان روایتی است که ترامپ سال‌ها برای جذب پایگاه رأی خویش ترویج کرده است. به دنبال این، ترامپ همواره خود را در جایگاه یک معامله‌گر بزرگ معرفی می‌کند که منافع آمریکا را در برابر رقبای خارجی حفظ کرده است.

این ادغام می‌تواند به‌عنوان یک پیروزی استراتژیک برای حفظ سلطه فرهنگی آمریکا در برابر رقبایی مانند پلتفرم‌های چینی یا اروپایی تبلیغ شود. ترامپ و متحدانش می‌توانند این ادغام را نشانه‌ای از احیای قدرت صنعتی آمریکا قلمداد کنند، مشروط بر اینکه این شرکت متعهد شود تولیدات و اشتغال را در خاک آمریکا حفظ خواهد کرد. این روایت به او اجازه می‌دهد هم‌زمان هم از بازار بورس استقبال کند و هم خود را حامی کارگران آمریکایی نشان دهد. افزون بر این، رئیس‌جمهور آمریکا از نفوذ خود بر نهاد‌های نظارتی مانند وزارت دادگستری و کمیسیون تجارت فدرالی بهره می‌برد؛ به‌گونه‌ای که دولت تحت نفوذش می‌تواند با اعطای مشروط مجوزها، این ادغام را به اسم یک موفقیت بزرگ مدیریتی فاکتور کند. در واقع، این اقدام به او این امکان را می‌دهد تا به پایگاه رأیش بقبولاند که قادر است بوروکراسی دولتی را مهار کرده و درعین‌حال، غول‌های رسانه‌ای را به تمکین از خط‌مشی‌های سیاسی موردنظرش وادار کند.

منبع: فرهیختگان-ایمان عظیمی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر