کد مطلب: ۱۰۸۰۲۰۷
|
|
۰۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۸

نان‌قندی ترد و شیرین سی‌ساله

نان‌قندی ترد و شیرین سی‌ساله
سختی‌کشیدن برای خرید فلان نان قندی مرغوب از فلان خشکه‌پزی معروف احمقانه و آزاردهنده است؛ ولی روز‌های روضه، دایی خودش را به آب و آتش می‌زند تا نان‌قندی ترد و شیرین سی‌ساله از یاد گریه‌کن‌های اهل‌بیت نرود.

به گزارش مجله خبری نگار، حسن آقاجانی، فعال فرهنگی در یادداشتی برای «فرهیختگان» نوشت:

▫️از وقتی چشم باز کردم، روضه سه‌روزه صبح‌های خانه مادربزرگ بوده. سی سال بیشتر است. روضه خانه مادربزرگ برای من بیشتر معنای پشت صحنه می‌دهد؛ معنای سه-چهار روز ماندن با خانواده مادری در یک خانه قدیمی و با معماری دوره پهلوی و پله‌دار. از آن خانه‌ها که هزار سوراخ‌سمبه دارد. از آنها که خوراک قایم‌باشک و به‌هم‌ریختن کمد رختخواب‌هاست.

▫️من در این خانه بزرگ شدم. یک آشپزخانه دارد که قاعده آشپزخانه هیئت است؛ شاید هم رسالتش همان سه روز آخر صفر بوده. آن آشپزخانه یعنی قطب روضه. اصلاً روضه خانگی یعنی وقتی آشپزخانه می‌شود قلب تپنده معنا در خانه. جایی که همه کنش‌هات دیگر برای خودت نیست. دیگر خودت نیستی. عطر روضه که در خانه مادربزرگ می‌پیچید، رفتار همه عوض می‌شد. دیگر سروصدای بچه‌ها اذیت نمی‌کرد. دیگر کسی خسته نمی‌شد. دیگر حرف‌وحدیث و بحث پیش نمی‌آمد. کسی از کسی ناراحت نبود. کسی درگیر تعارف برای کمک نبود. روضه‌های خانگی بوی خانه می‌دهند.

▫️این تو نیستی که می‌روی به روضه؛ روضه خود را در زندگی‌ات جا می‌کند. قرار نیست دیگر مجلس بیرون به وقتت بخورد؛ تو قرار است زندگی‌ات را با مجلس عزا تنظیم کنی. عزا هست؛ و این عزا شیرین‌ترین آه و مویه‌ها را به در و دیوار خانه‌ات نشان می‌دهد. روز‌های دیگر، سختی‌کشیدن برای خرید فلان نان قندی مرغوب از فلان خشکه‌پزی معروف احمقانه و آزاردهنده است؛ ولی روز‌های روضه، دایی خودش را به آب و آتش می‌زند تا نان‌قندی ترد و شیرین سی‌ساله از یاد گریه‌کن‌های اهل‌بیت نرود. سنگک صبحانه روضه را هر نانوایی نمی‌تواند بپزد. گردوی اعلای روز اول باید در توازن و آداب خودش از شب پیش خیس بخورد. پنیر لیقوان حلبی را هم دایی می‌آورد. هیچ صبحانه‌ای در دنیا آن نان و پنیر و گردوی صبح روضه نمی‌شود.

▫️شاید اولین بار که اعتمادبه‌نفس گرفتم، همین روضه بود. سه-چهار سال داشتم که حاج‌آقا سؤال می‌پرسید و وسط جمع بلند می‌شدم و جواب می‌دادم. روضه خانگی به من خردسال جرئت می‌داد. روضه که مفصل و جمعی می‌شود، صدا بیشتر است؛ کنایه‌فهم بیشتر دارد؛ مستمع‌های بیشتری صاحب‌سخن را بر سر ذوق می‌آورند؛ اما نسبت یک نفر به جمع هرچه کسر کوچک‌تری می‌شود، نقشش در جمع هم کمتر می‌شود. جایی که نقشت کمتر است، ضرورتت کمتر به چشم می‌آید. می‌گویی نباشم، هستند! متوجه نمی‌شوی داری «اقامه» عزا می‌کنی.

▫️روضه خانگی انسان‌ساز است. نسل‌به‌نسل تربیت می‌کند. روزی روضه خانه مادربزرگ جولان‌گاه من و بچه‌های خانواده مادری بود، حالا بچه‌هامان آنجا بازی می‌کنند. یک نسل با حسین‌حسین روضه مادربزرگ بزرگ شد و نسل بعدی هم قدم جا پایش گذاشت. روضه خانگی به ارث می‌رسد؛ در رگ‌وپی خاندان می‌ماند؛ جایش را در سال برای خودش نگه می‌دارد؛ آن‌قدر که یادت نمی‌آید مثلاً سه روز پایانی صفر را چه‌کار می‌کنی اگر روضه نباشد.

▫️برای اقامه عزای اهل‌بیت (ع). عراقی‌ها چیز‌های زیادی را در اربعین‌ها به‌مان آموخته‌اند. شاید مهم‌ترین‌اش برای من این است که اگر می‌خواهی نسل‌ات پابند حسین (ع) شود، بچه را از اول زندگی عهده‌دار کار برای حسین (ع) کن. کودکی که مسئولیت عطرزدن و چای‌دادن زائرالحسین را دارد، شأن دارد. روز و شب نوکری‌اش عمق پیدا می‌کند. ما ایرانی‌ها هم زائرالحسین داریم؛ خیمه حسین (ع) حرم است. روضه خانگی، یک جایی در عرش ثبت می‌کند که خانه تو هم حرم سیدالشهدا (ع) شد. ما به این روضه‌ها نیاز داریم.

برچسب ها: ماه محرم عزاداری
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر