کد مطلب: ۱۰۴۰۳۳۹
|
|
۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۳۰

جنگ رمضان و جهان پساآمریکایی

جنگ رمضان و جهان پساآمریکایی
در تاریخ معاصر منطقه جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه)، جنگ‌ها همواره با نام‌هایی گره خورده‌اند که گویای ماهیت و پیامد‌های آنهاست.

به گزارش مجله خبری نگار، حسین عطایی برای انجمن راحل؛ در تاریخ معاصر منطقه جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه)، جنگ‌ها همواره با نام‌هایی گره خورده‌اند که گویای ماهیت و پیامد‌های آنهاست. "جنگ رمضان" یا همان جنگ اکتبر ۱۹۷۳، نقطه عطفی در منازعات اعراب و اسرائیل بود؛ جنگی که با وجود تلفات سنگین، ابهت نظامی اسرائیل را شکست و معادلات منطقه را برای همیشه تغییر داد. امروز، نیم قرن بعد، بار دیگر این منطقه شاهد جنگی با همین نام است؛ جنگی که در ماه مبارک رمضان آغاز شد، اما این بار ایران در مرکز آن قرار دارد.

حمله نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران که به شهادت رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، انجامید؛ نه فقط یک تهاجم نظامی، که یک نقطه عطف تاریخی در تحولات منطقه است. انجمن راحل، با تمرکز پژوهش علمی، کنشگری و فعالیت در حوزه مطالعات افغانستان و مهاجرین افغانستانی در ایران، در این مقطع حساس بر آن شد تا از نگاه نخبگان و شخصیت‌های علمی افغانستانی، این رویداد تاریخی را روایت و تحلیل نماید.

افغانستان به عنوان همسایه شرقی ایران، کشوری که خود روزگاری آماج حملات ابرقدرت‌ها بوده و هنوز زخم‌های جنگ بر پیکره آن باقی است، می‌تواند خوانشی متفاوت و عمیق از این تحولات ارائه دهد. هدف ما ثبت و ضبط تحلیل‌هایی است که نه فقط از منظر منافع ملی ایران، که از چشم‌انداز پیوند‌های تاریخی-تمدنی و ریشه‌ها و سرچشمه‌های مشترک دو کشور به این واقعه می‌نگرند.

در همین راستا سوالات و محور‌هایی را از ابعاد مختلف ناظر بر تحلیل و بررسی جنگ رمضان، با اندیشمندان و نخبگان افغانستانی، مورد هم‌فکری و هم‌اندیشی قرار داده است که برخی از فرهیختگان افغانستانی ناظر بر تبیین و تحلیل آن محورها، به نوشتن یادداشت اختصاصی برای انجمن راحل مبادرت ورزیده‌اند. یادداشتی از سوی حسین عطایی، پژوهشگر افغانستانی و نویسنده کتاب "افغانستان سرزمین هویت‌های زخمی"، به دست‌مان رسیده است. عطایی در این یادداشت با تحلیل و تشریح شکل‌گیری هژمونی تک‌قطبی آمریکایی در نظام بین‌الملل پس از دوران جنگ سرد، اهمیت جنگ رمضان را به این نحو توصیف می‌کند که نتیجه این جنگ، برندگان و بازندگان چند دهه آینده بلکه قرن را مشخص می‌کند.

جنگ رمضان و جهان پساآمریکایی

در یک دهه اخیر، در ادبیات علوم سیاسی و روابط بین‌الملل ما به کرات به عناوین و اصطلاحاتی همچون "جهان پساآمریکایی" و "جنگل باز می‌گردد" برمی‌خوریم که به وضعیت جدیدی در سیاست بین‌الملل اشاره دارد. بعد از جنگ جهانی دوم و فروپاشی اتحاد جماهیر سرخ شوروری، آمریکا تبدیل به تنها هژمون و ابر قدرت در نظم بین‌الملل شد که تا یکی دو دهه بعدش نیز این نظم تک‌قطبی به رهبری آمریکا ادامه داشت. اما در دهه‌های اخیر ظهور قدرت‌های جدید نظام تک‌قطبی و وضعیت هژمونیک آمریکا را به چالش کشیده‌اند. چین در حوزه آسیا پاسفیک و آسیای مرکزی، روسیه در اروپای شرقی و ایران در خاورمیانه در صدد باز تعریف نظم و نقش‌ها در سیاست بین‌الملل‌اند چیزی که آمریکا آن را بر نمی‌تابد و تلاش خواهد کرد تا نظام تک‌قطبی را حفظ و دوباره احیا کند. همان گونه که از قدیم گفته‌اند "دو پادشه در یک اقلیم نگنجد". در محیط بین‌الملل نیز زمانی که چند قدرت رقیب شکل می‌گیرد زمینه برای آغاز درگیری‌ها و جنگ مهیا می‌شود.

من فکر می‌کنم که ما دوباره به عصر "صلح مسلح" بازگشته‌ایم. هر لحظه ممکن است در هر نقطه از جهان جنگ در بگیرد بنابراین دیگر نباید از این مسئله تعجب کرد. آمریکا با تغییر اسم وزارت دفاع به وزارت جنگ به صورت نمادین جنگ برای حفظ نظم تک‌قطبی را علیه سه قدرت چین، روسیه و ایران اعلام کرد. من جنگ دوازده روزه و نبرد اکنون را در چارچوب همین مفروضات بالا تفسیر می‌کنم. جهان و سیاست بین‌الملل در حال حاضر هر چه بیشتر به منطق هابزی و قانون جنگل باز گشته هست. تاریخ گواه آن است که در چنین وضعیتی، قدرت‌ها نه تنها قواعد و حقوق بین‌الملل را زیر پا بلکه از مرز‌ها نیز عبور خواهند کرد. روابط بین‌الملل به دوران بیسمارک یعنی که حرف حق را باید از دهانه توپ شنید بازگشته است. جنگ ایران تعیین کننده خواهد بود. شاید بتوان گفت در این جنگ، برندگان و بازندگان چند دهه‌ی آینده و یا حتی قرن مشخص خواهد شد.

تا اکنون همبستگی ملت و دولت ایران و اتحاد اسلامی سایر مسلمانان، آمریکا و اسرائیل را دچار سرگردانی کرده است. پاسخ ایران نیز فراتر از محاسبات از پیش تعیین شده متجاوزان بوده است. من گمان می‌کنم که تمرکز جنگ از مرکز به طرف جنوب و خلیج فارس خواهد رفت. تسلط و کنترل تنگه هرمز و منابع نفتی در این جنگ، حیاتی خواهد بود. با توجه به برخی گفته‌ها که آمریکا قصد تصرف جزیره استراتژیک خارک را دارد باید گفت که پیروز جنگ کسی خواهد بود که در نهایت این تنگه و مناطق را کنترل کند. آن کسی که بر این مناطق مسلط باشد بعد از جنگ مناسبات سیاسی و اقتصادی منطقه را تعیین خواهد کرد.

بین آمریکا و اروپا شکاف گفتمانی وجود دارد، مهم‌ترین نگرانی اروپایی‌ها از جانب روسیه و جنگ اوکراین می‌باشد به همین علت آنان ریسک شروع جنگ جدید را نخواهند پذیرفت که ایران می‌تواند از این مسئله به نفع خودش استفاده کند. درباره افغانستان نیز تا اکنون ملت و دولتش با ایران همراه و همدل بوده است همان‌گونه که در جنگ دوازده روزه بودند. این جنگ و پیروزی بعد از آن تبعات زیادی برای افغانستان دارد. با توجه به اینکه افغانستان برای تجارت وابسته به همسایگانش و از آنجا که پاکستان در حال حاضر مرز‌های خودش با افغانستان را بسته است، جنگ در نزدیکی بندر چابهار فشار زیادی را بر اقتصاد افغانستان تحمیل خواهد کرد. چراکه ایران و بندر چابهار تنها راه بدیل افغانستان برای خلاصی از وابستگی ترانزیتی مطلق به پاکستان می‌باشد.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر