کد مطلب: ۳۱۵۶۲۹
|
|
۰۵ مرداد ۱۴۰۱ - ۰۸:۴۱

نقش مهم حیدری کنار ساپینتو: انتظار از خسرو؛ ساختن نسل طلایی

نقش مهم حیدری کنار ساپینتو: انتظار از خسرو؛ ساختن نسل طلایی
نقش مهم حیدری کنار ساپینتو: انتظار از خسرو؛ ساختن نسل طلایی

به گزارش مجله خبری نگار/ایران ورزشی: ورزشگاه مرغوبکار، تابستان ۱۳۸۰، مسابقات جوانان تهران؛ تنها چند روز پس از درخشش ستاره‌های استقلال در جام نقش جهان، همان تیم مقابل فجر تهران بازی داشت. یک پسر ریزه توپ را برداشت و شروع کرد به دریبل زدن. یک، دو، سه، چهار، پنج و به نفر ششم که رسید، سر توپ زد و سانتر کرد به محوطه جریمه. توپ بین نقطه پنالتی و خط دروازه در آستانه زمین خوردن بود که مجتبی جباری با یک بغل پا، توپ را چسباند ته تور تا ورزشگاه مرغوبکار که آن سال‌ها سکوهایش برای دیدن بازی تیم جوانان هم پر می‌شد، غرق شادی شود.

همه روی سر کاپیتان جباری ریختند و حلقه شادی تشکیل دادند، اما برای من که رفته بودم تا بازی کاپیتان آن سال استقلال را ببینم، حواسم پرت شد سمت آن پسر ریزه، تکنیکی و‌تر و فرزی که همه را دریبل زد. از سمت سکو‌هایی که ما روی آن نشسته بودیم، شماره و قیافه‌اش چندان معلوم نبود. بعد از گل مدام حرکات او را دنبال می‌کردم و از دو، سه نفر نامش را پرسیدم که آن‌ها هم درست نمی‌دانستند. بعد از بازی سراغ حیدر شریفی کمک مربی استقلال رفتم و بعد از سلام و احوالپرسی گفتم: «آقا شریفی... اون پسره که ۵، ۶ نفر رو دریبل زد و با سانتر او گل زدید، کیه؟» حیدر شریفی گفت: «خسرو... خسرو حیدری!»

هر هفته پنجشنبه یا جمعه برای دیدن بازی‌های جوانان استقلال به نازی‌آباد می‌رفتم تا به جز مجتبی، خسرو حیدری، بهشاد یاورزاده، آندو تیموریان، اندیشه ماکویی و... را ببینم.

تابستان سال ۱۳۸۲، ورزشگاه پیکانشهر، ابومسلم میهمان پیکان بود؛ در فهرست تیم ابومسلم، همان پسر ریزه و تکنیکی جوانان استقلال که حالا برای سربازی سر از مشهد درآورده بود را دوباره دیدم؛ با همان تکنیک، با همان هوش و همان زیرکی در ارسال‌ها. کمتر از دو سال، او در ابومسلم خودش را به عنوان پدیده لیگ برتر معرفی کرد که هم استقلال قلعه‌نویی او را می‌خواست، هم پرسپولیس مشتری‌اش بود، اما پس از سه جلسه تمرین با استقلال، سر از پیکان درآورد. دو سال پیکان و سه سال پاس، او را کمی از دید دور کرد.

انتقال‌هایی که از نگاه من اشتباه بود و ۵ سال از «گل فوتبال» خسرو حیدری را هدر داد تا نتواند مثل همدوره‌ای‌های جوانش جام جهانی ۲۰۰۶ را تجربه کند، اما سرانجام سرنوشت او را به خانه‌اش بازگرداند.

اگر ماجرای جدایی از استقلال و یک سال بازی برای سپاهان را که به دلیل اختلاف با پرویز مظلومی که از تیم «ب» و بازی‌های غرب آسیا شروع شده بود را کنار بگذاریم، خسرو طی ۱۰ فصل بازی برای استقلال در لیگ برتر، در تمام موفقیت‌ها و قهرمانی‌های استقلال نقش پررنگی داشت.

پسری که بزرگترین جنجالش انتقال به اصفهان بود، پس از بازگشت به خانه در ۸ فصلی که برای استقلال بازی کرد، همیشه بوی گل می‌داد. شاید استعدادی در گل زدن نداشت، اما ارسال‌هایش آنقدر دقیق و زیبا بود که وقتی توپ اطراف محوطه جریمه حریف زیر پایش می‌افتاد، ورزشگاه آزادی نیم‌خیز می‌شد.

خسرو یکی از ستاره‌های نسل طلایی استقلال است؛ با ۱۰ سال بازی در استقلال، مثل جباری، طالب‌لو، صادقی، آندو و... به بازیکن بزرگی تبدیل شد و به پیراهن تیم ملی هم رسید. او اولین نفر از نسل طلایی استقلال است که در این باشگاه مربیگری می‌کند؛ آیا او راهی را که خود و همدوره‌هایش طی کردند تا برای استقلال بدرخشد برای جوانان امروز هموار می‌کند؟ آیا او توجه ویژه‌ای به جوانان و آکادمی استقلال خواهد داشت؟ خسرو شاید کاریزما و روحیه جنگندگی و جاه‌طلبی لازم برای سرمربی شدن را فعلاً نداشته باشد، اما او باید بتواند یک نسل طلایی جدید برای استقلال بسازد تا دین خود را در قامت مربی به باشگاهی که همه چیزش را مدیون آن است، ادا کند.

برچسب ها: استقلال
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر