کد مطلب: ۱۱۶۴۱۱۵
|
|
۰۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۸

چرا ذهنتان اتفاقات تمام‌شده را رها نمی‌کند؟ راه خروج از چرخه «کاش، چرا و نکند»

چرا ذهنتان اتفاقات تمام‌شده را رها نمی‌کند؟ راه خروج از چرخه «کاش، چرا و نکند»
یک مکالمه کوتاه، پیامی که بی‌پاسخ مانده یا تصمیمی که مدام درباره‌اش تردید می‌کنید؛ گاهی اتفاق در دنیای واقعی تمام شده، اما ذهن همچنان آن را مرور می‌کند. زهره کاظم‌زاده، روان‌شناس و طرحواره‌درمانگر، توضیح می‌دهد چگونه نشخوار فکری ما را در چرخه تکراری افکار گرفتار می‌کند، چه تفاوتی با حل مسئله دارد و با چه چهار گامی می‌توان از این چرخه فاصله گرفت.

به گزارش مجله خبری نگار، چطور می‌توان میان فکر کردن برای حل مسئله و نشخوار فکری تفاوت گذاشت و از چرخه تکراری «کاش»، «چرا» و «نکند» بیرون آمد؟

شب شده است، چراغ‌ها خاموشند و روز با تمام اتفاقاتش به پایان رسیده؛ اما در سر شما یک سینمای اختصاصی تازه شروع به اکران کرده است. یک مکالمه کوتاه در محل کار، یک پیام بی‌پاسخ در گوشی یا تصمیمی که چند ساعت پیش گرفته‌اید، مثل یک نوار خراب بار‌ها و بار‌ها در ذهنتان عقب و جلو می‌شود. پرونده آن اتفاق در دنیای واقعی بسته شده، اما ذهن شما هنوز حاضر نیست از آن دست بکشد.

زهره کاظم‌زاده، روان‌شناس، طرحواره‌درمانگر و زوج‌درمانگر با اشاره به این تجربه مشترک می‌گوید: «تا به حال شده یک اتفاق تمام بشود، ولی ذهنت هنوز رهایش نکند؟ جملاتی مثل کاش آن حرف را نمی‌زدم...، چرا این‌طوری جوابم را داد؟ یا نکند تصمیم اشتباهی گرفتم؟ این همان نشخوار فکری است؛ یعنی ذهن بار‌ها و بار‌ها یک موضوع را بررسی می‌کند، بدون اینکه به راه‌حل تازه‌ای برسد.»

بسیاری از ما گمان می‌کنیم با این مرور‌های مداوم در حال بررسی جوانب کار هستیم، اما کاظم‌زاده مرز مهمی میان حل مسئله و درگیری ذهنی می‌کشد: «فکر کردن برای حل مسئله مفید است؛ اما وقتی فقط تکرار می‌کنیم، ذهن خسته‌تر و حال ما بدتر می‌شود.»

ذهنی که از یک اتفاق، ده‌ها داستان می‌سازد

برای اینکه ببینیم ذهن چطور ما را در این تله می‌اندازد، کافی است به یکی از موقعیت‌های روزمره نگاه کنیم. این روان‌شناس و زوج‌درمانگر با طرح یک مثال آشنا می‌گوید: «فرض کن به دوستت پیام دادی و جواب نداده است. ذهن شروع می‌کند: نکند از من ناراحت است؟، شاید حرف بدی زدم...، حتماً دیگر مثل قبل دوستم ندارد! چند ساعت بعد هنوز داری همان موضوع را مرور می‌کنی؛ بدون اینکه اطلاعات جدیدی داشته باشی.»

او ادامه می‌دهد: «اینجا مشکل فقط فکر کردن نیست؛ مشکل این است که ذهنت دارد از یک اتفاق، ده‌ها داستان می‌سازد. هر فکری که به ذهنت می‌آید، لزوماً واقعیت نیست.»

چطور نشخوار فکری را متوقف کنیم؟

وقتی متوجه می‌شویم در این تله ذهنی افتاده‌ایم، معمولاً اولین واکنش ما کلافگی و تلاش برای نیندیشیدن به موضوع است؛ اما کاظم‌زاده راهکار کاربردی‌تری پیشنهاد می‌دهد: «وقتی دیدی ذهنت دوباره وارد چرخه شده، به جای جنگیدن با فکر، از خودت بپرس: الان دارم مسئله‌ای را حل می‌کنم یا فقط دارم تکرارش می‌کنم؟»

این طرحواره‌درمانگر برای لحظه‌ای که متوجه می‌شوید صرفاً در حال تکرار افکار هستید، ۴ گام مشخص را توصیه می‌کند: «اگر جواب تکرارش می‌کنم بود:مکث کن. نگرانی‌ات را بنویس. اگر کاری از دستت برمی‌آید، فقط یک قدم کوچک مشخص کن. اگر کاری از دستت برنمی‌آید، فعلاً ذهنت را از موضوع جدا کن.

قرار نیست هر فکری را تا آخرش دنبال کنیم.»

وقتی پای یک ریشه عمیق‌تر در میان است

همیشه هم ماجرا به یک عادت ساده خلاصه نمی‌شود و گاهی این چرخه، زنگ خطری برای مسائل عمیق‌تر روانی است. کاظم‌زاده در این باره توضیح می‌دهد: «گاهی نشخوار فکری فقط یک عادت ذهنی نیست؛ می‌تواند با اضطراب، افسردگی، کمال‌گرایی یا ترس از اشتباه هم ارتباط داشته باشد. مثلاً کسی که همیشه می‌ترسد تصمیم اشتباهی بگیرد، ممکن است قبل و بعد از هر تصمیم، ساعت‌ها همه‌چیز را مرور کند.»

او در پایان تاکید می‌کند: «اگر ذهنت بیشترِ روز درگیر اگر... کاش... چرا... نکند... است، شاید وقتش رسیده که فقط با فکرت نجنگی؛ بلکه ریشه این چرخه را پیدا کنی.»

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر