کد مطلب: ۱۰۸۱۸۲۹
|
|
۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۷

خاندان اژد‌ها، سریالی که کم و کاستی‌های گیم آف ترونز را هم جبران کرد!

خاندان اژد‌ها، سریالی که کم و کاستی‌های گیم آف ترونز را هم جبران کرد!
هرچه‌قدر که تاج و تخت در فصل آخر شخصیت‌هایش را فراموش کرده بود و همه چیز را با سرعت جلو می‌برد، اما خاندان اژد‌ها صبر به خرج می‌داد و نمی‌خواست از کتاب‌ها جلو بزند.

به گزارش مجله خبری نگار، به تازگی از فصل سوم سریال خاندان اژد‌ها (House of the Dragon) رونمایی شده که با استقبال نسبتا خوب بینندگان مواجه شده است. House of the Dragon نخستین پیش‌درآمد رسمی دنیای Game of Thrones محسوب می‌شود و داستان آن حدود ۲۰۰ سال پیش از وقایع سریال اصلی جریان دارد. محور داستان، نبرد داخلی خاندان تارگرین بر سر جانشینی تاج‌وتخت است؛ بحرانی که از زمانی آغاز می‌شود که ویسریس اول، دخترش رینیرا تارگرین را به‌عنوان وارث خود معرفی می‌کند و زمینه‌ساز یکی از خونین‌ترین درگیری‌های تاریخ وستروس می‌شود.

بازگرداندن آبروی رفته Game of Thrones

وقتی در آخرین فصل سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) وستروس سقوط کرد و شبکه HBO دست رد به کارزار تماشاگرانی زده بود که برای بازسازی فصل آخر این سریال امضا جمع کرده بودند، سازندگان خاندان اژد‌ها می‌دانستند که هم باید آبروی رفته‌ی وستروس در فصل آخر را جمع کنند و هم اینکه مشکل تازه‌ای نتراشند. وستروس از آن جهت سقوط کرد که جرج مارتین برای قسمت‌های آخر تاج و تخت هنوز کتاب‌هایش را ننوشته بود. برهمین اساس شبکه هم نمی‌توانست صبر کند تا جورج مارتین قصه را تمام کند! اینگونه شد که تاج و تخت ناامیدانه با همه وداع کرد. وقتی خبر پخش خاندان اژد‌ها از شبکه HBO منتشر شد، طرفداران جرج مارتین با ترس و تردید به وستروس برگشتند، چراکه اقتباس ناامیدانه HBO از نغمه آتش و یخ را تنها تلاشی برای کسب درآمد از این داستان محبوب می‌دانستند. اما بعد از پخش قسمت‌های ابتدایی خاندان اژد‌ها خیلی چیز‌ها تغییر کرد. حالا طرفداران دنیای وستروس چیزی را پیدا کرده بودند که در فصل آخر تاج و تخت از دست رفته بود.

هرچه‌قدر که تاج و تخت در فصل آخر شخصیت‌هایش را فراموش کرده بود و همه چیز را با سرعت جلو می‌برد، اما خاندان اژد‌ها صبر به خرج می‌داد و نمی‌خواست از کتاب‌ها جلو بزند. از طرفی هم بالاخره داستان به زمان اژدهایان رسیده بود و آنچه را که مخاطب در بازی تاج‌وتخت از دیدن‌اش محروم شده بود را بالاخره می‌توانست ببیند. اما وقتی فصل دوم خاندان اژد‌ها پخش شد، با اینکه همچنان طرفداران وستروس از نمایش این سریال راضی بودند، اما قدری انتقاد‌ها بالا گرفت، اما نه اندازه‌ی فصل پایانی بازی تاج‌وتخت. عمده انتقادات درباره این بود که چرا ریتم روایت کند است و یا چرا هنوز جنگی رخ نداده؟ با اینحال طرفداران بازی تاج‌وتخت و دنیای وستروس جورج مارتین منتظر بودند تا فصل سوم هم از راه برسد که البته رسید!

یک روایت نسبتا منسجم

سریال House of the Dragon روایتی از کشمکش‌های نیرو‌های ناخودآگاه انسان است. از دید یونگین‌ها، این تنها شخصیت‌ها (خودآگاه) نیستند که برای زندگی‌شان تصمیم می‌گیرند، بلکه سایه‌های روان (در اینجا آلیسنت و رینیرا) تجلی کهن‌الگو‌های جنگ‌ها و خصومت‌ها می‌شوند. حالا قدرتمندترین فرد این رابطه‌ی کهن‌الگویی میان آلیسنت و رینیرا، ولیعهد و مدعی حقیقی تاج‌وتخت است. از آن طرف هم این دیمون است که همانند رینیرا شخصیتی به‌شدت یونگی به خود می‌گیرد. این سیاه‌وسفیدی هویت شخصیت‌ها که از جایی میان کهن‌الگو‌ها می‌آید، به کارکتر‌ها قوام بخشیده و باعث می‌شود که آنها از پیمودن یک مسیر کلاسیک پرداختی سرباز زنند.

فصل سوم خاندان اژد‌ها با جنگ و حماسه شروع می‌شود. این سریال در این فصل از لحاظ ساختاری وارد پرده‌های بعدی خودش شده است و قرار است شاهد نقاط عطف متعددی باشد. حالا دیگر جنگ به مرکز روایت آمده است و دیگر خبری از مذاکره و مصلحت‌های صلح‌طلبانه نیست. در دو فصل ابتدایی قطعه پازل‌های سبک روایی و ژانری براساس یک سینمای درام سیاسی و جاسوسی چیده شده بود، اما حالا قرار است تکلیف همه چیز در میدان جنگ مشخص شود. حمله ناگهانی نیرو‌های تریارکی به ناوگان سیاه‌ها تعادل شکننده موجود را نابود می‌کند و جنگ را وارد مرحله‌ی کاملاً جدیدی می‌کند. گالت حالا هم یک حادثه محرک است و هم اینکه خودش رویدادی است که از یک حادثه محرک دیگر در فصل‌های قبلی تغذیه کرده است. ریشه شاخ‌وبرگ‌های این قسمت همه‌اش در تعلیقی است که در فصل پیشین شاهداش بودیم، اینکه درنهایت قرار است همه چیز در میدان نبرد به نتیجه برسد.

جنگ آغاز شده است!

فصل سوم را می‌توان شروع تازه‌ای بر سریال خاندان اژد‌ها در نظر گرفت. با نمایش این قسمت فصل تازه‌ای از جهان وستروس آغاز شده است و حالا قرار بر این است که کارکتر‌ها خودشان را در این جهان حماسی بیشتر بشناسند. تغییر وضعیت سریال از یک درام سیاسی به درامی جنگی مصالح تازه‌ای را می‌طلبد. حالا که جنگ آغاز شده است، شخصیت‌های جهان خاندان اژد‌ها نیز در پی مسیر تازه‌ای خواهند رفت. همه‌ی تارگرین‌ها حالا دیگر باید وارد سفر قهرمانی خودشان شوند. قهرمان قصه از نقطه امن خود بیرون می‌آید و آنقدر آزار می‌بیند تا درنهایت دست به عمل بزند و نقطه عطف سفرش را شکل دهد، چیزی که او را به مرحله‌ی بعدی پرتاب می‌کند.

نظر کاربران چیست؟

محمدامیر جلالی، پژهشگر حوزه سینما می‌نویسد: در اپیزود اول از فصل سوم خاندان اژدها، از همان نمای اول تا نما‌های مشابه بعدی، نیمه‌ی بالای تصویر را اتمسفری مه‌آلود در بر گرفته است. این زمینه چینیِ بصری و قرینه‌وار، به خوبی ما را برای نبردی مبهم و غافلگیرکننده با قابِ پایانی بر فراز تنگه گالت آماده می‌کند.

سریال

گاتس ایرانی هم نظری قابل تامل دارد: نیچه می‌گفت خدایان مرده‌اند و ما تنها هستیم. جرج‌آر. آر. مارتین هم می‌گه اژدهایان مُرده‌اند و پادشاهان/ملکه‌ها تِر می‌زنند. و، اما تنها شخصی که درنظرم می‌بایست در سریال خاندان اژد‌ها بر هفت‌اقلیم حکمرانی میکرد. رینیس. حقیقتا یک ملکه در قلب، اما بدونِ تاج.

خَشنویس که البته ناراضی به‌نظر می‌رسد: این خاندان اژد‌ها واقعا سریال خوبی نیست. حداقل نسبت به سه سریال ساخته شده از این دنیا، قطعا این ضعیف ترینشه و ووک ترینشوم هست؛ و فیلمباز: قسمت اول فصل سه اومد با اینکه کتاب خوانده‌ها راضی نیستند، اما کارگردانی صحنه‌های نبرد درخشان بود و از بیننده‌ها ۹.۸ گرفت.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر