کد مطلب: ۱۰۶۴۹۴۳
|
|
۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۴۴

بهترین فرصت برای کوچ به اقتصاد کالری‌محور

بهترین فرصت برای کوچ به اقتصاد کالری‌محور
تغییر هندسه قدرت در غرب آسیا و نقش ایران در تأمین امنیت پایدار غذایی

به گزارش مجله خبری نگار، مختصات جغرافیای سیاسی غرب آسیا اکنون در آستانه نظمی نوین قرار دارد که در آن متغیر‌های امنیت ملی از میدان‌های نبرد کلاسیک و لوله‌های نفت به سمت سفره‌های مردم و پایداری زنجیره‌های تأمین کالا متمایل شده و پایداری و ثبات منطقه در ابعادی عمیق‌تر از موازنه تسلیحاتی سنجیده می‌شود؛ جایی که اقتدار ملی در قالب «امنیت غذایی» و توان تأمین کالری مورد نیاز جامعه تجلی می‌یابد. در این چارچوب، صنعت لبنیات جایگاهی راهبردی یافته و در قامت یک ابزار قدرتمند برای چانه‌زنی در بازار‌های جهانی و تحکیم پیوند‌های دیپلماتیک پدیدار شده است. واقعیت این است که در دوران موسوم به جنگ سوم تحمیلی که با فشار‌های ترکیبی و اقتصادی بر ملتی مستقل همراه است، یک فرصت تاریخی و استراتژیک برای بازتعریف نقش ایران در توازن قدرت فراهم شده که بهره‌گیری از آن، پایداری تمدنی ما را در دهه‌های پیش رو تضمین می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران با درک صحیح این جابه‌جایی تاریخی قدرت، با عبور از پیله محدودیت‌های تحمیلی، خود را به عنوان قطب اثرگذار تأمین امنیت غذایی در منطقه تثبیت کرده است. وقوع چالش‌های تحمیلی اخیر، لزوم بازنگری در مدل‌های سنتی هاب غذایی را به یک ضرورت حیاتی بدل کرد و اکنون زمان آن فرارسیده است که با تکیه بر زیرساخت‌های بومی، ایران به مرجع اصلی توزیع و تولید کالا‌های اساسی در قلب غرب آسیا بدل شود. این تغییر جهت از اقتصاد نفتی به اقتصاد کالری، علاوه بر بی‌اثر کردن تحریم‌ها، وابستگی کشور‌های همسایه به بنادر ناامن و دوردست را کاهش داده و ایران را در مرکز هندسه نوین تجارت منطقه‌ای قرار می‌دهد. صیانت از این دستاورد در میانه تنش‌ها، نه یک انتخاب، بلکه اراده‌ای پولادین برای تبدیل تهدید‌های میدان به فرصت‌های اقتصادی پایدار است که می‌تواند چهره قدرت در منطقه را برای همیشه بازسازی کند.

۱- ژئوپلیتیک «طلای سفید» در بازار ۲۰ میلیارد دلاری

برآورد ارزش بازار لبنیات در غرب آسیا برای سال ۲۰۲۵، رقم چشمگیر ۱۹.۵ میلیارد دلار را نشان می‌دهد.

این عدد به تنهایی گویای این حقیقت است که حیات اقتصادی و اجتماعی بسیاری از دولت‌های منطقه به ثبات در این بخش گره خورده است.

آمار‌ها حاکی از آن است منطقه مِنا (غرب آسیا و شمال آفریقا) پذیرای ۱۵ تا ۱۸ درصد کل واردات لبنیات جهان است.

این حجم از وابستگی، نقطه ضعف بزرگی برای کشور‌هایی به شمار می‌رود که امنیت غذایی خود را به آبراه‌های بین‌المللی و اراده قدرت‌های فرامنطقه‌ای گره زده‌اند. در حالی که بسیاری از کشور‌های حاشیه خلیج فارس، ثبات بازار‌های داخلی خود را در بند بنادری، چون جبل‌علی و جده می‌بینند، ایران توانسته است با تکیه بر توان بومی، ساختار تولید خود را چنان مستحکم کند که تحرکات نظامی و تنش‌های ژئوپلیتیک، کمترین خدشه را به سبد مصرفی خانوار ایرانی وارد نسازد. این تفاوت در تاب‌آوری، هسته اصلی توازن قدرت در سال‌های پیش رو خواهد بود.

۲- هرمز؛ نبض بقای غذایی شیخ‌نشین‌ها

تنگه هرمز در پیشینه تحلیل‌های سیاسی، جایگاهی شناخته‌شده به عنوان گذرگاه جهانی انرژی دارد، اما در مختصات کنونی جهان، این آبراه استراتژیک وظیفه‌ای حیاتی‌تر در تأمین کالا‌های اساسی و مایحتاج سفره‌های مردم بر عهده دارد. بروز هر گونه اختلال یا انسداد جدی در این مسیر، علاوه بر ایجاد تلاطم گسترده در بازار‌های نفت، پایداری بازار محصولات غذایی و لبنی در کشور‌هایی همچون عراق، کویت، قطر، امارات و بحرین را با خطر فروپاشی زودهنگام روبه‌رو می‌کند. این واقعیت نشان می‌دهد امنیت تنگه به شکل مستقیم با بقای روزمره جوامع حاشیه خلیج فارس گره خورده است.

تجربه نشان داده است با کاهش امنیت در شریان‌های اصلی تجارت بین‌الملل نظیر دریای سرخ و کانال سوئز در پی دخالت قدرت‌های بیگانه و پاسخ‌های متقابل در منطقه، هزینه‌های ترانزیت و قیمت تمام‌شده نهاده‌های تولید دامی مانند انرژی و کود‌های شیمیایی با جهش ناگهانی مواجه می‌شود.

در این شرایط، شرکت‌های حمل‌ونقل ناچار به جایگزینی مسیر‌های طولانی از جمله دور زدن دماغه امیدنیک می‌شوند که این مساله زمان انتقال کالا را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد.

این تأخیر زمانی، کیفیت محصولات تازه را که نسبت به گذشت زمان حساسیت بالایی دارند، با تهدید جدی مواجه کرده و ضایعات گسترده‌ای در زنجیره تأمین به همراه می‌آورد.

در فضای ناشی از این پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک، ایران به واسطه برخورداری از موقعیت جغرافیایی منحصر‌به‌فرد و دسترسی مستقیم زمینی و دریایی به بازار‌های پیرامون، ظرفیت‌های لجستیکی ویژه‌ای در اختیار دارد.

این اشراف سرزمینی امکان مدیریت بهینه توزیع و پایداری زنجیره کالا‌های ضروری را در زمان بحرانی فراهم می‌آورد. به همین سبب، توانمندی ایران در تأمین امنیت عبور کالا و دسترسی به مسیر‌های جایگزین، جایگاه کشور را در مذاکرات کلان سیاسی و اقتصادی تقویت کرده و وزنه چانه‌زنی جمهوری اسلامی ایران را در معادلات منطقه‌ای به نفع ثبات پایدار تغییر می‌دهد.

۳- ظرفیت‌های تولید و جهش تراز تجاری ایران در بازار بین‌المللی لبنیات

بررسی آمار‌های ثبت‌‎شده در سال ۲۰۲۵ میلادی، نشان از یک دگرگونی معنادار در ظرفیت‌های صادراتی کشور دارد. حجم محموله‌های لبنی ارسالی ایران به ۷۳۰ هزار تن رسید که این میزان رشد ۲۶.۶ درصدی را نسبت به دوره مشابه سال قبل آن نشان می‌دهد.

همچنین این حجم صادرات در مقایسه با میانگین عملکرد ۵ سال اخیر، ۳۵ درصد پیشی گرفته است. دستیابی به تراز ارزی ۱.۲ میلیارد دلاری که برآورد تقریبی آن ۸۸۲ میلیون پوند است، پایداری نظام تولید در شرایط فشار‌های بین‌المللی را به اثبات می‌رساند و اثرگذاری تلاش‌ها برای محدودسازی تبادلات مالی را در این حوزه از بین می‌برد.

در طبقه‌بندی کالا‌های صادراتی، شیر خشک در مقام راهبردی‌ترین مولفه این زنجیره قرار دارد. تحقق رشد ۵۵ درصدی در صادرات این کالا موجب شد ایران پیش از آغاز چالش‌های منطقه‌ای اخیر، جایگاه چهارمین صادرکننده برتر شیر خشک بدون چربی (SMP) دنیا را به خود اختصاص دهد. سهم این محصول در ترکیب کل صادرات لبنی کشور از ۲۳ درصد سال ۲۰۲۳ به ۲۸ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافت. این تغییر ترکیب در سبد کالایی، نشان‌دهنده تمرکز بر تولید محصولاتی است که ارزش افزوده بالاتری برای اقتصاد ملی به همراه می‌آورند.

شیر خشک به واسطه برخورداری از ویژگی ماندگاری طولانی، ابزاری برای تثبیت حضور پایدار ایران در جغرافیای همسایگان محسوب می‌شود و عمق نفوذ تجاری کشور را تقویت کرده است. آمار‌های تفکیکی نشان می‌دهد بازار‌های هدف نظیر عراق با جذب ۵۳ درصد، پاکستان با ۱۸ درصد و افغانستان با ۹ درصد، ارکان اصلی این ساختار صادراتی را تشکیل می‌دهند. تداوم این روند نشان می‌دهد تولیدات ایران، جایگاه مستحکمی در بازار‌های پیرامونی یافته و تهران موفق شده است پیوند‌های اقتصادی خود را با کشور‌های منطقه بر پایه پایداری در زنجیره تأمین و اعتماد مصرف‌کنندگان بازسازی کند.

۴- تغییر توازن قدرت در بازار لبنیات غرب آسیا و برتری لجستیکی ایران

در سال‌های گذشته، توازن سنتی بازار لبنی در منطقه تحت تأثیر نفوذ تأمین‌کنندگان بزرگ جهانی بود، به‌طوری که اتحادیه اروپایی ۳۳ درصد و نیوزیلند ۱۷ درصد سهم این تجارت کلان را در اختیار داشتند. در این میان، کشور‌هایی نظیر انگلیس نیز تلاش کردند با ارسال سالانه ۵ هزار تن پنیر به بازار‌های عربستان سعودی و امارات عربی متحده، جایگاهی در این زنجیره رقابتی برای خود تثبیت کنند.

با این حال، بروز تنش‌های نظامی و متعاقب آن افزایش بی‌سابقه هزینه‌های ترانزیت، توان رقابت این بازیگران فرامنطقه‌ای را با چالش جدی مواجه کرد. با کاهش چشمگیر فعالیت در بنادر کلیدی منطقه همچون جده، ملک‌عبدالله و عقبه، دولت‌های وابسته به واردات ناگزیر شده‌اند برای جلوگیری از ناپایداری سبد غذایی خود، به سمت بازار‌های باثبات‌تر در جغرافیای همسایه تغییر مسیر دهند.

در چنین فضای متحول‌شده‌ای، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ رویکرد‌های مدبرانه در سیاست‌گذاری کلان اقتصادی، حضور خود در بازار عراق را تثبیت کرد و همزمان دایره نفوذ خود را به بازار‌های امارات، جمهوری باکو و روسیه گسترش داد، به‌طوری که اکنون امارات به‌تنهایی پذیرای ۴ درصد محصولات صادراتی ایران است. در بازه زمانی کنونی که تولیدکنندگان غربی به دلیل تورم جهانی و کاهش حاشیه سود با دشواری‌هایی در مدیریت تولید و حفظ توان دامداران خود روبه‌رو هستند، ایران از مزیت نزدیکی جغرافیایی و دسترسی به مسیر‌های کوتاه‌مدت بهره می‌برد. برخورداری از هزینه‌های پایین حمل‌ونقل و سرعت بالای تحویل کالا به مراکز مصرف، موجب شده محصولات ایرانی با کیفیت مطلوب در دسترس مصرف‌کنندگان منطقه‌ای قرار گیرد و ایران به یک رکن اساسی در معادلات تأمین امنیت غذایی تبدیل شود.

۵- ترکش‌های اقتصادی تنش برای مدعیان منطقه

تنش‌های سیاسی و بی‌ثباتی‌های ناشی از مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای و متحدان آنها در پهنه جغرافیایی غرب آسیا، لایه‌های مختلف اقتصاد از جمله صنعت گردشگری و سطح تقاضای داخلی در کشور‌های همسو با غرب را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. یافته‌های آماری موسسه «آکسفورد اکونومیکس» نشان‌دهنده ریزش ۱۱ درصدی ورود گردشگران بین‌المللی است که جمعیتی بالغ بر ۲۳ میلیون نفر را دربر می‌گیرد و خسارتی معادل ۳۴ میلیارد دلار به تراز مالی منطقه تحمیل می‌کند. رکود در چرخه گردشگری، به شکل مستقیم موجب افت تقاضا در بخش خدمات غذایی، هتل‌داری و رستوران‌ها برای کالا‌های باکیفیتی نظیر محصولات لبنی شده و پویایی بازار مصرف را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است.

در همین چارچوب، کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس که ظرفیت صادراتی محصولات لبنی ایران به آنها ۱۳۴ میلیون دلار تخمین زده می‌شود، با تورم فزاینده در حوزه نهاده‌های تولیدی روبه‌رو شده‌اند. این مجموعه کشور‌ها که مسؤولیت مدیریت عبور ۲۵ درصد منابع انرژی و یک‌سوم کود‌های شیمیایی جهان را از مسیر تنگه هرمز بر عهده دارند، اکنون پیوند ناگسستنی امنیت معابر با معیشت عمومی را به وضوح لمس می‌کنند. بروز هر نوع نارسایی در ثبات سیاسی و امنیتی منطقه، قیمت کالا‌های اساسی نظیر نان و شیر را در مراکز پرجمعیتی همچون ریاض و ابوظبی دچار نوسان‌های تند می‌کند. این وضعیت نشان‌دهنده آن است که پایداری سفره‌های مردم در این جغرافیا، به میزان بالایی با حفظ توازن استراتژیک در منطقه گره خورده است.

۶- بازتعریف هندسه نوین قدرت ذیل امنیت غذایی در غرب آسیا

تحولات جاری در سطح بین‌الملل حاکی از وقوع یک دگردیسی عمیق در مناسبات تجاری است که به موجب آن، نقطه ثقل اقتصاد از غرب به سوی شرق جغرافیایی تغییر مکان داده است. این فرآیند موجب شده ایران نفوذ مقتدرانه‌ای را در شریان‌های حیاتی منطقه به دست آورد. در شرایط کنونی، انگلیس و سایر کشور‌های غرب با دغدغه جدی حذف احتمالی از بازار‌های نوظهور مواجهند. این کشور‌ها به روشنی درک کرده‌اند تداوم ناپایداری در مسیر‌های دریایی، کالا‌های تولیدی آنها را در انبار‌های اروپا با خطر فاسد شدن مواجه می‌کند، در حالی که محصولات ایرانی به واسطه مزیت همجواری، به سهولت بر سفره‌های ملت‌های همسایه جای می‌گیرند. سیاست‌گذاری کلان جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر تنوع‌بخشی به سبد محصولات صادراتی، از جمله انواع ماست، پنیر، کره و آب‌پنیر، زنجیره تأمین مستحکمی را در کشور‌های حوزه مقاومت و بازار‌های شرق نظیر پاکستان و افغانستان پایه‌گذاری کرده است. این اقدام راهبردی، ایران را در جایگاه ضامن امنیت غذایی منطقه تثبیت کرده و جلوه‌ای نوین از دیپلماسی متکی بر ظرفیت‌های داخلی را در قالب پیوند‌های معیشتی به نمایش گذاشته است.

این الگوی تعامل، بر پایه پایداری در تولید و اشتراک منافع با همسایگان شکل گرفته که در نتیجه آن، مفهوم جدیدی از همکاری‌های منطقه‌ای متولد شده است. تحلیل جامع داده‌های آماری در کنار واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد دوران اتکای مطلق به واردات از فرسنگ‌ها دورتر سپری شده است. تلاطم‌های امنیتی در گلوگاه‌هایی نظیر تنگه هرمز و دریای سرخ، ضرورتی تاریخی برای بازتعریف اولویت‌های استراتژیک در تأمین کالا‌های اساسی ایجاد کرده است. ایران با اتخاذ تدابیر تولید هوشمندانه و بهره‌گیری از مسیر‌های ترانزیتی زمینی، هزینه‌های ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیک را به فرصت‌های نوین اقتصادی بدل کرده است.

این نگاه دوراندیشانه به بازاریابی هدفمند در کشور‌های همجوار، تهدید‌های بالقوه را به اهرمی برای تقویت اقتدار ملی بدل کرده است. در چشم‌انداز آینده، برتری با کشور‌هایی است که در میانه بحران‌های جهانی، توانایی حفظ پایداری معیشت خود و تأمین نیاز‌های پیرامونی را دارا باشند. ایران در شرایط کنونی، معمار نظم جدیدی در ساختار تغذیه و سلامت غرب آسیا محسوب می‌شود. در سایه این اقتدار بومی، نوسانات و تورم حاکم بر بازار‌های بین‌المللی بیش از آنکه امنیت ملی ایران را متأثر سازد، ساختار‌های اقتصادی وابسته به ترانزیت‌های طولانی و آسیب‌پذیر را با مخاطره جدی مواجه می‌کند. فرجام این مسیر، تثبیت جایگاه تمدنی ایران به عنوان لنگرگاه اصلی ثبات غذایی در میانه چالش‌های سیاسی قرن جدید خواهد بود.

منبع: وطن‌امروز

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر