کد مطلب: ۱۰۴۱۳۰۵
|
|
۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۲

منفور؟!‌ ای کاش مثل چاوشی باشید

منفور؟!‌ ای کاش مثل چاوشی باشید
انتخاب محسن چاوشی به عنوان هنرمند سال ۱۴۰۴، بار دیگر نشان داد که پیوند میان یک هنرمند دغدغه‌مند و توده‌های مردم، گسستنی نیست. اما همان‌طور که انتظار می‌رفت، این موجِ بلندِ استقبال، به مذاقِ کسانی که نان‌شان در تفرقه و استمرارِ فضای جنگ‌طلبی است، خوش نیامد.

به گزارش مجله خبری نگار، انتخاب محسن چاوشی به عنوان هنرمند سال ۱۴۰۴، بار دیگر نشان داد که پیوند میان یک هنرمند دغدغه‌مند و توده‌های مردم، گسستنی نیست. اما همان‌طور که انتظار می‌رفت، این موجِ بلندِ استقبال، به مذاقِ کسانی که نان‌شان در تفرقه و استمرارِ فضای جنگ‌طلبی است، خوش نیامد. این جریان که همواره بر طبلِ نفرت‌افکنی می‌کوبد، تلاش کرد تا با وارونه‌سازی واقعیت، چاوشی را چهره‌ای منفور جلوه دهد! ادعایی که بیش از آنکه ریشه در واقعیت داشته باشد، از عصبانیتِ جریانی ناشی می‌شود که در پروژه‌های وطن‌فروشی و ایجاد گسستِ اجتماعی شکست خورده‌اند.

دلیل اصلی هجمه‌ها علیه محسن چاوشی، امتناع او از بازی در زمینِ جریان‌های سیاسی خارج‌نشین و کاسبانِ تحریم و جنگ است. چاوشی در تمام این سال‌ها ثابت کرده، مصلح فرهنگی و اجتماعی بودن را به فعال سیاسی فصلی بودن ترجیح می‌دهد. او به جای شعار‌های توخالی، مسیرِ عمل‌گرایی را برگزید: رهایی زندانیان، خیریه و درمان (تامین هزینه‌های سرسام‌آور جراحی برای کودکان نیازمند) و صدایِ بی‌صدایان (بازتاب دادنِ رنجِ طبقه فرودست در اشعار و ملودی‌هایش)

این اقدامات، چاوشی را به یک سرمایه اجتماعی تبدیل کرده است. طبیعی است که دشمنانِ ثباتِ ایران، از هنرمندی که می‌تواند میلیون‌ها نفر را حولِ محورِ خیرخواهی و وطن‌پرستی جمع کند، واهمه داشته باشند. آنها می‌خواهند هنرمند یا مزدور آنها باشد و یا اگر نیست، با برچسبِ منفور بودن منزوی شود.

جریانی که مدعی است چاوشی منفور است، عمدتاً در فضای مجازی و از طریق حساب‌های سازمان‌دهی شده فعالیت می‌کند. آنها همان‌هایی هستند که در ایام سختی و سایه جنگ، به جای ایستادن در کنار مردم، به دنبال تحریکِ فشار‌های خارجی و نابودیِ زیرساخت‌های کشور بودند.

اما واقعیت اینجاست، محبوبیت یک هنرمند را نه با تعداد کامنت‌های تخریبیِ یک جریان خاص، بلکه با میزانِ نفوذِ صدای او در کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌سنجند. وقتی صدای چاوشی در دورترین روستا‌های ایران شنیده می‌شود و وقتی فراخوان‌های او برای کار‌های خیر در کمتر از چند ساعت به ثمر می‌رسد، ادعای منفور بودن او بیشتر شبیه به یک شوخیِ تلخ و ناشیانه است.

جالب اینجاست که همین جریان‌ها وقتی در شبکه‌های اجتماعی با ژست‌های فریبنده پست‌هایی مبنی بر منفور بودن چاوشی منتشر کردند، با سدی محکم از جنس واکنش‌های خودجوش مردمی رو‌به‌رو شدند. بررسی کامنت‌ها نشان می‌دهد که مردم نه تنها فریب این بازی‌های رسانه‌ای را نخوردند، بلکه با یادآوری خدمات اجتماعی او از آزادی زندانیان گرفته تا نجات کودکان بیمار صفحه آنها را به نمایشگاهی از عشق و وفاداری به هنرمندِ ملی خود تبدیل کردند. این واکنش‌های قاطع ثابت کرد که فاصله میانِ ربات‌های مجازی و آدم‌های واقعی به اندازه تفاوت میانِ خیانت و خدمت است.

اشتباهِ بزرگِ وطن‌فروشان این است که گمان می‌کنند با تخریبِ چهره‌های محبوب، می‌توانند جایگاهی برای خود دست و پا کنند. اما مردم ایران هوشمندتر از آن هستند که خادم را از خائن تشخیص ندهند. چاوشی با انتخابِ هوشمندانه اشعار (از کلاسیک تا معاصر) و لحنِ زخمی، اما امیدوارش، به بخشی از حافظه جمعی ما تبدیل شده است.

انتخاب او به عنوان هنرمند سال ۱۴۰۴، تنها یک عنوان تشریفاتی نیست؛ بلکه پاسخی است محکم به تمامی کسانی که در تمام این سال‌ها سعی کردند میان هنر و تعهدِ ملی فاصله بیندازند. محسن چاوشی نشان داد که می‌توان هم منتقد بود، هم دلسوز ماند و هم عاشقانه برای ایران خواند. بالاخره غبارِ این نفرت‌پراکنی‌ها فرو خواهد نشست و آنچه باقی می‌ماند، صدای ماندگار کسی است که نه به بیگانگان تکیه کرد و نه به قدرت‌های پوشالی؛ چاوشی تنها به مردمی تکیه کرد که او را از خودشان می‌دانند. چاوشی، هنرمندِ مردم هست و خواهد بود.

منبع: فرهیختگان-عاطفه جعفری

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر